تبليغاتX
گروه زیست شناسی دامغان

گروه زیست شناسی دامغان

آموزشی و علمی

ترشح ماده رنگبر طبیعی در بدن انسان 'شفادهنده است'


ماده رنگبری که به طور طبیعی در بدن انسان تولید و ترشح می شود ظاهرا در تحریک دستگاه ایمنی برای جنگیدن با عفونت و شفای جراحت هایی که به وجود آمده است، نقش ایفا می کند.
دانشمندان آمریکایی که تحقیقاتی را بر روی گورخر ماهی انجام می داده اند متوجه شدند که این نوع ماهی، که به لحاظ ژنتیکی مشابه بشر است، وقتی زخم می شود مقدار زیادی ماده رنگبر پراکسید هیدورژن ترشح می کند.
به نظر می رسد که ترشح میزان زیادی پراکسید هیدروژن به گلبول های سفید در بدن پیام می دهد که به محل زخم بروند و روند ترمیم و شفا را آغاز کنند.
این تحقیق که نتیجه آن در نشریه نیچر منتشر شده ممکن است ایجاد بیماری هایی مانند آسم را توجیه کند.
آسم، مسدود شدن ریه ها و برخی تورم های دل و روده با شمار بالای گلبول های سفید مرتبط دانسته شده اند.
با این که در ابتدا تصور می شده است که گورخر ماهی هیچ ارتباطی با انسان ندارد، آنها ژنهای مشابه دارند و از این ماهی ها به طور گسترده برای تحقیق در باره فرآیندهای زیستی استفاده می شود.
محققان دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد، برای انجام این تحقیق ژنی را به بدن گورخر ماهی تزریق کردند که در حضور پراکسید هیدروژن نورانی می شود.
آنها مشاهده کردند که وقتی دم این ماهی زخمی شد، میزان زیادی پراکسید هیدروژن از محل زخم ترشح شد و اطراف زخم منتشر شد.
بلافاصله بعد از ترشح پراکسید هیدروژن گروهی از گلبول های سفید برای واکنش به پیامی شیمیایی در محل زخم حاضر شدند تا فرآیند ترمیم و شفا را آغاز کنند.
وقتی محققان مانع ترشح پراکسید هیدروژن در گورخر ماهی شدند، گلبول های سفید به جراحت واکنش نشان ندادند.
پیام مرموز
پرفسور تیموتی میچیسون، یکی از محققان دانشگاه هاروارد گفت: "ما مدتی است که می دانیم که وقتی بدن زخم می شود گلبول های سفید در صحنه حاضر می شوند که در دنیای زیست شناختی رخدادی چشمگیر است چون این سلول ها زخم را تا فاصله نسبتا زیادی ردیابی می کنند."
او افزود: "اما ما نمی دانستیم که گلبول های سفید دقیقا به چه چیزی واکنش نشان می دهند. ما در باره این که چه چیزی گلبول های سفید را به محل تورم های مزمن در بدن فرا می خواند، اطلاعاتی داشتیم اما نمی دانسته ایم که چه پیامی گلبول های سفید را به محل یک جراحت می آورد."
در بدن انسان پراکسید هیدروژن عمدتا در سه نقطه ترشح می شود - ریه ها، دل و روده و غده تیروئید.
پرفسور میچیسون گفت: "شاید در بیماری هایی مانند آسم، میزان پراکسید هیدروژنی که توسط اپیتلیای ریه (لایه پوشاننده ریه)، ترشح می شود، بیش از اندازه است چون ریه بطور مزمن ملتهب است. اگر یافته های ما در مورد انسان نیز صدق کند، میزان بالای گلبول سفید در محل التهاب ریه ها قابل توجیه می شود و این همان چیزی است که ارزش کنکاش را دارد."
دکتر لزلی نپ، از دانشگاه کمبریج انگلستان، گفت: "با این که پراکسید هیدروژن دائما برای شستشوی زخم و جلوگیری از عفونت استفاده می شود، برخی مطالعه های آزمایشگاهی نتیجه گیری کرده بودند که این ماده ممکن است با اخلال در فعالیت های سلولی، تاثیری منفی بر فرآیند ترمیم داشته باشد.
او گفت: "این تحقیق جدید، که بر روی یک موجود زنده صورت گرفته است، ممکن است باعث شود ما درک جدیدی از عملکرد دستگاه ایمنی و علت ایجاد بیماری های ملتهبه در بدن انسان به دست آوریم."
دکتر ایلین ویکرز، از موسسه آسم بریتانیا، گفت به نظر می رسد که میزان پراکسید هیدروژن در ریه های افراد مبتلا به آسم زیاد است اما علت آن روشن نیست.
او گفت: "تحقیق جدید ممکن است دلایل ایجاد علائم بیماری آسم را روشن کند و بالقوه منجر به راه های جدیدی برای درمان آسم شود."

BBC

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 17:31  توسط شجاعی نیا  | 

قابل توجه اتومبیل دارهای مرفه!!!

لطفا" بلافاصله بعد از وارد شدن به داخل خودرو سیستم تهویه هوا را روشن نکنید.  پس از وارد شدن به داخل خودرو، پنجره های خودرو را پایین کشیده و صبر کنید تا هوای داخل خودرو عوض شود، بعد ازچند دقیقه می توانید سیستم تهویه مطبوع  خودرو را روشن نمایید. ایا می دانید دلیل انجام این کار چیست؟ بر اساس تحقیقات صورت گرفته ، داشبورد ، صندلی وسیستم تهویه هوای  خودرو از خود گازبنزن ساطع می کنند که یک گازبسیار سمی و سرطانزاست ( حتما" بارها بویی شبیه پلاستیک گرم شده را در خودرویتان احساس کرده اید ،این همان بوی گاز سرطانزای بنزن است.) علاوه بر سرطانزایی ، گاز بنزن به استخوان ها اسیب رسانده ( مسمومیت استخوان ها ) ونیز باعث ابتلا به انومیا (نوعی از سرطان خون مربوط به گلوبولهای قرمز خون)  و کاهش سطح گلوبولهای سفید بدن می گردد.همچنین تماس طولانی مدت با این گاز سمی باعث ابتلا به لوکمیا (نوع دیگری از سرطان خون مربوط به گلوبولهای سفید خون) ودر مواردی همزمان با افزایش ریسک ابتلا به سرطان  باعث سقط جنین در خانمها نیز می گردد.

