تبليغاتX
زیست شناسی دامغان

زیست شناسی دامغان

سال 2009 سال بزرگداشت داروین

 مایکل له‌پیج ـ نظریهٔ امروزین ِ فرگشت – هرچند نه تماماً، اما اساساً – بر عقاید داروین استوار بوده و حتی از آن نیز فرا‌تر رفته است.
 
غالباً فرض بر این است که زیست‌شناسان، مشتاقانه از زمانِ کشف سترگ داروین، با نظریه‌اش در خصوص منشأ گونه‌های زیستی از در ِ موافقت درآمده‌اند و دانشمندان، چشم‌بسته تمامی ِ عقایدش را تا به امروز، پذیرفته‌اند. در حقیقت اما فرضیات فراوانی در خصوص فرگشت‌ یافتن ِ حیات؛ مدت‌ها پیش‌تر از داروین مطرح بوده. مدارک مستدلی حاکی از این است که داروین، کتاب «منشأ انواع‌»‌اش را در ۱۸۵۹ میلادی به تألیف درآورد و با این‌حال، همین کتاب، اغلبِ زیست‌شناسان را متقاعد به قبول فرگشتِ نسل‌به‌نسل حیات از مسیر تغییر و تبدیلات جد مشترکی در میان آن‌ها نمود.

زیست‌شناسانِ مدرن، بزرگ‌ترین خدمت داروین به علم زیست‌شناسی را کشفِ سازوکار بنیادین نظریات‌اش؛ یعنی‌‌ همان «انتخاب طبیعی» می‌دانند. با این حال زیست‌شناسانِ فراوانی طی حیات داروین، از قبول این‌که چنین فرآیندی می‌تواند علت فرگشت را توضیح دهد، سر باز زدند و این فرضیهٔ نوپا را به محاق فراموشی کشاندند.

سرانجام در دههٔ ۳۰ میلادی بود که عده‌ای از زیست‌شناسانِ جمعیتی، موفق به اثبات نقش قدرتمند – اما نه کاملاً منحصربفرد – «انتخاب طبیعی» در القای دگرگونی‌های فرگشتی شدند و دست به احیای این نظریه زدند. در ‌‌نهایت، با توسعهٔ علم ژنتیک هم بود که زیست‌شناسان، رفته‌رفته موفق به کشف رفتارهای فرگشتی و نحوهٔ وقوع این پدیده شدند. این کشفیات، برپایهٔ سایر کشفیاتِ به‌ثمررسیده در دیگر حوزه‌ها و طی اتحادی موسوم به «تلفیق جدید»، به کسب درک نوینی از فرآیند فرگشت انجامید.

تلفیق جدید از بسیاری جهات، امتداد و پالایش‌‌ همان ایده‌های نخستین ٍ داروین است؛ اما در حقیقت تفاوت‌های حائز اهمیتی مابین این دو دسته ایده‌ها به‌چشم می‌خورَد. خصوصاً بخشی مهم از مجموعه‌علل ِ وقوع فرگشت، امروزه به «انحراف ژنتیکی» نسبت داده می‌شود (رجوع کنید به «
در کوره‌راهِ تصادف»).
هرچند در بسیاری موارد، حق با داروین بود؛ اما وی اشتباهاتی را نیز مرتکب شد، که بزرگترینشان فرضیهٔ «پان‌جنسیس» (Pangenesis) بود. این فرضیه را داروین در سال ۱۸۶۸، در کتابش The Variation of Animals and Plants Under Domestication انتشار داد. طبق این فرضیه، ویژگی‌های سودآوری که یک جاندار حین حیات‌اش کسب می‌کند، می‌تواند طی چندین نسل از طریق ذراتی موسوم به Gemmule که توسط سلول‌های جنسی افشانده می‌شوند؛ به فرزندان منتقل شود. داروین، گمان می‌برد که این فرضیه بر فرض مثال، می‌تواند علت ضخیم‌تر بودنِ پوستٍ کف پای نوزادانِ تازه‌تولدیافته را در قیاس با دیگر نقاط بدنشان، آشکار سازد. اما نهایتاً این انگاره در قرن بیستم از رونق افتاد و به فراموشی سپرده شد. با این وجود، نکته‌ای در این گفته‌ها خفته که ذکرش خالی از لطف نیست: زیست‌شناسانِ اندکی امروزه معتقدند که بایستی راه‌هایی برای انتقالِ خصائص ِ اکتسابی ِ یک ارگانیسم از نسلی به نسل‌های بعدی‌اش وجود داشته باشد. هرچند هنوز این پدیده عملاً اثبات نگشته؛ اما در صورت اثبات هم، موردی استثنایی تلقی خواهد شد و نه پدیده‌ای که بتوان در هرکجای طبیعت آن را دید.

اشتباهاتِ دیگر داروین، جزئی‌اند. مثلاً او در یکی از نسخه‌های «منشأ انواع»، مشتاقانه از فسیل «Eozoon canadense» می‌گوید که گفته می‌شده بازماندهٔ موجودی آغازی‌ست؛ اما بعدتر‌ها مشخص شد این فسیل، چیزی جز آرایش خاص و گول‌زنندهٔ کانی‌های معدنی نیست. داروین همچنین عقیده داشت که سگ، جانوری دورگه با اجداد وحشی‌ ِ متفاوت است؛ حال‌آنکه مرغ تنها یک جد منحصربفرد دارد. در واقعیت اما دقیقاً برعکس ِ این گفته صادق است. اعتقادش به فرگشت یافتن ِ شُش ِ پستانداران از آبشش ماهی‌ها هم کاملاً برعکس ِ تصور امروزین ازِ این پدیده بود.

