تبليغاتX
زیست شناسی دامغان

زیست شناسی دامغان

سال 2009 سال بزرگداشت داروین

 

مدرسه با کدام استاندارد؟


دانش آموزان در آتش!


عکس فوق گویای همه چیز است.

 آیا نمیشد بجای صرف ۲میلیارد تومان برای پرسش مهر۴ جلوی این قبیل فجایع را گرفت؟ براستی چه کسی مسئول است؟ من؟ تو؟ معلم مدرسه؟ یا...؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1383ساعت 15:44  توسط شجاعی نیا  | 

مرا به خانه ام ببر
درو كلارك*
ترجمه: طاهره رنجبر
سنگينى لجن خيس، برگ هاى خزان شده و جلبك هاى مويى صفحه الك را به پايين كشانده بود. بچه ها الك را به زحمت از بستر نهر كشان كشان به يك جاى صاف در كنار ساحل بردند. همان جا مشتاقانه كنارش زانو زدند و با پنس هر چيزى را كه
ميجنبيد محكم مى گرفتند. آنها يافته هايشان را درون جايخى هاى پلاستيكى سفيدى كه از آب نهر پر شده بود، انداختند. اين بچه هاى كلاس چهارمى از شهر كوچك سنت جرج در شمال شرقى كانزاس مشغول انجام وظيفه شان در پروژه اى موسوم به «استريم شوت» بودند. هدف ما سنجش ميزان سلامت محيط زيست نهر «بلاك جك» بود. قرار بود بررسى ما صرفاً تهيه فهرستى از بى مهرگان بزرگ ساكن نهر باشد: يك نمونه بردارى از موجودات كوچكى كه ميكروسكوپى نيستند و به طور گسترده اى به عنوان شاخص هاى كيفيت آب شيرين مورد استفاده قرار مى گيرند.
 
جايخى هاى بچه ها پر شده بود از يك روزه ها، شفيره ها، حشره هاى آبزى و لارو مگس هاى سياه، پشه هاى آبى و پشه ريزه ها. به زير سطح لزج آخرين برگ يك زالو چسبيده بود كه آن هم از جاى نرم و نازكش كنده شد و به درون يكى از خانه هاى جايخى سر خورد. او بلافاصله متوجه تغيير محيط اطرافش شد. به وسيله بادكش هاى مكنده اش به ته ظرف چسبيد و همان موقع بود كه خودش را با ديواره هاى اين اتاق سفيد عجيب مواجه ديد. بعد مانند يك پريسكوپ برافراشته بلند شد تا نگاهى به اطراف بيندازد.بچه ها با ترس، وحشت و شادى فرياد مى كشيدند: «نگاه كنيد. يك زالوى خون آشام.» به آنها اطمينان دادم كه اين يك زالوى گياهخوار است. «چطور اينو نمى دونستيد؟ مگه نديديد كه اون به يك برگ چسبيده بود؟»