جالب است بدانید: میزان سطح قابل قبول بنزن در هوای ازاد حدود 50 میلی گرم در هر فوت مربع می باشد،در حالیکه میزان بنزن موجود در داخل یک خودروی پارک شده با پنجره های بسته بین 200تا 400 میلی گرم می باشد.حال اگر این خودرو در فضای باز و زیر نور خورشید  در دمای بالای 60 درجه فارنهایت  پارک شده باشد سطح بنزن موجود در فضای داخل ان بین 2000 تا 4000 میلی گرم بالا می رود  که 40 برابر بیشتر از سطح قابل قبول ان می باشد. افرادیکه سوار خودرویی با  پنجره های بسته می شوند بطور اجتناب ناپذیری در معرض تنفس پی در پی و بیش از اندازه این گاز مهلک و سمی قرار می گیرند.   علاوه بر موارد ذکر شده بالا بنزن گازیست که : کلیه ها و کبد را تحت تاثیر قرار داده و از همه خطرناکتر اینکه بدن انسان به سختی می تواند این ماده سمی و خطرناک را  دفع نماید.   ((پس دوستان عزیز قبل از سوار شدن داخل خودرو، پنجره ها و درب خودرویتان را باز نمایید و بگذارید هوای سمی و زهرالود انباشته شده داخل اطاق خودرو خارج گردد، به عبارت دیگر این ماده سمی را از فضای خودروی خود بیرون برانید.))