برخی زیست‌شناسان هم‌اکنون خواهان بازبینی ِ «تلفیق جدید» هستند تا کشفیات جدیدی که مثلاً نگرشمان را نسبت به ماهیت ژن‌ها، منشأ جنسیت، میراث اِپی‌ژنتیک و تراز انتخاب و گونه‌زایی را دچار تحول ساخته‌اند نیز از این پس در نظریهٔ فرگشت، لحاظ گردند. با این‌حال، چنین بازبینی‌ای صرفاً آموخته‌های چندین دههٔ اخیر زیست‌شناسان را رسماً آشکار می‌کند.

اما در این مدت آن‌ها چه آموخته‌اند؟ در یک جمله، این‌که مفهوم فرگشت از مسیر انتخاب طبیعی، که نخستین بار توسط داروین ارائه گردید، پدیده‌ای ساده بوده؛ اما طی تاریخ ِ چهارمیلیاردسالهٔ زمین، همین پدیده به دستاوردهای پیچیده و اغلب نامنتظره‌ای انجامیده است.
 
منبع:
NewScientist
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1390ساعت 11:20  توسط شجاعی نیا  | 

زردچوبه و چربی بدن

 

رژیم غذایی که حاوی مقداری زردچوبه است می تواند چربیهای موجود در بافت های بدن را به سوخت و ساز رسانیده و سبب کم شدن وزن بدن گردد. برای ازدیاد چربی و انباشته شدن آن در بدن یک سلسله تغییرات و تحولاتی باید به وجود آید که آن را از نظر علمی Angiogenesis می نامند. ترکیبات موجود در زردچوبه عملکرد این تغییرات را خنثی نموده و نمی گذارد غذا و اکسیژن از طریق مویرگهای جدید به بافت های چربی برسند و در نتیجه این ماده در بدن انباشته نمی گردد و به ازدیاد وزن منجر نمی شود. ماده شیمیایی مخصوصی که در زردچوبه وجود دارد و آنتی اکسیدانی قوی است (پلی فنول) در مقایسه با پلی فنول غذاهای دیگر، بهتر و راحت تر جذب بدن می شود.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 20:3  توسط شجاعی نیا  | 

قورباغه درختی کوبائی که با بلعیدن یک لامپ روشن متصل به برق باعث روشن شدن شکم خود گردیده و نهایتا با بیرون اوردن لامپ توسط عکاس جان سالم به در برده است.
 
جیمز اسنایدر(James Snyder) عكاس اين عكس مي‌گويد: اين قورباغه روي درخت حياط خلوت من در فلوريدا زندگي مي كند. قورباغه كوبايي كه از نوع درختي است. علت بلعيدن لامپ روشن و متصل به برق توسط اين قورباغه جزء اسرار و ابهام است.

او در ادامه مي‌گويد: زماني كه ازاين صحنه يعني قورباغه‌اي با شكم نوراني‌عكاسي مي‌كردم، فكر مي كردم كه قورباغه زنده نيست. چرا كه گرماي اين لامپ بايد اين قورباغه كوچك را مغز پخت كرده باشد.

خوشحالم كه تصور من درست نبود. چرا كه بعد از گرفتن چند عكس، شايد از صداي شات يا فلش دوربين بود كه "قورباغه روشن" تكان خورد.

قورباغه را به آرامي گرفتم و سعي كردم كه لامپ روشن را از دهانش بيرون بكشم. وقتي موفق به اين كار شدم قورباغه جستي زد و پريد و من با خوشحالي تماشايش كردم.

اميدوارم به حساب ديوانگي من نگذاريد. چرا كه در آن زمان احساس كردم، اين قورباغه از اينكه لامپ روشن را از شكمش خارج كردم، زياد خوشحال نيست. شايد مي‌خواست يك قورباغه شب تاب باشد. 

منبع: نشنال جئوگرافیک

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 8:39  توسط شجاعی نیا  | 

آنفلوانزاى نوع H1N1 يا آنفلوانزاي نوع A يا همان آنفلوانزاي خوكي

اولین فراگیری جهانی یک بیماری پس از 40 سال ـ همه چیز درباره آنفلوانزاي خوكي/ چگونه مبتلا نشویم؟