سرانجام بچه ها با علاقه مشغول تماشاى حركات سينوسى زالو شدند و آرام گرفتند. من معمولاً در پايان كار بررسى، موجودات بزرگى كه به دام افتاده اند را آزاد مى كردم. اما آن روز تصميم گرفتم آنها را به عنوان نمونه براى كلكسيون مرجع مدرسه نگه دارم. بعضى وقت ها مجبور به انتخاب هاى دشوارى مى شويم. محتويات جايخى ها را درون يك شيشه ريختم و درش را محكم كردم.بعدازظهر همان روز شيشه را درون يخچال دفتر گروه آموزشى گذاشتم. اما گويا يخچال درست كار نمى كرد. چون بعد از چند روز كه براى برداشتن شيشه برگشتم متوجه شدم آب و هر چه كه درون شيشه بود به سختى يخ بسته است. شيشه را فوراً درون نزديك ترين فرمايكروويو قرار دادم و بعد با ظرافت بى مهرگان بى جان را جدا كردم و با موچين آنها را درون شيشه هاى مخصوص نمونه ها كه پر از آب و الكل بودند، مى انداختم. ناگهان حركات نرم و آرامى در ته ظرف مرا مات و مبهوت ساخت. آن زالو زنده بود. چطور اين موجود توانسته بود بعد از يخ بستن و باز شدن يخ زنده و سالم بماند. محتويات شيشه را درون يك لگنچه ريختم و زالو درون آن لگن همچنان به رفتارهاى اكتشافى اش ادامه داد. او مرتباً مانند يك آكاردئون بندهاى ظريف بدنش را باز و بسته مى كرد. من از اين همه استقامت و ميل به زنده ماندن شرمنده و شگفت زده شده بودم. حيوان را روى كف دستم گذاشتم و احساس خوشايندى از خزيدن او بر روى «خط عمرم» به من دست داد. شيشه مخصوص او برچسب خورده و منتظر بود. دچار دودلى شده بودم. بالاخره مخلوط آب و الكل را دور ريختم، شيشه را آب كشيدم و با همان آب درياچه كه يخش باز شده بود، شيشه را پر كردم. زالو را كه حالا ديگر سراسيمه دور خودش وول مى خورد با موچين درون شيشه انداختم. ظرف نمونه را همراه با ساير نمونه ها درون يك جعبه كفش گذاشتم و به طرف خانه به راه افتادم. بعد از شام زيرچشمى نگاهى به جعبه انداختم. زالو خودش را بالا كشيده بود و زير درپوش شيشه چمباتمه زده بود. با خودم گفتم: «ديگه كافيه.» شيشه را درون جيب كاپشنم چپاندم. دنبال سوئيچ ماشين گشتم و به طرف ساحل نهر «بلاك جك» حركت كردم. همان جايى كه نمونه ها را جمع كرده بوديم،  پارك كردم. چند دقيقه زير نور چراغ هاى ماشين به سطح مواج آب نهر چشم دوختم. هيچ چيز روى آب تكان نمى خورد. زالو در خانه خودش آزاد بود. گاهى وقت ها انتخاب هايمان شهودى اند.
Natural History,Sep.2003
* Dru Clarke سى ويك سال در دبيرستان ها و مدارس راهنمايى، علوم دريايى و اكولوژى تدريس مى كرد. او اكنون در «فلينت ميلز» در شمال شرقى كانزاس زندگى مى كند.
                                                                                 ( برگرفته از روزنامه شرق)
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1383ساعت 15:49  توسط شجاعی نیا  | 