رمزمهر

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 17:57  توسط شجاعی نیا  | 

داروینیسم چیست؟

چارلز داروین، دانشمندی با شخصیت جذاب و الها‌م‌بخش. او حاضر نبود از هیچ دستگاه و ایدئولوژی‌ای رشوه بگیرد و در ازای آن بر حقایق علمی چشم پوشد و از بیان آنها خودداری کند۲۰۰ سال از تولد چارلز داروین می‌گذرد و به خاطر این، امسال را سال داروین نامیده‌اند. در رسانه‌ها مطالب بسیاری به داروین اختصاص یافته است. یک پرسش مهم این است که: داروینیسم چیست؟ داروینیسم داریم یا داروینیسم‌ها؟
سال، سال داروین است و بسیاری از نشریات، حتا شماره‌ای ویژه‌ی چارلز رابرت داروین (۱۸۸۲ − ۱۸۰۹) منتشر کرده‌اند. از جمله‌ی آنهاست نشریه‌ی آلمانی "روشنگری و انتقاد" (Aufklärung und Kritik)، که نشریه‌ای است که خود را به عنوان "نشریه‌‌ای برای اندیشه‌ی آزاد و فلسفه‌ی انسان‌گرا" معرفی می‌کند.
اهمیت کتاب "منشأ انواع"
شماره‌ی ویژه‌ی داروین ِ نشریه‌ی "روشنگری و انتقاد" حاوی مقاله‌ای است با عنوان "داروینیسم چیست؟" به قلم توماس یونکر (Thomas Junker)، استاد تاریخ علوم  در دانشگاه توبینگن. توماس یونکر دارای تألیف‌های متعددی در مورد داروین است.
مقاله‌ی یونکر، آن‌چنانکه از عنوان آن برمی‌آید، بر آن است که مشخصه‌های عمومی داروینیسم را بیان کند. مقاله با این پرسش و در عین حال اظهار شگفتی آغاز می‌شود که چرا در مورد داروینیسم، یک نظریه‌ی علمی را با نام مبتکر آن می‌شناسند. در حوزه‌ی سیاست و عقیده بسیار پیش می‌آید، که مکتب را با نام مؤسس آن مشخص کنند، در حوزه‌ی علم اما این رسم چندان معمول نیست که نظریه را با نام پردازنده‌ی آن بشناسند. در دهه‌ی ۱۹۵۰ عنوان "نظریه‌ی ترکیبی تکامل" وضع شد، با این امید که به جای عنوان "داروینیسم" بنشیند؛ از آن اما چندان استقبالی نشد.
به نظر یونکر، اینکه تئوری تکامل را با نام داروین می‌شناسیم به نقش بی‌همتایی برمی‌گردد که کتاب "منشأ انواع" برای شهرت و طرح و پیشرفت این تئوری ایفا کرده است:
در این کتاب «برای نخستین بار این امکان پدید آمد که وجود، خصیصه‌ها و هدف‌مندی ارگانیسم‌ها با استناد به طبیعت توضیح داده شوند. از این راه برخی از توجه‌انگیزترین و در همان حال رازآمیزترین پدیده‌های طبیعت، که زیست‌شناسی قرنها در توضیح آنها وامانده بود، به لحاظ علمی قابل فهم شدند. تا همین امروز هیچ توضیح طبیعی قابل ذکر دیگری در باره‌ی وجود، خصایص و انتشار حیات بر روی زمین وجود ندارد. این جایگاه منحصربه‌فرد کتاب "منشأ انواع" است که آن را به یکی از مهمترین آثار تاریخ بشریت و داروین را به یکی از مهمترین زیست‌شناسان همه‌ی دورانها تبدیل می‌کند.»
ایده‌های داروین، ایده‌هایی آینده‌دارند و از این رو نام او تنها یک نام تاریخی محض نیست.
چارلز داروین، دانشمندی با شخصیت جذاب و الها‌م‌بخش است. او حاضر نبود از هیچ دستگاه و ایدئولوژی‌ای رشوه بگیرد و در ازای آن بر حقایق علمی چشم پوشد و از بیان آنها خودداری کند.
داروینیسم‌ها
هر کسی داروینیسم خود را دارد. این یا آن جامعه‌شناس،‌ این یا آن فیلسوف، این یا آن ایدئولوگ بنابر سلیقه و برداشت خود از عنوان "داروینیسم" استفاده می‌کند. مخالفان نظریه‌ی تکامل نیز گاه چیزهایی بس نامربوط به داروینیسم نسبت می‌دهند.
ایده‌ی پایدار داروین همانی است که در عنوان کتاب اصلی او آمده است: توضیح "در باره منشأ انواع از راه انتخاب طبیعی" توماس یونکر، علاوه بر ذکر برداشت‌های متنوع از داروینیسم بر روی این موضوع نیز دست می‌گذارد که داروینیسم داروین، در اصل متنوع است، تنوعی درونی دارد، چون نه یک نظریه‌ بلکه هم‌تافته‌ای از نظریه‌هاست: «داروین نظریه‌ی خود را به‌عنوانِ نظریه‌ای یگانه پیش گذاشت؛ این نظریه اما در واقع مجموعه‌ی مرکبی فراهم‌آمده از عنصرهای نظری و تجربی مختلف است.»
ایده‌های مهم داروین
چه چیزهایی زیر عنوان داروینیسم داروین می‌گنجد؟ یونکر می‌کوشد به این پرسش پاسخ گوید. او می‌نویسد: «همه‌ی ’داروینسم‌ها‘ باید به ایده‌های مهم داروین درباره‌ی پیدایش انواع برگردند.»
یونکر برای داروینیسم این سه معنای اساسی را برمی‌شمرد:
• داروینیسم توضیح طبیعی پیدایش ارگانیسم‌هاست.
منظور از توضیح طبیعی، توضیح طبیعت برپایه‌ی عامل‌های طبیعی است. نبایستی عاملی ورای طبیعت در توضیح طبیعت دخالت یابد.
داروین مدل خود برای توضیح طبیعی را "نظریه‌ی تغییر نسب از راه انتخاب طبیعی" نامیده است. به تدریج مفهوم "تکامل" جای عبارت "تغییر نسب" نشست. بدین جهت می‌توانیم مدل توضیح طبیعی داروین را "نظریه‌ی تکامل از راه انتخاب طبیعی" بنامیم. یونکر می‌نویسد اولین باری که اصطلاح داروینیسم به کار برده شد (توسط توماس هنری هاکسلی در سال ۱۸۶۰)، چنین معنایی را می‌رساند.
• داروینیسم نظریه‌ی انتخاب است.
"منشأ انواع" اولین تلاش برای توضیح پیدایش انواع از راه تکامل و با استناد به خود طبیعت نبوده است. نوآوری داروین در این بود که برای توضیح پیدایش انواع به این موضوع توجه کرد که خصوصیات به ارث می‌رسند، اما به دلایل مختلف تغییر می‌کنند و سپس این پرسش را درافکند که: چرا برخی کیفیت‌ها باقی نمی‌مانند، ولی برخی دیگر تثبیت می‌شوند؟
پاسخ داروین به این پرسش "انتخاب طبیعی" بود. با نظر به این موضوع گروه کثیری "داروینیسم" را نه صرفا به معنای باور به تکامل، بلکه مترادف با "انتخاب طبیعی" و تنازع بقا به کار می‌برند. کسانی که این مفهوم را وارد بحث‌های سیاسی و اجتماعی کرده‌اند نیز به همین برداشت توجه دارند.
• داروینیسم توضیح بقا با نظر به هدف‌مندی است.
داروین از طریق نظریه‌ی انتخاب، اصل را بر این گذاشته بود که خصوصیت‌های ارگانیسم بایستی هدفهایی را برآورده کنند. بیان پیگیر این نظر، این می‌شود که همه‌ی خصوصیت‌ها بایستی هدفمند باشند، یعنی برای بقا فایده‌ای دربرداشته باشد. بر این قرار نظریه‌ی داروین را می‌توانیم "فایده‌باوری" نیز بنامیم.
ایده‌ی پایدار داروین
به نظر یونکر ایده‌ی پایدار داروین همانی است که در عنوان کتاب اصلی او آمده است: توضیح "در باره منشأ انواع از راه انتخاب طبیعی".
یونکر در پایان مقاله‌ی خود می‌نویسد:
«توضیح طبیعی داروین درباره‌ی پیدایش ارگانیسم‌ها از راه تکامل و انتخاب طبیعی امروز تا آن حد تأییدشده است که بتوانیم آن را دیگر یک امر واقع تلقی کنیم. اینکه انتخاب یکی از چند عامل تکامل است یا اینکه عامل اصلی است، موضوعی بحث‌انگیز بوده و هنوز هست. داروین خود در طول سالها امکانهای مختلفی را قابل پذیرش می‌دانسته و از این رو دیدگاه‌های مختلفی حق دارند خود را برآمده از فکر او بدانند. تا زمانی که بحث و جدل در این باب که چه کسی وارث حقیقی داروین است، گرم است، می‌توان از وجود "داروینیسم"های مختلفی حرف زد. بر این قرار اینکه "داروینیسم چیست؟" پرسشی است که رو به آینده دارد، آینده‌ی برنامه‌ی پژوهشی‌ای که داروین آن را بنیاد گذاشته است.»