پاييز امسال از لحاظ آنفلوآنزاي خوكي بسيار هولناك خواهد بود .حداقل دو سال گرفتار آنفلوانزاي خوكي خواهيم بود که طی آن، موج‌هاي مختلف بیماری بروز مي‌كند و هرموج 6 تا 8 هفته طول می کشد... دستان خود را مرتب بشویید ، مانند الزام شستن مداوم دست ها توسط یک جراح.
بر اساس گزارش نهادهای ملی و بین المللی در زمینه بهداشت و سلامت، سالانه افراد بسیار زیادی بر اثر انواع بیماریها جان خود را از دست می دهند که در این میان بیماریهای قلبی و گوارشی و حوادث مختلف در صدر آن قرار دارند. بیماریهایی نیز وجود دارند که علی رغم مسری بودن، به علت اینکه برای جان انسانها کمتر خطرناک هستند به همان نسبت کمتر در معرض توجه جدی قرار داشته اند که بیماری آنفلوانزا یکی از آنهاست.
 اما در مورد انواع خاصی از آنفلوانزاها مانند نوع خوکی که اخیرا به اندازه گستره حیات، گسترش یافته است اوضاع متفاوت است. میکروب ها و ویروس هاس بیماری زا در انسان به علت تغییرات و جهش های ژنتیکی در طول زمان در مقابل داروهای موجود مقاوم شده و حتی ممکن است یک بیماری جدید ایجاد شود. برخی از بیماریها بین انسان و حیوان مشترک هستند و از هرکدام به طرف مقابل سرایت می کنند؛ این گونه بیماریها به علت مسری بودن و در تماس بودن انسان و حیوان به مراتب خطرناک تر هستند.
 متاسفانه بیماری آنفلوانزا از نوع خوکی دارای تمام شاخصه های یک بیماری مسری و خطرناک است که علی رغم تلاشهای مجدانه محققان پزشکی هنوز داروی موثری برای پیشگیری یا درمان قطعی آن وجود ندارد. (البته این موضوع  صرفا به انفلوانزای خوکی مربوط نیست بلکه در مورد تمام انواع آنفلوانزاها صدق می کند) بنابراین آنفلوانزا از حالت یک بیماری معمولی با درجه خطر پایین به یک بیماری کشنده و عالمگیر تبدیل شده و نگرانی جدی تمامی مردم، دولتها و نهادهای ملی و بین المللی در زمینه بهداشت و سلامت را موجب شده است و در ماههای اخیر به یک بحران جهانی تبدیل شده است. (در ادامه مطلب متن کامل را بخوانید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 19:3  توسط شجاعی نیا  | 

خواص و مزایای دوش آب سرد 

درصدی  از مردم دوش آب سرد را ترجیح می دهند و باور دارند که برای سلامتی مفید بوده و به شخص نوعی انرژی می دهد. پژوهشگران آلمانی بررسیهایی را در این زمینه و پس از تجزیه و تحلیل یافته های مقدماتی بر روی افرادی که در زمستان سرد شهر برلین در رودخانه شنا می کنند و کمتر به عفونت دستگاه تنفسی مبتلا می شوند شروع کرده اند. این گروه تحقیقاتی باور دارد که دوش آب سرد همراه با دوش آب گرم بدن را در برابر بیماریهای عفونی مقاوم می کند، زیرا شنا کردن در آب سرد و یا گرفتن دوش آب سرد به بدن نوعی شوک وارد می آورد که در اثر تکرار این عادت بدن می تواند با عوامل عفونت زا، مخصوصا آن دسته ای که به دستگاه تنفسی صدمه می زنند، مقابله نماید. در ضمن نتایج بررسیهای علمی نشان می دهد افرادی که عادت به گرفتن دوش آب سرد دارند و یا در زمستانها در رودخانه های یخبندان شنا می کنند نه تنها کمتر به عارضه استرس دچار می شوند بلکه به طور کلی با هوش تر بوده و کمتر به بیماری فراموشی مبتلا می شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 17:32  توسط شجاعی نیا  | 

تلقین مثبت همیشه کارساز نیست!!!


نتیجه تحقیقات بک گروه از محققان کانادایی نشان می دهد افرادی که اعتماد به نفس پایین تری دارند، در صورت تکرار تلقین های مثبت درباره خودشان، احساس بدتری نسبت به خود پیدا می کنند.
به گفته این محققان، جملاتی از قبیل "من فردی دوست داشتنی هستم" تنها می تواند به کسانی که اعتماد به نفس بیشتری دارند، کمک کند.
یک روان شناس بریتانیایی می گوید احساس آدم ها نسبت به خودشان بر پایه آن چه که واقعا در زندگی شان انجام می دهند، شکل می گیرد.
این توصیه که آدم ها برای داشتن احساس بهتر باید "به خودشان کمک کنند" یا به عبارتی به خود تلقین کنند، اولین بار به صورت جدی توسط ساموئل اسمایل، نویسنده اسکاتلندی مطرح شد.
کتاب او با نام " خود یاری" حدود ۲۵۰ هزار نسخه فروش داشت و این شیوه، یعنی کمک به خود از لحاظ روانی، اکنون به تجارتی میلیاردی در تمام دنیا تبدیل شده است.
افکار مثبت آزاردهنده
در یک آزمایش محققان دانشگاه های واترلو و نیو برنزویک، از افراد مختلف با میزان اعتماد به نفس متفاوت، خواسته اند که جمله " من فردی دوست داشتنی هستم" را تکرار کنند.
پس ازگفتن و تکرار این جمله، حالت این افراد و احساس آن ها نسبت به خودشان را بررسی کرده اند.
در گروه افراد با اعتماد به نفس پایین، کسانی که این جمله را تکرار کرده اند، نسبت به بقیه اعضای گروه، احساس بدتری درباره خودشان داشته اند.
اما کسانی که اعتماد به نفس بیشتری داشتند، پس از تکرار این جمله مثبت، احساس بهتری داشتند، هر چند بسیار اندک.
در مرحله بعدی، روان شناس ها از افراد مورد آزمایش خواسته اند که تفکرات مثبت و منفی درباره خودشان را فهرست کنند.
نتیجه این آزمایش نشان داده کسانی که اعتماد به نفس پایین تری دارند، وقتی اجازه بروز تفکرات منفی را پیدا می‌کنند، احساس بهتری نسبت به زمانی دارند که مثبت درباره خود می اندیشند.
به گفته این محققان کانادیی اگر آدم ها به طور کامل بر افکار مثبت تمرکز کنند، آنگاه افکار منفی بیشتر موجب آزار آنها خواهد شد.