راز تميزى پاهاى چسبناك مارمولك هاى گكو
پنجه آفتاب
آيا گكوها (Gecko نوعى مارمولك است) تميزترين موجودات سلسله جانوران محسوب مى شوند؟ اين موجودات تقريباً وارد هر محيطى مى شوند اما پاهاى آنها هيچ جرمى را به خود جمع نكرده و حتى ذره اى نيز از چسبندگى آنها كم نمى شود، حتى هنگامى كه با سرعت روى درختان مى دوند يا با شتاب از ميان محيط هاى كثيف عبور مى كنند. اما واقعيت اين است كه يك گكو هيچ گاه دست و پايش را تميز نمى كند.
082188.jpg
در واقع نيازى نيز به انجام اين كار نيست. پاى يك گكو داراى چسبى است كه خود به خود تميز مى شود. برخلاف چسب هاى مصنوعى، انگشتان پاهاى يك گلو داراى ميليون ها موى ميكروسكوپى است كه از طرفى با نيروى جاذبه زمين مقابله مى كنند و از طرفى آلودگى ها و اجرام را از پاهايش دفع مى كنند. به اعتقاد دانشمندان، كشف اين مسئله مى تواند راه را براى ساخت نوارهايى با قدرت استعمال مجدد فراوان، روبات هاى سيارى كه به نرمى بر روى سطح مريخ حركت مى كنند و يا حتى دستكش هاى قابل استفاده در فوتبال «فامبل» هموار كند. كلار آتمن (A.Kutumn) زيست شناس كالج «لويس اندكلارك» در اين باره مى گويد: «ما متوجه شديم كه پس از فرو كردن پاى يك گكو در داخل يك محيط بسيار كثيف تنها برداشتن ۵ قدم توسط گكو كافى است تا اجرام چسبيده به پاى او، جدا و بر روى زمين بيفتند.» وى در ادامه افزود: «با اتكا بر مدل هاى رياضى موجود مى توان دليل اين مسئله را به جاى انتساب به وجود مواد شيميايى خاص به ساختار پاى آنها منسوب كرد.»
توانايى فوق العاده گكوها در درجه بندى محيط هاى مختلف اطرافشان، قرارگيرى كاملاً درازكش بر روى زمين و ايستادن روى پاهاى عقبى بدون اتكا داشتن به پاهاى جلويى از جمله خصوصياتى است كه گكو را مورد توجه دانشمندان قرار داده است. لازم به ذكر است كه توجه خاص دانشمندان به گكوها به زمان ارسطو بازمى گردد. در سال ،۲۰۰۰ دكتر آتمن طى بررسى هاى خود متوجه شد كه گكوها به جاى استفاده از بادكش در نوك انگشتان خود يا ترشحاتى مانند  آنچه كه حشرات از آن استفاده مى كنند به واكنش هاى مولكولى ضعيفى متكى هستند كه در فواصل بسيار كم عمل مى كند- اين نيرو به  نيروى واندوالس معروف است.
پاى گكوها حاوى ميليون ها موى بسيار ريز يا «ستا» (setae) است كه در نوك هر يك از آنها بالشتك هاى بسيار كوچكى ديده مى شود. از آنجا كه ضخامت هر يك از اين موها تنها ۲۰۰ ميلياردم يك متر است بنابراين تماس پاها با سطوح مختلف واعمال نيروهاى مولكولى بسيار ضعيف از جانب اين سطوح موجب بسته شدن نوك اين موها مى شود. به اعتقاد دكتر آتمن، نيروى حاصل از تمامى ستاهاى موجود در پاهاى يك گكو براى بلند كردن فردى با وزن ۲۸۰ پوند از روى زمين كافى است. اما اين كشف به طرح سئوال بسيار مهم ترى منجر شد: طبيعت يك محيط بسيار كثيف است. بنابراين چگونه هنگامى كه يك گكو از يك سمت به سمت ديگر مى دود مقدار زيادى جرم در پاى او جمع نمى شود؟ دكتر آتمن براى پاسخ به اين سئوال، پاى يك گكو را درون خاك فرو كرده و سپس به گكو اجازه داد تا بر روى زمين حركت كند. او با كمال تعجب مشاهده كرد كه پاى گكو پس از ۵ قدم راه رفتن كاملاً عارى از خاك شد. به اعتقاد دانشمندان، «ستاها» تحت هر شرايطى اقدام به پس زدن گرد و خاك و كثافت از پاى گكوها مى كنند. در ادامه آنها متوجه شدند كه يك ذره خاك بسيار كوچك تر از آن است كه جذب تعداد زيادى ستا شود. بنابراين اعلام كردند كه براى شروع كار ستاها وارد شدن مقدار زيادى فشار از جانب هر سطحى كه گكو بر روى آن حركت مى كند، ضرورى است.
در حال حاضر تعدادى از دانشمندان درصدد توليد ستاى مصنوعى هستند. به اعتقاد دكتر آتمن، «ستا» در زندگى ما مى تواند موارد استفاده زيادى داشته باشد. به عنوان مثال بانداژهايى را فرض كنيد كه هيچ زائده اى از خود به جاى نمى گذارند. در واقع با الهام از خصوصيات منحصربهتفرد گكوها مى توان ابزارآلات بسيارى را طراحى و توليد كرد. به گفته دكتر آتمن: «در اينجا صحبت از چسب هايى نيست كه ممكن است در آينده وارد بازار شوند بلكه صحبت از پيچ و مهره هايى است كه مى توان با الهام از خصوصيات يك گكو آنها را طراحى و به مرحله توليد رساند.»