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 11:9  توسط شجاعی نیا  | 

سال ۲۰۰۹، سال چارلز داروین است. ۲۰۰ سال از تولد و ۱۵۰ سال از انتشار کتاب دوران ساز "اصل انواع" وی می‌گذرد، با این وجود هنوز از داروین به عنوان با نفوذترین زیست‌شناس جهان یاد می‌شود. نظریه تکامل وی، انقلابی در زیست‌شناسی به حساب می‌آید.


اهمیت برجسته داروین
داروین از نادر دانشمندانی است که تاثیری این‌چنین نیرومند، طولانی و گسترده بر آگاهی انسان مدرن برجای گذاشته است. همچون نظرات سیاسی پرکشش، نظریه تکامل وی نیز همیشه حضوری زنده و بحث‌انگیز در میان مردم عادی و کارشناسان داشته است.
در دوران جدید داروین از جمله نخستین کسانی بود که منشاء طبیعی انسان را مطرح ساخت و آینده‌ای نسبتاً طولانی را برای بشر پیش‌بینی کرد. داروین رشد و تکامل انسان را همچون کارکردی پیوسته در طول تاریخ می‌دید. برخلاف دانشمندان بزرگی همچون نیوتن، اینشتین‌و هایزنبرگ سرنوشت نظریات داروین با شکل‌گیری مکتبی به نام دارونیسم نیز گره خورده است.
داروین و نظریه اجتماعی
گرچه بکار‌گیری نظرات داروین در عرصه اجتماعی پس از مرگ وی رواج یافت، اما این پرسش همچنان مطرح است که تا چه اندازه جوامع انسانی از قوانین پایه‌ای زیست‌شناسی تبعیت می‌کنند؟ سهم داروین در شکل‌گیری داروینیسم اجتماعی چگونه قابل تبیین است؟
اهمیت تاریخی نظرات داروین تقریباً امری آشکار و بلامنازع است. او نخستین کسی است که نظریه‌ای فراگیر و جهانشمول پیرامون زندگی را مطرح ساخت. نظرات او درباره نیروی خلاق و موثر مرگ منحصر به فرد می‌باشد. بدون توصیف‌ و توضیحات داروین از اهمیت نیروی مرگ، تکاملی برای بشر قابل تصور نیست. نزد داروین هستی انسانی برای نخستین‌بار به گونه‌ای جامع و مرتبط، بر پایه امور طبیعی و مادی بنا نهاده شد.
دستاورد زیست‌شناختی داروین
بنا به تئوری منشاء و خاستگاه مشترک‌، همه موجودات زنده از سرچشمه یکسانی برمی‌خیزند. نظریه تکاملی داروین بیش از هر چیز، چالشی بزرگ برای "داستان خلقت" در روایت دینی آن بود. تا زمان داروین آفرینش موجودات زنده به نقل از کتاب‌های مقدس پایه‌ای برای توضیح تنوع و کثرت موجودات تلقی می‌شد. به نظر داروین، خالقی با برنامه‌ای منظم، دست به آفرینش زندگی نزده، بلکه در اساس روندی بی‌برنامه و منطبق بر اصل انتخاب طبیعی موجب شکل‌گیری موجودات مختلف شده است. انتخاب طبیعی نیز به نوبه خود متکی به تصادف و ضرورت می‌باشد.
انتخاب طبیعی و مشکلات آن
داروین با بررسی‌، طبقه‌بندی و مقایسه فسیل‌ها با انواع موجودات زنده در دوران جدید به تغییرات رخداده از طریق تکامل پی برد. او روند تکاملی در طبیعت را مشابه تحول حیوانات از طریق پرورش و تغییر گیاهان از طریق کشت می‌دانست. این گونه تعینات هدایت شده از طرق پرورش و کشت در واقع تکاملی باشتاب و یا تکامل در زمانی کوتاه می‌باشد.
همکاران داروین در همان زمان مطرح ساختند که انتخاب از طریق "پرورش و کشت" مصنوعی و انسان‌خواسته، متفاوت از پدیده انتخاب در طبیعت است. در حالیکه در انتخاب مصنوعی اراده و آگاهی انسان هدف را تعیین و هدایت می‌کند، در انتخاب طبیعی حضور ناظمی آگاه موضوعیت نداشته و هدفی مقرر هم وجود ندارد.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  چارلز داروین (۱۸۰۹ - ۱۸۸۲) در انتخاب مصنوعی و هدفمند، در هر نسلی از گیاهان و جانوران بطور میانگین نمونه‌های ناقص و نامناسب از روند تولید مثل کنار گذاشته می‌شوند و تنها نمونه‌های مثبت امکان بازتولید می‌یابند. اما در طبیعت عکس این امر اتفاق می‌افتد. و بیشتر نمونه‌های منفی امکان گسترش می‌یابند. بطور نمونه انواع متفاوت حیوانات (گاو، اسب، ماهیان و غیره) و گیاهان (گندم، سیب‌زمینی، ذرت و غیره) پرورشی نمی‌توانستند در روند طبیعی و برطبق تکامل زیست‌شناسی بوجود آیند.
 تحلیل سرمایه‌داری مدلی برای نظریه تکامل؟
در گام دیگر داروین از تئوری اقتصاددان برجسته انگلیسی در پایان قرن هیجده‌ام، یعنی توماس مالتوس بهره می‌گیرد. آمیزش انتخاب اصلح با نظریه مالتوس یکی از نوآوری‌های دیگر داروین می‌باشد.
به نظر مالتوس رشد (رشد هندسی) جمعیت انسانی سریع‌تر از تولید مواد غذایی (افزایش حسابی و یا خطی) است. در نهایت زمانی مواد خوراکی کافی برای همگان وجود نخواهد نداشت. مالتوس نه تنها فاجعه گرسنگی و قحطی را در ابعاد گسترده پیش‌بینی ، بلکه عوارض مخرب آن مانند بیماری و جنگ را عنوان کرده بود. بنا به گفته توماس هابز فیلسوف‌، انسان همچون گرگ در گله‌ای زندگی می‌کند و جنگ هرکس علیه همه بطور مداوم در جریان است.
داروین تئوری اجتماعی مالتوس مبنی بر "تنازع بقا" را به حیطه طبیعت منتقل می‌کند. بدین نحو تحلیل از سرمایه‌داری در انگلستان در سده‌های ۱۸ و ۱۹ (سرمایه‌داری منچتسر) به عنوان مدلی برای نظریه تکامل در زیست‌شناسی به خدمت گرفته می‌شود. رقابت و نبرد میان سرمایه‌داران، مکانیزم‌های انتخاب بازار و حتا ایجاد محصولات و عرصه‌های جدید در جامعه سرمایه‌داری به حوزه طبیعت کشانده می‌شود. موجودات زنده همچون کالاهای گوناگون بدل به موضوع نظریه تکامل می‌شوند و همچون کنترل کیفیت کالاها در بازار موجودات زنده نیز در رده‌بندی طبیعی جای مشخصی می‌یابند.
الویت خصوصیات فطری بر اکتسابی
در اساس داروینیسم اجتماعی در دوران مدرن روشی مشابه را بر گزیده است. مکتب داروینسم با استفاده از نظرات علمی داروین آنرا برای تحلیل جامعه به کار می‌گیرد و آنرا همچون بسط قوانین طبیعی در اجتماع قلمداد می‌کند. فراموش نباید کرد که نظریه علمی داروین به نوبه خود، ایدئولوژی اقتصادی متکی بر سرمایه‌د‌اری آغازین را، به عنوان مدل برای روندهای طبیعی به خدمت گرفته بود.
انسان ابزارساز همچون "موجودی هنوز نامتعین" (نیچه) تحت سیطره قوانین طبیعت و نظریه تکامل قرار دارد. هر عمل انسانی از میان سنگ‌های ‌آسیاب انتخاب طبیعی گذر می‌کند. به نظر داروین و به زبان امروزی، تفاوت‌های فرهنگی و تمدنی بشر بصورت ژنتیک مشخص گشته‌اند. ژن‌ها رفتار انسان‌ها را هدایت می‌کنند و برعکس رفتار انسان‌ها بر ژن‌ها تاثیر می‌گذارد. داروین در پایان عمر خود می‌نویسد: «مایلم همانند فرانسیس گالتون ( پسرعموی داروین و نظریه‌پرداز اصلاح نژادی) این نظر را تایید کنم که تربیت و شرایط پیرامونی تنها تاثیر اندکی بر ذهن آدمی دارد. بیشتر خصوصیات بشر، فطری (مادرزاد) می‌باشند.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:23  توسط شجاعی نیا  | 