BBC

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 19:29  توسط شجاعی نیا  | 

ترشح ماده رنگبر طبیعی در بدن انسان 'شفادهنده است'


ماده رنگبری که به طور طبیعی در بدن انسان تولید و ترشح می شود ظاهرا در تحریک دستگاه ایمنی برای جنگیدن با عفونت و شفای جراحت هایی که به وجود آمده است، نقش ایفا می کند.
دانشمندان آمریکایی که تحقیقاتی را بر روی گورخر ماهی انجام می داده اند متوجه شدند که این نوع ماهی، که به لحاظ ژنتیکی مشابه بشر است، وقتی زخم می شود مقدار زیادی ماده رنگبر پراکسید هیدورژن ترشح می کند.
به نظر می رسد که ترشح میزان زیادی پراکسید هیدروژن به گلبول های سفید در بدن پیام می دهد که به محل زخم بروند و روند ترمیم و شفا را آغاز کنند.
این تحقیق که نتیجه آن در نشریه نیچر منتشر شده ممکن است ایجاد بیماری هایی مانند آسم را توجیه کند.
آسم، مسدود شدن ریه ها و برخی تورم های دل و روده با شمار بالای گلبول های سفید مرتبط دانسته شده اند.
با این که در ابتدا تصور می شده است که گورخر ماهی هیچ ارتباطی با انسان ندارد، آنها ژنهای مشابه دارند و از این ماهی ها به طور گسترده برای تحقیق در باره فرآیندهای زیستی استفاده می شود.
محققان دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد، برای انجام این تحقیق ژنی را به بدن گورخر ماهی تزریق کردند که در حضور پراکسید هیدروژن نورانی می شود.
آنها مشاهده کردند که وقتی دم این ماهی زخمی شد، میزان زیادی پراکسید هیدروژن از محل زخم ترشح شد و اطراف زخم منتشر شد.
بلافاصله بعد از ترشح پراکسید هیدروژن گروهی از گلبول های سفید برای واکنش به پیامی شیمیایی در محل زخم حاضر شدند تا فرآیند ترمیم و شفا را آغاز کنند.
وقتی محققان مانع ترشح پراکسید هیدروژن در گورخر ماهی شدند، گلبول های سفید به جراحت واکنش نشان ندادند.
پیام مرموز
پرفسور تیموتی میچیسون، یکی از محققان دانشگاه هاروارد گفت: "ما مدتی است که می دانیم که وقتی بدن زخم می شود گلبول های سفید در صحنه حاضر می شوند که در دنیای زیست شناختی رخدادی چشمگیر است چون این سلول ها زخم را تا فاصله نسبتا زیادی ردیابی می کنند."
او افزود: "اما ما نمی دانستیم که گلبول های سفید دقیقا به چه چیزی واکنش نشان می دهند. ما در باره این که چه چیزی گلبول های سفید را به محل تورم های مزمن در بدن فرا می خواند، اطلاعاتی داشتیم اما نمی دانسته ایم که چه پیامی گلبول های سفید را به محل یک جراحت می آورد."
در بدن انسان پراکسید هیدروژن عمدتا در سه نقطه ترشح می شود - ریه ها، دل و روده و غده تیروئید.
پرفسور میچیسون گفت: "شاید در بیماری هایی مانند آسم، میزان پراکسید هیدروژنی که توسط اپیتلیای ریه (لایه پوشاننده ریه)، ترشح می شود، بیش از اندازه است چون ریه بطور مزمن ملتهب است. اگر یافته های ما در مورد انسان نیز صدق کند، میزان بالای گلبول سفید در محل التهاب ریه ها قابل توجیه می شود و این همان چیزی است که ارزش کنکاش را دارد."
دکتر لزلی نپ، از دانشگاه کمبریج انگلستان، گفت: "با این که پراکسید هیدروژن دائما برای شستشوی زخم و جلوگیری از عفونت استفاده می شود، برخی مطالعه های آزمایشگاهی نتیجه گیری کرده بودند که این ماده ممکن است با اخلال در فعالیت های سلولی، تاثیری منفی بر فرآیند ترمیم داشته باشد.
او گفت: "این تحقیق جدید، که بر روی یک موجود زنده صورت گرفته است، ممکن است باعث شود ما درک جدیدی از عملکرد دستگاه ایمنی و علت ایجاد بیماری های ملتهبه در بدن انسان به دست آوریم."
دکتر ایلین ویکرز، از موسسه آسم بریتانیا، گفت به نظر می رسد که میزان پراکسید هیدروژن در ریه های افراد مبتلا به آسم زیاد است اما علت آن روشن نیست.
او گفت: "تحقیق جدید ممکن است دلایل ایجاد علائم بیماری آسم را روشن کند و بالقوه منجر به راه های جدیدی برای درمان آسم شود."