New York Times, Jan.2004
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1383ساعت 14:44  توسط شجاعی نیا  | 

 
كم خونى چهره ديگرى از سوءتغذيه
 
081771.jpg
امروزه بخش چشمگيرى از جمعيت جهان دچار كمبود مواد معدنى و ويتامين هايى هستند كه آنها را مجموعاً ريزمغذى مى نامند.اين مواد در مقادير بسيار اندك نقش مهمى در بقاى تكامل جسمى و ذهنى، سلامت عمومى و به طور كلى كيفيت زندگى تمامى افراد ايفا مى كند.
آهن، ويتامين A و يد سه عضو خانواده ريزمغذى ها هستند كه به ويژه در چند دهه اخير بيش از ساير ريزمغذى ها توجه محافل علمى را به خود جلب كرده است.براساس اطلاعات موجود كمبود ويتامين A، يد و كم خونى ناشى از فقر آهن در تمامى دنيا از شيوع بسيار بالايى برخوردار است.
كم خونى ناشى از كمبود آهن يكى از مشكلات عمده بهداشت عمومى است تا جايى كه تاثير فراوانى بر روى تكامل جسمانى، رفتارى، روانى و بازده كارى افراد مى گذارد.كمبود آهن زمانى رخ مى دهد كه آهن جذب شده كمتر از حد نياز طبيعى بدن باشد و اين مسئله ممكن است ناشى از مصرف ناكافى آهن، افزايش نياز به آهن يا از دست دادن خون به طور مزمن باشد. كمبود آهن شايع ترين علت كم خونى است و مى تواند با كمبود فولات به ويژه در دوران باردارى همراه باشد.شيرخواران و كودكان در سنين قبل از مدرسه، نوجوانان و زنان در سن بارورى به ويژه زنان باردار آسيب پذيرترين افراد نسبت به وقوع كم خونى ناشى از كمبود آهن هستند. البته در جايى كه مصرف غذاى ناكافى يا آلودگى هاى انگلى شايع باشد، مردان نيز آسيب پذير هستند.
براساس گزارش سازمان بهداشت جهانى (WHO) كودكان كم سن و سال و زنان باردار به ترتيب ۴۳ و ۵۱ درصد تاثيرپذيرترين گروه هستند.
شيوع كم خونى در ميان كودكان سنين مدرسه ۳۷ درصد، زنان غيرباردار ۳۵ درصد و مردان بالغ ۱۸ درصد است.كم خونى عموماً با علائمى نظير رنگ پريدگى پوست، خستگى، تنگى نفس و بى اشتهايى همراه است.كم خونى در زنان و دختران به دليل خونريزى هاى دوران باردارى و ماهيانه، در كودكان نارس با وزن كم و سالمندان به علت مشكلات دندانى و گوارشى و عدم مصرف غذاهاى مناسب بيشتر از بقيه افراد جامعه ديده مى شود.
كم خونى عوارضى نيز با خود به همراه مى آورد كه در زنان باردار و كودكان زير ۹ سال بيشتر خود را بروز مى كند.
عوارض كم خونى ناشى از فقر آهن در بزرگسالان، كاهش فعاليت بدنى و خستگى زودرس و در زنان باردار ضعف و ناتوانى بدنى، افزايش خطر مرگ ومير به هنگام زايمان و افزايش خطر تولد نوزاد نارس و كم وزن و يا احتمال سقط جنين است.
كم خونى در كودكان منجر به اختلال در تكامل گفتارى و حركتى و كاهش ميزان يادگيرى و گاهاً افت تحصيلى مى شود.كم خونى همچنين ميزان مقاومت بدن در برابر عفونت ها را پايين مى آورد، به طورى كه ميزان ابتلا به بيمارى هاى عفونى در مبتلايان به كم خونى فقر آهن بيشتر از سايرين ديده مى شود.
استفاده از غذاى كافى و متنوع ساده ترين و مستقيم ترين روش براى رساندن آهن مورد نياز به بدن است.عواملى كه موجب افزايش جذب آهن در بدن مى شوند، عبارتند از:
- ويتامين ث يا اسيد اسكوربيك كه در مركبات ترش، سبزى هاى برگى نظير شاهى و جعفرى و در گوجه فرنگى و فلفل سبز به ميزان فراوان يافت مى شود.
- گوشت قرمز و گوشت حيوانات دريايى
- حبوبات، غلات، خشكبار، سبزيجات، ماست و تخم مرغ
بسيارى از تركيبات نيز به عنوان عامل بازدارنده جذب آهن شناخته شده اند كه در اين ميان مى توان به پروتئين سويا، نان سبوس دار و چاى و قهوه اشاره كرد كه خوشبختانه اين اثر بازدارنده به وسيله مصرف ميوه هاى حاوى ويتامين ث خنثى مى شود.
به منظور افزايش جذب آهن مى توان توصيه هاى تغذيه اى و موثرى را در پيش گرفت كه تا حدود زيادى كيفيت رژيم غذايى را بهبود مى بخشند:
- از نوشيدن چاى و قهوه حداقل ۱ تا ۲ ساعت پس از غذا خوددارى كنيد.
- همراه غذا به ويژه غذاهاى حاوى آهن با جذب پايين از غذاهاى حاوى ويتامين ث نظير آب ليمو، ميوه و سالاد و سبزى تازه استفاده كنيد.
- از خريد نان هاى پرسبوس پرهيز كنيد. نان هاى سبوس دار اگر چه به علت دارا بودن فيبر در پيشگيرى از سرطان روده بزرگ، كاهش جذب قند و چربى و جلوگيرى از يبوست نقش دارند، ولى مانع جذب آهن مى شوند و نبايد در مصرف آنها زياده روى شود.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1383ساعت 18:52  توسط شجاعی نیا  | 