بیماریهای قلبی پنهان در بیماران مبتلا به بیماری قند

درصد بالایی از بیماران مبتلا به بیماری قند سندروم و علائمی از بیماری قلبی که به آن دچار هستند ندارند که به صورت آتشفشانی به ظاهر ساکت ولی طغیانگر خواهد بود.

آمار نشان می دهد که یک نفر از هر شش نفر که به بیماری قند مبتلا است ناهنجاریهایی در قلب، مخصوصا در قسمت چپ قلب دارند که LVEFنامیده می شود که همراه است با ضعف ماهیچه های قلب و رسانیدن خون کمتر در هر تپش به بدن. در این دسته از افراد بالا بودن فشار خون خطر بزرگی است و حتما باید با داروهای مخصوص این فشار خون بالا کنترل و درمان شود، در غیر این صورت صدمه به قلب ادامه خواهد یافت و در نتیجه سبب از کار افتادن قلب خواهد شد. دوری از عوامل بروز و افزایش فشار خون مانند چاقی و مصرف سیگار و خوردن نمک و غیره می تواند در سلامتی قلب نقشی مهم داشته باشد و برای افرادی که به عارضهLVEF دچار هستند توجه به این نکات امریست بسیار مهم و حیاتی.

آمار و اطلاعات مورد بحث، توسط پژوهشگران و پزشکان کلینیک Mayoدر آمریکا منتشر شده و بیشتر از یک هزار نفر از این نظر مورد بررسی قرار گرفته اند و 17 درصد از این افراد به عارضهLVEFدچار بودند ولی خودشان از آن بی خبر بودند. این بررسی نشان می دهد که آتش زیر خاکستر بیماری قلبی که در اوایل بروز علائم و نشانه مهمی ندارد می تواند باعث دردسرهایی شود که جبران پذیر نخواهد بود. به همین جهت معاینه سالانه قلب و عروق توسط متخصص قلب لازمه زندگی سالم است. قلبی که صدمه دیده قادر نخواهد بود به کار خود دهد و سلامتی بدن را تامین نماید.

اخبار کوتاه پزشکی

ـ فرزندان مادرانی که به عارضه آسم دچار هستند بیشتر به بیماری اگزما دچار می شوند و شدت یا ضعف این بیماری با طول زمانی که کودک از شیر مادر تغذیه می کند رابطه مستقیم دارد. به عبارت دیگر کودکانی که مدت کوتاه تری از شیر مادر تغذیه می کنند زودتر و شدیدتر به بیماری اگزما دچار می شوند.

ـ دختران جوانی که هر روز شیر مصرف می کنند 50 درصد کمتر به عارضه آسم دچار می شوند. این نتیجه بررسی است که بر روی 700 دختر 8 تا 10 ساله به عمل آمده است. در ضمن معلوم شده که دختران مبتلا به عارضه آسم چهار برابر بیشتر از دیگران اضافه وزن دارند که خود به امکان بروز این عارضه می افزاید. شاید ویتامینموجود در شیر است که نقشی در پیشگیری آسم دارد.