BBC

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 17:31  توسط شجاعی نیا  | 

قابل توجه اتومبیل دارهای مرفه!!!

لطفا" بلافاصله بعد از وارد شدن به داخل خودرو سیستم تهویه هوا را روشن نکنید.  پس از وارد شدن به داخل خودرو، پنجره های خودرو را پایین کشیده و صبر کنید تا هوای داخل خودرو عوض شود، بعد ازچند دقیقه می توانید سیستم تهویه مطبوع  خودرو را روشن نمایید. ایا می دانید دلیل انجام این کار چیست؟ بر اساس تحقیقات صورت گرفته ، داشبورد ، صندلی وسیستم تهویه هوای  خودرو از خود گازبنزن ساطع می کنند که یک گازبسیار سمی و سرطانزاست ( حتما" بارها بویی شبیه پلاستیک گرم شده را در خودرویتان احساس کرده اید ،این همان بوی گاز سرطانزای بنزن است.) علاوه بر سرطانزایی ، گاز بنزن به استخوان ها اسیب رسانده ( مسمومیت استخوان ها ) ونیز باعث ابتلا به انومیا (نوعی از سرطان خون مربوط به گلوبولهای قرمز خون)  و کاهش سطح گلوبولهای سفید بدن می گردد.همچنین تماس طولانی مدت با این گاز سمی باعث ابتلا به لوکمیا (نوع دیگری از سرطان خون مربوط به گلوبولهای سفید خون) ودر مواردی همزمان با افزایش ریسک ابتلا به سرطان  باعث سقط جنین در خانمها نیز می گردد.

جالب است بدانید: میزان سطح قابل قبول بنزن در هوای ازاد حدود 50 میلی گرم در هر فوت مربع می باشد،در حالیکه میزان بنزن موجود در داخل یک خودروی پارک شده با پنجره های بسته بین 200تا 400 میلی گرم می باشد.حال اگر این خودرو در فضای باز و زیر نور خورشید  در دمای بالای 60 درجه فارنهایت  پارک شده باشد سطح بنزن موجود در فضای داخل ان بین 2000 تا 4000 میلی گرم بالا می رود  که 40 برابر بیشتر از سطح قابل قبول ان می باشد. افرادیکه سوار خودرویی با  پنجره های بسته می شوند بطور اجتناب ناپذیری در معرض تنفس پی در پی و بیش از اندازه این گاز مهلک و سمی قرار می گیرند.   علاوه بر موارد ذکر شده بالا بنزن گازیست که : کلیه ها و کبد را تحت تاثیر قرار داده و از همه خطرناکتر اینکه بدن انسان به سختی می تواند این ماده سمی و خطرناک را  دفع نماید.   ((پس دوستان عزیز قبل از سوار شدن داخل خودرو، پنجره ها و درب خودرویتان را باز نمایید و بگذارید هوای سمی و زهرالود انباشته شده داخل اطاق خودرو خارج گردد، به عبارت دیگر این ماده سمی را از فضای خودروی خود بیرون برانید.))