قابل توجه دکترهای آینده
بخصوص دانش آموزان ...؟؟؟
دكتر بگذار حرفم را تمام كنم
081720.jpg
پژوهشگرانى كه نحوه ارتباط بين پزشكان و بيماران را بررسى كرده اند، مى گويند: متمركز شدن صرف بر مشكل اصلى بيمار ممكن است باعث اشتباه تشخيص شود. اغلب افراد هنگامى كه در مورد ناراحتى شان به دكتر توضيح مى دهند، ماجرا را از كمى پيشتر شروع مى كنند يا اصولاً مطمئن نيستند كه چه چيزى را بايد به دكتر بگويند. بسيارى از پزشكان زودتر از موقع لازم با پرسيدن سئوالات به ميان حرف بيماران مى پرند و در نتيجه اطلاعات مهمى را از دست مى دهند. به نظر كارشناسان ارتباط پزشك و بيمار، پزشكان بايد از جملات بازى مانند «مشكل ديگرى نداريد؟» استفاده كنند تا بيماران را وادارند كه به حرف هاى خود ادامه دهند. پژوهشگران براى آزمودن اثرات نحوه برخورد پزشك و بيمار آزمايش زير را ترتيب دادند. پزشكان در روز اول مطالعه با گروهى از بيماران مصاحبه كردند. در روز دوم به اين پزشكان گفته شد حرف هاى بيمارانشان را تا زمانى كه گفته هاى آنها به پايان نرسيده است، قطع نكنند. اين توصيه تاثيرى مفيد به جاى گذاشت.
در روز دوم تعداد بيمارانى كه توانستند بدون قطع شدن حرف هايشان بيمارى شان را شرح دهند، دو برابر شد. اما اين امر باعث به درازا انجاميدن بيش از حد زمان مصاحبه منجر نشده بود، چرا كه گفتار ابتدايى بيماران در روز دوم تنها ۲ ثانيه طولانى تر شده بود (۲۸ ثانيه در مقابل ۲۶ ثانيه). گرچه پزشكان از لحاظ زمانى در اين روزها تحت فشار هستند، مطالعاتى نظير تحقيق فوق نشان مى دهد كه اگر آنها مدتى به حرف هاى بيمار گوش دهند، از لحاظ زمانى دچار مشكل نخواهند شد و بيمار در همان لحظات اضافى محدود ممكن است چيزى بگويد كه براى تشخيص دادن بيمارى اش اهميت بسيارى داشته باشد.
 انشاءالله شما پزشک شدید فراموش نکنید که بیمارانتان ابتدا انسان هستند بعد یک بیمار 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1383ساعت 18:22  توسط شجاعی نیا  | 

به نام يگانه آفريدگار هستی

 

                                      فراخوان مقاله


گروه آموزشي زيست شناسي شهرستان دامغان با استعانت از ايزد توانا و با همكاري پژوهشسراي  دانش آموزي ، و با هدف ارتقاء و گسترش دانش بيولوژي و فرهنگ پژوهش و تحقيق در نظر دارد  سومين سمينار زيست شناسي شهرستان را برگزار نمايد. لذا از علاقه‌مندان دانش زيست شناسي به خصوص دانش آموزان گرامي ، دعوت مي شود مقالات خود را حول محورهاي مورد بحث كه در ذيل آمده ، حداكثر در 8 برگ A4 تا تاريخ 15/12/83 به آدرس : دامغان ـ خيابان باغ جنت ـ پژوهشسراي دانش آموزي ـ گروه زيست شناسي ارسال و يا حضوراً تحويل نمايند.

 

(مقالات ارسالي بايد حاوي عنوان ـ مقدمه ـ متن و منابع مورد استفاده و تلفن و آدرس نويسنده باشد مقاله‌هاي برتر توسط كميته مربوطه انتخاب و جهت هماهنگي‌هاي بعدي با صاحب مقاله تماس گرفته خواهد شد.)

 

محورهاي مورد بحث سمينار:

1ـ نانو تكنولوژي

2ـ خلقت انسان

3ـ آخرين يافته هاي بيوتكنولوژي

4ـ الگوگيري از طبيعت براي زندگي بهتر

5ـ تأثير مواد راديو اكتيو بر محيط زيست و انسان 

 

                                                       گروه زیست شناسی دامغان

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1383ساعت 15:36  توسط شجاعی نیا  | 

کشف سرنخ ژنتيکی منشا رشد اچ آی وی در انسان

 

براساس تحقيقات تازه، در صورتی که تنها يکی از ژن های بدن انسان کمی از آنچه هست متفاوت می بود، اپيدمی ايدز احتمالا هرگز روی نمی داد.

دانشمندان در "شورای تحقيقات پزشکی بريتانيا" دريافته اند که ميمون های موسوم به "ريسس" (rhesus) به کمک تنها يک ژن مخصوص که از آنها در مقابل ويروس ها محافظت می کند، مانع رشد و تکثير ويروس اچ آی وی در بدن خود می شوند.