ـ عوارض جانبی دوره یائسگی مانند گر گرفتن و بی خوابی و حساسیت و غیره در خانمهایی که چاق هستند سنگین تر و طولانی تر است، زیرا به وضوح ثابت شده که سلولهای چربی در بدن قادرند از هورمونهای مختلف هورمون استروژن بسازند که خود سبب بسیاری از ناهنجاریها مانند بروز سرطان سینه و شدت عوارض دوره یائسگی می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 17:36  توسط شجاعی نیا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 8:52  توسط شجاعی نیا  | 

آیا گوشت و شیر حیوانات همتاسازی شده قابل مصرف هستند؟

چند سالی است که غذاهای همتاسازی شده مانند گوجه فرنگی و هندوانه و هویج و غیره به بازار آمده و مردم خواسته و ناخواسته به مصرف آنها عادت پیدا میکنند. مصرف گوشت و شیر حیوانات همتاسازی(Cloned) شده و رابطه آن با سلامتی مردم خیلی جنجال آمیز بوده و هنوز دانشمندان و دست اندرکاران بهداشت عمومی در این مورد توافق ندارند که خوردن اینگونه مواد خوراکی در درازمدت خطرناک خواهد بود یا خیر؟
اخیرا FDA آمریکا طبق بیانیه ای اعلان نموده که مصرف گوشت و شیر حیوانات همتاسازی شده برای سلامتی بدن مضر نبوده و می شود از آن استفاده کرد. بسیاری از مطالعات علمی بر روی حیوانات همتاسازی شده نشان میدهد که تغییرات پیش بینی نشده ژنتیکی در آنها بروز می کند و سبب ناهنجاریها و بیماریهای مختلفی می گردد. به همین جهت مصرف گوشت و فرآورده های شیر این حیوانات ممکن است خطرناک باشند. البته نباید انکار کرد که ترکیبات گوشت و شیر این دسته از حیوانات کمترین تفاوتی با ترکیبات گوشت و شیر حیواناتی که همتاسازی نشده اند ندارد، ولی هیچکس نمی تواند که ساختار بهم زده ی ژنتیکی بدن این حیوانات چه عواقبی در پیش خواهند داشت و ممکن است که هیچ اثری بر روی بدن مصرف کننده هم نداشته باشند، ولی این سئوالی است بی جواب و زمان و آینده پاسخگوی آن خواهد بود.
در علم همتاسازی با دستکاری DNAسلول بدن می توان انسان یا حیوانی را کپی کرد. به عبارت دیگر موجودی با تمام مشخصات ظاهری و باطنی می توان خلق کرد که در اینجا از ذکر چگونگی دقیق روش همتاسازی خودداری می کنم، ولی به عنوان یک محقق نمی توانم قبول کنم که به اندازه کافی تحقیقات بر روی این موضوع به عمل آمده و ما می توانیم بدون هیچ ناراحتی محصولات حیوانات همتاسازی شده را مصرف کنیم، زیرا اکثر این حیوانات خود به علت دستکاری ژنتیکی به بیماریهایی دچار می شوند و در ضمن طول عمرشان خیلی کمتر از حیواناتی است که همتاسازی نشده اند.
در چند دهه گذشته سردمداران بهداشت و سیاستمداران کشورهای به اصطلاح پیشرفته و با فشار کمپانی های عظیم غذایی محصولات دستکاری شده از نظر ژنتیکی ـ غلات و حبوبات ـ را به دنیا معرفی کردند و در حال حاضر در سر دو راهی گیر کرده اند که با این محصولات که باعث به هم ریختن سیستم دفاعی بدن می شود و زمینه را برای بیماریهای زیاد فراهم می سازد، چه کنندو این بار با صدور اجازه مصرف گوشت و شیر حیوانات همتاسازی شده به مشکل غیرقابل حل گذشته افزوده اند و روزی به خود خواهند آمد که کار از کار گذشته است.
برای بررسی امکان اثرات نامطلوب مصرف گوشت و شیر و یا فرآورده های گیاهی که از نظر ژنتیکی دستکاری و یا همتاسازی شده اند حداقل 20 سال وقت نیاز است. در ضمن باید تحقیقات همه جانبه ای بر روی حیوانات آزمایشگاهی به عمل آید و نتایج آنها به خوبی به وسیله متخصصان فن تجزیه و تحلیل شود. در مورد غلات و حبوبات دستکاری شده از نظر ژنتیکی سردمداران سیاست دنیا حتی توجهی به گزارشات دانشمندان و پژوهشگران نکردند، از چاپ مقالاتشان جلوگیری و عده زیادی از بهترین محققان دنیا را از کار برکنار کردند و به زور دولتهای جهان سوم و در حال رشد را مجبور کردند که از بذر غلات و حبوبات دستکاری شده استفاده کنند که علاوه بر خطرات جانبی چهره طبیعت را به هم زده و سبب از بین رفتن زنبورهای عسل و پروانه ها و غیره شده و میشود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 17:52  توسط شجاعی نیا  | 