رمزمهر

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 17:57  توسط شجاعی نیا  | 

داروینیسم چیست؟

چارلز داروین، دانشمندی با شخصیت جذاب و الها‌م‌بخش. او حاضر نبود از هیچ دستگاه و ایدئولوژی‌ای رشوه بگیرد و در ازای آن بر حقایق علمی چشم پوشد و از بیان آنها خودداری کند۲۰۰ سال از تولد چارلز داروین می‌گذرد و به خاطر این، امسال را سال داروین نامیده‌اند. در رسانه‌ها مطالب بسیاری به داروین اختصاص یافته است. یک پرسش مهم این است که: داروینیسم چیست؟ داروینیسم داریم یا داروینیسم‌ها؟
سال، سال داروین است و بسیاری از نشریات، حتا شماره‌ای ویژه‌ی چارلز رابرت داروین (۱۸۸۲ − ۱۸۰۹) منتشر کرده‌اند. از جمله‌ی آنهاست نشریه‌ی آلمانی "روشنگری و انتقاد" (Aufklärung und Kritik)، که نشریه‌ای است که خود را به عنوان "نشریه‌‌ای برای اندیشه‌ی آزاد و فلسفه‌ی انسان‌گرا" معرفی می‌کند.
اهمیت کتاب "منشأ انواع"
شماره‌ی ویژه‌ی داروین ِ نشریه‌ی "روشنگری و انتقاد" حاوی مقاله‌ای است با عنوان "داروینیسم چیست؟" به قلم توماس یونکر (Thomas Junker)، استاد تاریخ علوم  در دانشگاه توبینگن. توماس یونکر دارای تألیف‌های متعددی در مورد داروین است.
مقاله‌ی یونکر، آن‌چنانکه از عنوان آن برمی‌آید، بر آن است که مشخصه‌های عمومی داروینیسم را بیان کند. مقاله با این پرسش و در عین حال اظهار شگفتی آغاز می‌شود که چرا در مورد داروینیسم، یک نظریه‌ی علمی را با نام مبتکر آن می‌شناسند. در حوزه‌ی سیاست و عقیده بسیار پیش می‌آید، که مکتب را با نام مؤسس آن مشخص کنند، در حوزه‌ی علم اما این رسم چندان معمول نیست که نظریه را با نام پردازنده‌ی آن بشناسند. در دهه‌ی ۱۹۵۰ عنوان "نظریه‌ی ترکیبی تکامل" وضع شد، با این امید که به جای عنوان "داروینیسم" بنشیند؛ از آن اما چندان استقبالی نشد.
به نظر یونکر، اینکه تئوری تکامل را با نام داروین می‌شناسیم به نقش بی‌همتایی برمی‌گردد که کتاب "منشأ انواع" برای شهرت و طرح و پیشرفت این تئوری ایفا کرده است:
در این کتاب «برای نخستین بار این امکان پدید آمد که وجود، خصیصه‌ها و هدف‌مندی ارگانیسم‌ها با استناد به طبیعت توضیح داده شوند. از این راه برخی از توجه‌انگیزترین و در همان حال رازآمیزترین پدیده‌های طبیعت، که زیست‌شناسی قرنها در توضیح آنها وامانده بود، به لحاظ علمی قابل فهم شدند. تا همین امروز هیچ توضیح طبیعی قابل ذکر دیگری در باره‌ی وجود، خصایص و انتشار حیات بر روی زمین وجود ندارد. این جایگاه منحصربه‌فرد کتاب "منشأ انواع" است که آن را به یکی از مهمترین آثار تاریخ بشریت و داروین را به یکی از مهمترین زیست‌شناسان همه‌ی دورانها تبدیل می‌کند.»
ایده‌های داروین، ایده‌هایی آینده‌دارند و از این رو نام او تنها یک نام تاریخی محض نیست.
چارلز داروین، دانشمندی با شخصیت جذاب و الها‌م‌بخش است. او حاضر نبود از هیچ دستگاه و ایدئولوژی‌ای رشوه بگیرد و در ازای آن بر حقایق علمی چشم پوشد و از بیان آنها خودداری کند.
داروینیسم‌ها
هر کسی داروینیسم خود را دارد. این یا آن جامعه‌شناس،‌ این یا آن فیلسوف، این یا آن ایدئولوگ بنابر سلیقه و برداشت خود از عنوان "داروینیسم" استفاده می‌کند. مخالفان نظریه‌ی تکامل نیز گاه چیزهایی بس نامربوط به داروینیسم نسبت می‌دهند.