در بدن انسان ژنی معادل وجود دارد که بی نهايت به اين ژن در ميمون شباهت دارد، اما فعاليت اچ آی وی را سد نمی کند.

دانشمندان در تست های آزمايشگاهی کشف کردند که تنها يک تغيير واحد در اين ژن انسانی ممکن است مانع توسعه اچ آی وی و بروز بيماری ايدز شود.

نتايج اين تحقيقات در نشريه "Current Biology" چاپ شده است.

دانشمندان از مدتی قبل می دانستند که آلوده کردن سلول های ميمون به اچ آی وی در آزمايشگاه بسيار دشوارتر از آلوده کردن سلول های انسان به آن است و اکنون پژوهشگران در شورای تحقيقات پزشکی بريتانيا (ام آر سی) علت آن را دريافته اند.

آنها سرگرم مطالعه ژن هايی که می توانند ويروس ها را مسدود کنند بوده اند و به خصوص ژنی را يافته اند که به "رتروويروس"هايی (retrovirus) مانند اچ آی وی حمله می کنند.

اين ژن "تريم 5" (Trim5) نام دارد اما تنها در غلبه بر ويروس اچ آی وی موجود در بدن "ريسس" موثر است.

دکتر جاناتان استوی، سرپرست تيم محققان در اين رشته مطالعات، معتقد است که تنها يک تغيير واحد در اين ژن می توانست مانع آلوده شدن انسان به اچ آی وی شود.

وی گفت: "انسان ها دارای يک ژن ضد رتروويروسی هستند. متاسفانه اين ژن تنها روی ويروس های موش و اسب کارگر است اما در مورد ويروس اچ آی وی نه."

او افزود: "در مقابل، آن نسخه از ژن 'تريم 5' که در ميمون ريسس وجود دارد می تواند تکثير اچ آی وی و همچنين ساير ويروس ها را مسدود کند."

"بنابراين يکی از نتيجه گيری های مطالعه ما اين است که اگر انسان وارث اين نوع خاص از ژن 'تريم 5' بود در آن صورت اپيدمی ايدز احتمالا هرگز روی نمی داد."

دانشمندان موفق شده اند نوع انسانی اين ژن ضدويروسی را در آزمايشگاه دستکاری کنند.

آنها با تغيير تنها بخشی از اين ژن - به طوری که به نمونه اين ژن در بدن ميمون شباهت پيدا کند - توانستند کاری کنند که سلول های انسان مانع تکثير اچ آی وی شود.

آنها اکنون می خواهند راهی برای قرار دادن اين ژن اصلاح شده در بدن بيماران آلوده به اچ آی وی مثبت پيدا کنند تا سلول های آنها در برابر اين ويروس مقاوم شود.

به گفته آنها اين کار ممکن است مانع ابتلای اين افراد به ايدز شود.

حتی اگر آنها موفق نيز شوند، بعيد است که اين شيوه جايگزين شيوه های درمانی جاری شود، زيرا تکنيک هايی مانند ژن درمانی هنوز با خطرات زيادی همراه هستند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1383ساعت 14:14  توسط شجاعی نیا  | 

روانشناسي رنگها

رنگها بر نيازهاي روحي-رواني، شرايط يادگيري، کنترل رفتارهاي خشمگينانه، احساسات، درمان افسردگي و
اختلالات يادگيري و سطح انرژي اثر دارند.رنگها در کنترل نبض، تپش قلب، فشار خون، اشتها و حتي خواب مفيد هستند و همچنين در درمان بيماريهايي مثل ميگرن، سرطان، اعتياد و امراض پوستي و حتي تومورهاي مغزي اثر دارند.
رنگها در هر جا از دنيا و به تناسب فرهنگ و عرف هر جامعه معاني متفاوت و حتي متضاد دارند.براي مثال سفيد در کشوري مثل ايران نشان شادي، پاکدامني است و براي مراسم جشن و عروسي استفاده مي شود، در حاليکه در کشوري ديگر نشان روحانيت است و در مراسم عزاداري کاربرد دارد.
شايد تا به حال از خودتان پرسيده باشيد که چرا کشتي و يا هواپيماي سياه نداريم؟و يا چرا هيچ جعبه شکلاتي سبز نيست؟شايد در اين مطلب جوابهايتان را پيدا کنيد.
متأسفانه به دليل جذابيت روانشناسي رنگها، اين شاخه از علم مورد سوء استفاده قرار گرفته است.در هر سايت، مجله، روزنامه و يا وبلاگي از اين مطالب زياد ديده مي شود ولي درست يا غلط بودنشان مشخص نيست.
پروفسور لوشر از دانشمنداني است که حدود بيست سال و اندي در اين مورد تحقيق کرده است.
حال بد نيست از نظر اين محقق در مورد روانشناسي رنگها براي بعضي از رنگهاي پر طرفدار نگاهي بياندازيم.
پروفسور لوشر مي گويد:psychiatry-of-colors.jpg