سیب ، اعجازگر بزرگ

سیب حاوی مقدار زیادی از مواد غذایی است و مهمترین آن وجود آنتی اکسیدانهای بسیار قوی در این میوه است که می تواند سبب پیشگیری بسیاری از بیماریهای مزمن شود. طبق آمار موجود حدود 22 درصد آنتی اکسیدانهای مورد نیاز روزانه بدن مردم آمریکا به وسیله مصرف سیب تامین می شود که رقمی است بزرگ.
به عبارت دیگر آنتی اکسیدان Phenols نوعی آنتی اکسیدان موجود در سیب است که نقشی مهم در سلامتی و بهزیستی بدن ایفا می نماید، زیرا کمیت و کیفیت آن در این میوه به صورتی است که نمی توان آن را با میوه های دیگر مقایسه نمود.
An apple a day, keeps the doctor away
ضرب  المثل هایی درباره سیب و خواص آن وجود دارد که معروف ترین آن "با خوردن روزی یک عدد سیب دکتر به سراغ شما نخواهد آمد"، می باشد. گفته شده این ضرب المثل از جای دیگری به وجود  آمده و آن اینکه  An apple before going to bed, makes the doctor beg his bread.  یعنی "اگر قبل خوابیدن یک عدد سیب بخورید، دکتر شما محتاج یک لقمه نان خواهد شد." همه ی اینها نشانگر قدرت غذایی و دارویی سیب است که از قدیم به آن معتقد بودند و هنوز طب  مدرن در این باره چیزهای جدیدی به دست می آورد و می آموزد.
در واقع املاح و ویتامین های موجود در سیب نسبت به آنتی اکسیدانها و پتاسیم و فیبر مخصوص موجود در آن اهمیت زیادی ندارند. Phenols آزاد موجود در سیب اهمیت خاصی به این میوه می دهد، زیرا با هیچ ماده شیمیایی موجود در سیب ترکیب نمی شود و همیشه به صورت آزاد وجود دارد که بهتر و سریعتر جذب شده و وارد گردش خون می شود.
تحقیقات علمی نشان می دهند که پوست سیب پرخاصیت ترین قسمت این میوه است. یکصدگرم از یک سیب کامل (با پوست) می تواند به اندازه 1500 میلی گرم ویتامین C خالص قدرت آنتی اکسیدانی داشته باشد. لازم به اشاره است که در یکصدگرم سیب فقط حدود 6 میلی گرم ویتامین C وجود دارد و از نظر تغذیه نمی تواند اهمیت زیادی داشته باشد. در این صورت قدرت زیاد آنتی اکسیدانی سیب از آنتی اکسیدانهایی مانند    phloridzin, Catechin, Quercetin, Phenols و اسید کلروژنیک و غیره است که در غذاهای دیگر کمتر دیده می شود.
مطالعات علمی همچنین ثابت کرده اند که سیب نقشی مهم در بهزیستی و سلامتی بدن دارد که به نمونه هایی از آنها در زیر اشاره می گردد:
ـ در سیب دو نوع فیبر محلول در آب و غیر محلول در آب وجود دارند که در حرکت غذا در روده ها و پیشگیری یبوست موثر هستند. فیبر  Pectin  که در پوست سیب وجود دارد یکی از بهترین نوع فیبر غذایی است که در طبیعت شناسایی شده است. پکتین سیب در روده بزرگ مقدار زیادی آب جذب می کند و حجم غذای مانده در روده بزرگ را افزایش می دهد که خود موجب پیشگیری بروز عارضه یبوست می شود.
ـ فیبرهای موجود در سیب خاصیت پیشگیری سرطان دارند، زیرا مواد سمی موجود در غذا و محیط زیست را که به هر وسیله ای وارد دستگاه گوارش شده اند، جذب نموده و با خود دفع می کنند. فیبرهای موجود در سیب همچنین تمام مخاط داخلی روده را تمیز می کنند و عمل تمیزکنندگی غیرقابل تصور آنها به صورتی است که شخص نیازی به تمیز کردن روده بزرگ توسط دارو و غیره ندارد.
ـ سیب می تواند قدرت فعالیت ریه را افزایش دهد. به همین جهت برای بیمارانی که دچار عارضه آسم هستند و یا به بیماریهای ریوی دچار می باشند، بهترین دارو است.
ـ فلاوونوئید Quercetin  که رنگ قرمز پوست سیب را به وجود می آورد، علاوه بر خاصیت آنتی اکسیدانی آن از رشد سلولهای سرطان های ریه، سینه، پرستات، کبد و روده بزرگ جلوگیری می کند.
ـ پژوهشگران انگلیسی طی مطالعه علمی جالبی دریافتند که نوشیدن روزی نیم لیتر آب سیب PH  ادرار را افزایش داده و دفع اسید سیتریک را بالا می برد که در مجموع از بروز سنگ کلیه، مخصوصا نوع اگزالات جلوگیری می کند.
ـ دانشمندان فنلاندی با بررسی بر روی رابطه فلاوونوئید و فیبر موجود در سیب که شباهتی با فلاوونوئید چای، پیاز و براکلی دارد معلوم ساخته اند که این مواد در سلامتی قلب و عروق نقش غیرقابل انکار داشته و از بروز سکته های قلبی و مغزی جلوگیری می کنند.
 ـ بررسی های علمی بر روی حیوانات آزمایشگاهی نشان می دهند که سیب و ترکیبات موجود در آن می توانند میزان کلسترول بد ( LDL) خون را کاهش دهند. در ضمن سیب می تواند سبب افزایش کلسترول خوب  ( HDL) خون گردد. به طور کلی افرادی که هر روز یکی دو عدد سیب می خورند دارای کلسترول طبیعی خون هستند و کمتر به عوارض پیچیده بالا بودن کلسترول دچار می شوند. Quercetin موجود در سیب می تواند عوارض کلسترول بالا را در عروق به تدریج خنثی نماید و سبب سلامتی و بهزیستی قلب و عروق گردد. خوردن روزی یک عدد سیب می تواند 8 تا 11 درصد از میزان کلسترول خون بکاهد. حال با خوردن دو عدد سیب این رقم به 16 درصد خواهد رسید.
ـ نوع قند موجود در سیب فروکتوز است که قندی است ساده و در بدن به آهستگی شکسته شده و جذب می شود. این قند و ترکیبات دیگر سیب مانند فیبر نه تنها باعث بالا رفتن قند خون نمی شود، بلکه در نگهداری میزان طبیعی قند خون موثر خواهد بود.
ـ پوست بعضی از سیب ها حاوی مقدار قابل توجهی Phenols  می باشد که بدن را در برابر اشعه خورشید  (UV-B) محافظت می کند. بسیاری از سیب ها آلوده به مواد سمی و شیمیایی و حشره کش ها هستند و خوردن پوست اینگونه سیب ها توصیه نمی گردد، حتی اگر به دقت شسته شوند در این صورت فقط پوست سیب های سم نزده قابل خوردن می باشد.
پژوهشگران توصیه می کنند که به جای آب سیب بهتر است خود سیب مصرف شود، زیرا هر قسمتی از سیب حاوی مقداری املاح و ویتامین ها و آنتی اکسیدان ها و غیره هستند که هر کدام از آنها در بهزیستی و سلامتی بدن نقش دارند. در بررسیهای علمی به وضوح ثابت شده است که آب سیب هرگز نمی تواند جانشین سیب شود.
به طور خلاصه می توان گفت که سیب و ترکیبات آن سبب کاهش میزان تری گلیسیرید، کلسترول و قند خون می شود و از بروز بیماریهایی مانند آسم و ناهنجاریهای ریوی، یبوست و ازدیاد وزن جلوگیری می کند. پس روزی یک عدد سیب بخورید تا دکتر به سراغ شما نیاید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 8:34  توسط شجاعی نیا  | 