ایده‌ی پایدار داروین همانی است که در عنوان کتاب اصلی او آمده است: توضیح "در باره منشأ انواع از راه انتخاب طبیعی" توماس یونکر، علاوه بر ذکر برداشت‌های متنوع از داروینیسم بر روی این موضوع نیز دست می‌گذارد که داروینیسم داروین، در اصل متنوع است، تنوعی درونی دارد، چون نه یک نظریه‌ بلکه هم‌تافته‌ای از نظریه‌هاست: «داروین نظریه‌ی خود را به‌عنوانِ نظریه‌ای یگانه پیش گذاشت؛ این نظریه اما در واقع مجموعه‌ی مرکبی فراهم‌آمده از عنصرهای نظری و تجربی مختلف است.»
ایده‌های مهم داروین
چه چیزهایی زیر عنوان داروینیسم داروین می‌گنجد؟ یونکر می‌کوشد به این پرسش پاسخ گوید. او می‌نویسد: «همه‌ی ’داروینسم‌ها‘ باید به ایده‌های مهم داروین درباره‌ی پیدایش انواع برگردند.»
یونکر برای داروینیسم این سه معنای اساسی را برمی‌شمرد:
• داروینیسم توضیح طبیعی پیدایش ارگانیسم‌هاست.
منظور از توضیح طبیعی، توضیح طبیعت برپایه‌ی عامل‌های طبیعی است. نبایستی عاملی ورای طبیعت در توضیح طبیعت دخالت یابد.
داروین مدل خود برای توضیح طبیعی را "نظریه‌ی تغییر نسب از راه انتخاب طبیعی" نامیده است. به تدریج مفهوم "تکامل" جای عبارت "تغییر نسب" نشست. بدین جهت می‌توانیم مدل توضیح طبیعی داروین را "نظریه‌ی تکامل از راه انتخاب طبیعی" بنامیم. یونکر می‌نویسد اولین باری که اصطلاح داروینیسم به کار برده شد (توسط توماس هنری هاکسلی در سال ۱۸۶۰)، چنین معنایی را می‌رساند.
• داروینیسم نظریه‌ی انتخاب است.
"منشأ انواع" اولین تلاش برای توضیح پیدایش انواع از راه تکامل و با استناد به خود طبیعت نبوده است. نوآوری داروین در این بود که برای توضیح پیدایش انواع به این موضوع توجه کرد که خصوصیات به ارث می‌رسند، اما به دلایل مختلف تغییر می‌کنند و سپس این پرسش را درافکند که: چرا برخی کیفیت‌ها باقی نمی‌مانند، ولی برخی دیگر تثبیت می‌شوند؟
پاسخ داروین به این پرسش "انتخاب طبیعی" بود. با نظر به این موضوع گروه کثیری "داروینیسم" را نه صرفا به معنای باور به تکامل، بلکه مترادف با "انتخاب طبیعی" و تنازع بقا به کار می‌برند. کسانی که این مفهوم را وارد بحث‌های سیاسی و اجتماعی کرده‌اند نیز به همین برداشت توجه دارند.
• داروینیسم توضیح بقا با نظر به هدف‌مندی است.
داروین از طریق نظریه‌ی انتخاب، اصل را بر این گذاشته بود که خصوصیت‌های ارگانیسم بایستی هدفهایی را برآورده کنند. بیان پیگیر این نظر، این می‌شود که همه‌ی خصوصیت‌ها بایستی هدفمند باشند، یعنی برای بقا فایده‌ای دربرداشته باشد. بر این قرار نظریه‌ی داروین را می‌توانیم "فایده‌باوری" نیز بنامیم.
ایده‌ی پایدار داروین
به نظر یونکر ایده‌ی پایدار داروین همانی است که در عنوان کتاب اصلی او آمده است: توضیح "در باره منشأ انواع از راه انتخاب طبیعی".
یونکر در پایان مقاله‌ی خود می‌نویسد:
«توضیح طبیعی داروین درباره‌ی پیدایش ارگانیسم‌ها از راه تکامل و انتخاب طبیعی امروز تا آن حد تأییدشده است که بتوانیم آن را دیگر یک امر واقع تلقی کنیم. اینکه انتخاب یکی از چند عامل تکامل است یا اینکه عامل اصلی است، موضوعی بحث‌انگیز بوده و هنوز هست. داروین خود در طول سالها امکانهای مختلفی را قابل پذیرش می‌دانسته و از این رو دیدگاه‌های مختلفی حق دارند خود را برآمده از فکر او بدانند. تا زمانی که بحث و جدل در این باب که چه کسی وارث حقیقی داروین است، گرم است، می‌توان از وجود "داروینیسم"های مختلفی حرف زد. بر این قرار اینکه "داروینیسم چیست؟" پرسشی است که رو به آینده دارد، آینده‌ی برنامه‌ی پژوهشی‌ای که داروین آن را بنیاد گذاشته است.»