سياه:
سياه رنگي مطلق است که در فراسوي آن، زندگي تمام مي شود.سياه يعني نه، که نشانه اي از ترک عشق و انصراف از فعاليتهاي جمعي است.به معني نيستي، نااميدي به آينده و سکوتي ابدي است و حس سنگيني را به افراد القا مي کند.تأثير خوبي بر مزاج ندارد و در کودکان هم اثرات منفي دارد.دوستداران رنگ سياه معمولا" خسته و افسرده اند.اگر خسته نباشند، ناراضي اند.اگر ناراضي نباشند، مغرورند.اگر مغرور نباشند، انکار مي کنند.اگر انکار نکنند هم ناراضي اند، هم مغرور، هم خسته و هم انکار مي کنند اما احتمالا" خودشان هم خبر ندارند.
طرفداران سياه زياد هم نااميد نشوند چون از طرفي ديگر سياه نمادي از آبرومندي و شرافت است(ديده ايد ماشين هاي شيک و کلاس بالا معمولا" سياه و براقند).
قهوه اي:
آدمهاي قهوه اي را بدون قسم خوردن مي توان باور کرد، يعني حرفشان سند است.اما طرفداران اين رنگ معمولا" آواره اند(جالب است بدانيد که رنگ مورد علاقه آوارگان جنگ جهاني دوم، قهوه اي بوده است).قهوه ايها يا يک بيماري جسمي جدي دارند و يا مشکلي که به نظر آنها غير قابل حل است، پس اين افراد از نظر جسمي و روحي در خطرند.
خاکستري:
خاکستري را در کهنسالان و خانه سالمندان بايد پيدا کرد.اين افراد معمولا" غمگينند و محافظه کار و حتي اگر آهنگي گوش کنند(اگر خجالت نکشند)، غمگين است(مثلا" مثل اينکه ايرانيها داريوش گوش کنند)، مثل اينکه به آنها گفته اند خوشي بي خوشي.
قرمز:
قرمز پسندها پر از شوق زندگي، عاشق و مبارزه طلب، پرتکاپو و شجاع، اهل معاشرت، شلوغ و پر سروصدا هستند.ظاهرا" نيرويشان تمام نشدني است، خوب مشت مي زنند و کتک خورهاي خوبي هم هستند.در مجموع و خلاصه اينکه برونگرا هستند.قرمز باعث افزايش نبض و فشار خون مي شود.(هر چي باشه پرسپوليسه ديگه)
آبي:
آبيها خلاقند و هميشه فکرهاي تازه مي کنند، مورد احترام، آرام و دوست داشتني هستند و احساساتشان را خوب کنترل مي کنند.عاشق تنهايي، احساساتي و ملايم اند.نماد ابديت و عمق و کمال گرايي است.از ويژگيهاي افراد آبي دوست صلح، مهرباني و هماهنگي است.(طرفداران آبي به خودشون نگيرند، هميشه و همه جا استثنا هست).اين رنگ سبب کاهش نبض و فشار خون مي شود.
سبز:
آدمهاي سبز مذهبي اند.در انجمنهاي خيريه يا بيمارستان يافت مي شوند!!!مضطرب و انعطاف پذيرند.اگر دنبال شريک(البته شريک تجاري نه زندگي) مي گرديد سعي کنيد سبز باشد(نه اينکه رنگ پوستش سبزه باشد).رنگي مقدس است.سبزها اصلاح گرند و بسيار علاقه به نصيحت کردن دارند.کوشش و پشتکار عجيبي دارند.
زرد:
آدمهاي زرد بر خلاف نظر عموم بيمار و رنجور نيستند و منتظر خوشبختيهاي بزرگند.آرام و قرار ندارند.توسعه طلب و اهل اختراعند.گاهي حسود و معمولا" بلند پرواز.
بنفش:
بنفش دوستها صميمي و حساسند وذوق عارفانه دارند.گاهي آنقدر صميمي مي شوند که قضاوت و تصميم درست نمي توانند بگيرند.
نارنجي:
نارنجي پسندها اهل مسابقه و سلطه طلبند و سرشار از آرزوهاي دور و درازند.
ارغواني:
ارغواني ها پايشان روي زمين است و سر و فکرشان در ابرها پرواز مي کند(البته فکر بد نکنيد!!).عاشق دين و عرفان اند.انديشمند و عاشق مناظره و اثبات حقايق، اما هنوز معلوم نيست که چرا يک دفعه از اين رو به آن رو مي شوند و بنابراين اصلا" به فکر پيش بيني آنها نباشيد.
تغيير رنگ محبوب با گذشت زمان امري طبيعي است اما اگر ناگهاني باشد خطرناک و بحث برانگيز و عجيب است
.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1383ساعت 15:43  توسط شجاعی نیا  | 