چگونه آنتی اکسیدانها به سلولهای سرطانی حمله می کنند

تا به حال بررسی های علمی زیادی ثابت کرده اند که آنتی اکسیدانها مانند بعضی از ویتامین ها قادرند در بدن به سلولهای سرطانی حمله کرده و آنها را از بین ببرند، ولی تا امروز معلوم نبود که چگونه این عمل انجام می گیرد و چطور آنتی اکسیدانهای رژیم غذایی سبب مرگ سلولهای سرطانی می شوند.
یکی از عللی که سلول سرطانی در بدن سرانجام می گیرد و خلق می شود، اثر رادیکالهای آزاد بر روی  DNA سلولها است که نوعی جهش ژنتیکی در سلول به وجود می آورند و برای اولین بار سلول بدخیمی ظهور می کند. در مقاله علمی جالبی که توسط دانشمندان دانشگاه  جان هاپکینز منتشر شده نشان می دهد که سلولهای سرطانی پس از به وجود آمدن توسط رادیکالهای آزاد، که از سوخت و ساز غذا در بدن به وجود می آیند و یا به صورت سمومی به همراه غذا و آب و هوا وارد بدن می شوند و یا در موقع مصرف سیگار و مشروبات الکلی و بعضی از داروها بدن را آلوده می کنند، با همدیگر ارتباط برقرار کرده و پیامهای خود را رد و بدل می کنند و در انتشار سلولهای سرطانی سهمی مهم دارند. حال اگر آنتی اکسیدانها به موقع و به اندازه کافی به بدن برسند در حقیقت فعالیتهای رادیکالهای آزاد مختل شده و سلولهای سرطانی قادر نیستند نوعی هماهنگی بین همدیگر ایجاد کرده و رشد و نمو نمایند و در نهایت از بین می روند. البته باید اضافه نمود که ارتباط سلولها با همدیگر و رد و بدل کردن پیامها توسط بعضی از پروتئین ها، آنزیم ها و گاهی به کمک بعضی از ژن ها انجام می گیرد. آنتی اکسیدانها در این میان عملکرد اختصاصی و ویژه ای دارند و طی فعالیتهای پیچیده ای مانع ارتباط و تعویض پیام ها بین سلولهای سرطانی می گردند و سبب از بین رفتن آنها می شوند. این عملکرد شباهت زیادی با نقشه های جنگی دارد، زیرا اگر ارتش بتواند مانع ارتباطات سربازان دشمن شود و به کلی آنها را در بی خبری و سرگردانی قرار دهد و از رسیدن پیام های مختلف در مورد حمله و پیشرفت و  غیره جلوگیری کند، سرنوشت دشمن مشخص و مسلم خواهد بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 12:1  توسط شجاعی نیا  | 

بیماری افسردگی و رابطه ی آن با تغذیه

 


یکی از علائم بارز افسردگی، تغییرات مهم و اصولی در عادات غذایی شخص بیمار است. به این صورت که بعضی از افراد اشتهای شدیدی به خوردن غذا، مخصوصا غذاهای شیرین و نشاسته ای نشان می دهند که در نتیجه همراه با ازدیاد وزن و چاقی خواهد بود. گروه دیگر اشتها و علاقه خویش را در مصرف غذا به کلی از دست می دهند که در درازمدت و در صورتی که درمان نشوند از دست دادن وزن بدن و ضعف و لاغری مزید بر علت شده و بیماری آنها را غیرقابل علاج می سازد. البته نباید فراموش کرد که بعضی از داروهای ضد افسردگی اشتها را از بین برده و برخی نیز موجب افزایش وزن بدن می شوند.


به طور کلی افرادی که به بیماری افسردگی مبتلا می شوند کمتر به ظاهر خود توجه دارند و علاقه ای به حفظ و نگهداری خویش از نظر سلامتی و تغذیه و بهداشت نشان نمی دهند که شامل نامرتب بودن وعده های غذایی و کاهش کیفیت رژیم غذایی روزانه نیز می شود.
پرخوری و کم خوری و عدم رعایت نیازمندی های غذایی بدن مخصوصا در آن دسته ای که از خوردن غذا دوری می کنند، باعث کمبود انرژی، پروتئین، املاح معدنی و ویتامین ها شده و در نظم فعالیت سیستم دفاعی بدن خدشه وارد نموده و در مزمن و غیرقابل علاج شدن بیماری افسردگی نقش انکارناپذیر خواهند داشت...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 18:31  توسط شجاعی نیا  |