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 11:9  توسط شجاعی نیا  | 

سال ۲۰۰۹، سال چارلز داروین است. ۲۰۰ سال از تولد و ۱۵۰ سال از انتشار کتاب دوران ساز "اصل انواع" وی می‌گذرد، با این وجود هنوز از داروین به عنوان با نفوذترین زیست‌شناس جهان یاد می‌شود. نظریه تکامل وی، انقلابی در زیست‌شناسی به حساب می‌آید.


اهمیت برجسته داروین
داروین از نادر دانشمندانی است که تاثیری این‌چنین نیرومند، طولانی و گسترده بر آگاهی انسان مدرن برجای گذاشته است. همچون نظرات سیاسی پرکشش، نظریه تکامل وی نیز همیشه حضوری زنده و بحث‌انگیز در میان مردم عادی و کارشناسان داشته است.
در دوران جدید داروین از جمله نخستین کسانی بود که منشاء طبیعی انسان را مطرح ساخت و آینده‌ای نسبتاً طولانی را برای بشر پیش‌بینی کرد. داروین رشد و تکامل انسان را همچون کارکردی پیوسته در طول تاریخ می‌دید. برخلاف دانشمندان بزرگی همچون نیوتن، اینشتین‌و هایزنبرگ سرنوشت نظریات داروین با شکل‌گیری مکتبی به نام دارونیسم نیز گره خورده است.
داروین و نظریه اجتماعی
گرچه بکار‌گیری نظرات داروین در عرصه اجتماعی پس از مرگ وی رواج یافت، اما این پرسش همچنان مطرح است که تا چه اندازه جوامع انسانی از قوانین پایه‌ای زیست‌شناسی تبعیت می‌کنند؟ سهم داروین در شکل‌گیری داروینیسم اجتماعی چگونه قابل تبیین است؟
اهمیت تاریخی نظرات داروین تقریباً امری آشکار و بلامنازع است. او نخستین کسی است که نظریه‌ای فراگیر و جهانشمول پیرامون زندگی را مطرح ساخت. نظرات او درباره نیروی خلاق و موثر مرگ منحصر به فرد می‌باشد. بدون توصیف‌ و توضیحات داروین از اهمیت نیروی مرگ، تکاملی برای بشر قابل تصور نیست. نزد داروین هستی انسانی برای نخستین‌بار به گونه‌ای جامع و مرتبط، بر پایه امور طبیعی و مادی بنا نهاده شد.
دستاورد زیست‌شناختی داروین
بنا به تئوری منشاء و خاستگاه مشترک‌، همه موجودات زنده از سرچشمه یکسانی برمی‌خیزند. نظریه تکاملی داروین بیش از هر چیز، چالشی بزرگ برای "داستان خلقت" در روایت دینی آن بود. تا زمان داروین آفرینش موجودات زنده به نقل از کتاب‌های مقدس پایه‌ای برای توضیح تنوع و کثرت موجودات تلقی می‌شد. به نظر داروین، خالقی با برنامه‌ای منظم، دست به آفرینش زندگی نزده، بلکه در اساس روندی بی‌برنامه و منطبق بر اصل انتخاب طبیعی موجب شکل‌گیری موجودات مختلف شده است. انتخاب طبیعی نیز به نوبه خود متکی به تصادف و ضرورت می‌باشد.
انتخاب طبیعی و مشکلات آن
داروین با بررسی‌، طبقه‌بندی و مقایسه فسیل‌ها با انواع موجودات زنده در دوران جدید به تغییرات رخداده از طریق تکامل پی برد. او روند تکاملی در طبیعت را مشابه تحول حیوانات از طریق پرورش و تغییر گیاهان از طریق کشت می‌دانست. این گونه تعینات هدایت شده از طرق پرورش و کشت در واقع تکاملی باشتاب و یا تکامل در زمانی کوتاه می‌باشد.
همکاران داروین در همان زمان مطرح ساختند که انتخاب از طریق "پرورش و کشت" مصنوعی و انسان‌خواسته، متفاوت از پدیده انتخاب در طبیعت است. در حالیکه در انتخاب مصنوعی اراده و آگاهی انسان هدف را تعیین و هدایت می‌کند، در انتخاب طبیعی حضور ناظمی آگاه موضوعیت نداشته و هدفی مقرر هم وجود ندارد.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  چارلز داروین (۱۸۰۹ - ۱۸۸۲) در انتخاب مصنوعی و هدفمند، در هر نسلی از گیاهان و جانوران بطور میانگین نمونه‌های ناقص و نامناسب از روند تولید مثل کنار گذاشته می‌شوند و تنها نمونه‌های مثبت امکان بازتولید می‌یابند. اما در طبیعت عکس این امر اتفاق می‌افتد. و بیشتر نمونه‌های منفی امکان گسترش می‌یابند. بطور نمونه انواع متفاوت حیوانات (گاو، اسب، ماهیان و غیره) و گیاهان (گندم، سیب‌زمینی، ذرت و غیره) پرورشی نمی‌توانستند در روند طبیعی و برطبق تکامل زیست‌شناسی بوجود آیند.
 تحلیل سرمایه‌داری مدلی برای نظریه تکامل؟
در گام دیگر داروین از تئوری اقتصاددان برجسته انگلیسی در پایان قرن هیجده‌ام، یعنی توماس مالتوس بهره می‌گیرد. آمیزش انتخاب اصلح با نظریه مالتوس یکی از نوآوری‌های دیگر داروین می‌باشد.
به نظر مالتوس رشد (رشد هندسی) جمعیت انسانی سریع‌تر از تولید مواد غذایی (افزایش حسابی و یا خطی) است. در نهایت زمانی مواد خوراکی کافی برای همگان وجود نخواهد نداشت. مالتوس نه تنها فاجعه گرسنگی و قحطی را در ابعاد گسترده پیش‌بینی ، بلکه عوارض مخرب آن مانند بیماری و جنگ را عنوان کرده بود. بنا به گفته توماس هابز فیلسوف‌، انسان همچون گرگ در گله‌ای زندگی می‌کند و جنگ هرکس علیه همه بطور مداوم در جریان است.
داروین تئوری اجتماعی مالتوس مبنی بر "تنازع بقا" را به حیطه طبیعت منتقل می‌کند. بدین نحو تحلیل از سرمایه‌داری در انگلستان در سده‌های ۱۸ و ۱۹ (سرمایه‌داری منچتسر) به عنوان مدلی برای نظریه تکامل در زیست‌شناسی به خدمت گرفته می‌شود. رقابت و نبرد میان سرمایه‌داران، مکانیزم‌های انتخاب بازار و حتا ایجاد محصولات و عرصه‌های جدید در جامعه سرمایه‌داری به حوزه طبیعت کشانده می‌شود. موجودات زنده همچون کالاهای گوناگون بدل به موضوع نظریه تکامل می‌شوند و همچون کنترل کیفیت کالاها در بازار موجودات زنده نیز در رده‌بندی طبیعی جای مشخصی می‌یابند.
الویت خصوصیات فطری بر اکتسابی
در اساس داروینیسم اجتماعی در دوران مدرن روشی مشابه را بر گزیده است. مکتب داروینسم با استفاده از نظرات علمی داروین آنرا برای تحلیل جامعه به کار می‌گیرد و آنرا همچون بسط قوانین طبیعی در اجتماع قلمداد می‌کند. فراموش نباید کرد که نظریه علمی داروین به نوبه خود، ایدئولوژی اقتصادی متکی بر سرمایه‌د‌اری آغازین را، به عنوان مدل برای روندهای طبیعی به خدمت گرفته بود.
انسان ابزارساز همچون "موجودی هنوز نامتعین" (نیچه) تحت سیطره قوانین طبیعت و نظریه تکامل قرار دارد. هر عمل انسانی از میان سنگ‌های ‌آسیاب انتخاب طبیعی گذر می‌کند. به نظر داروین و به زبان امروزی، تفاوت‌های فرهنگی و تمدنی بشر بصورت ژنتیک مشخص گشته‌اند. ژن‌ها رفتار انسان‌ها را هدایت می‌کنند و برعکس رفتار انسان‌ها بر ژن‌ها تاثیر می‌گذارد. داروین در پایان عمر خود می‌نویسد: «مایلم همانند فرانسیس گالتون ( پسرعموی داروین و نظریه‌پرداز اصلاح نژادی) این نظر را تایید کنم که تربیت و شرایط پیرامونی تنها تاثیر اندکی بر ذهن آدمی دارد. بیشتر خصوصیات بشر، فطری (مادرزاد) می‌باشند.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:23  توسط شجاعی نیا  |