ضرر مسکن ها برای دستگاه گوارش آشکار شد.

 

براساس تحقيقات تازه خطر آسيب ديدن روده در اثر مصرف مسکن های رايج مانند ايبوبروفن و آسپيرين، احتمالا شديدتر از آن است که تاکنون تصور می شد.

پزشکان دريافتند بيش از 70 درصد بيمارانی که برای بيش از سه ماه مسکن های نوع "انسيد"

(non-steroidal anit-inflammatory drugs) مصرف می کنند، آثار زخم در روده کوچک آنها پديدار می شود.

قبلا تصور می شد که خطر اين داروها برای دستگاه گوارش بسيار کمتر است.

نتايج اين مطالعه، که توسط کالج پزشکی بيلور در شهر هيوستون آمريکا انجام شده است در نشريه "بيماری های دستگاه گوارش و هپاتولوژی" منتشر شد.

تيم محققان دانشگاه بيلور 21 بيمار را که مسکن های نوع "انسيد" مصرف می کردند با 20 بيمار که از انواع ديگر داروهای مسکن استفاده می کردند يا اصلا مسکن مصرف نمی کردند مقايسه کردند.

در حدودا 71 درصد از بيمارانی که "انسيد" مصرف می کردند، در روده کوچک آثار زخم هويدا شد در حالی که اين رقم برای ساير بيماران تنها 10 درصد بود.

دکتر ديويد گراهام، که در اين تحقيقات شرکت داشته است، می گويد: "هميشه می دانستيم که انسيدها می توانند باعث ناراحتی های بالقوه مرگبار در معده شوند، اما ابعاد تاثير آنها در روده کوچک تاکنون مجهول بود."

او افزود: "ما شاهد تعدادی زخم و مقدار زيادی فرسايش (در سطح روده) بوديم. هرکسی که برای يک سال آسپيرين يا ساير انسيدها را مصرف می کند با يک تا چهار درصد خطر ناراحتی های جدی دستگاه گوارش و روده روبروست."

با احتياط مصرف کنيد

دکتر الستر فوربز، متخصص بيماری های معده و روده در بيمارستان سن مارک در لندن و سخنگوی "بنياد اختلالات گوارشی" (Core) گفت که احتمالا در اکثر کسانی که دستگاه گوارش آنها در اثر مصرف انسيدها صدمه ديده است هيچ گونه علائم جدی پديدار نمی شود.

وی گفت: "بايد همچنان نسبت به مصرف آنها محتاط باشيم و اين مطالعه به ما می گويد که نبايد آنها را مثل نقل و نبات تجويز کنيم يا مردم را به خريداری و مصرف آنها بدون مشورت با پزشک تشويق کنيم."

"اما در عين حال نبايد بيهوده وحشتزده شويم. کليه داروهای قوی دارای عوارض جانبی هستند، و گاهی فوايد آنها بر زيان هايشان می چربد."

دکتر مادلين ديوی، مدير پزشکی "تلاش برای پيشبرد تحقيقات آرتروز" گفت: "بسياری از بيماران می توانند درد آرتروز را در درازمدت با داروهای بسيار ايمن تر مانند پاراستامول (استامينوفن) - يا پاراستامول به علاوه کدئين - کنترل کنند."

"البته انسيدها جایگاه خود را دارند، اما بايد برای دوره های کوتاه و نه برای ساليان طولانی مصرف شوند."

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1383ساعت 15:19  توسط شجاعی نیا  | 

نوشابه

مصرف نوشابه‌هاي گازدار علاوه بر بروز چاقي سبب پوكي استخوان در بزرگسالي مي‌شود.
به گزارش سرويس «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نوشابه‌هاي گازدار حاوي مقادير زيادي قند است و مصرف مداوم آنها مي‌تواند به بروز چاقي منجر شود.
همچنين، به دليل ميزان فسفات بالا در اين نوشيدني‌ها جذب كلسيم مواد غذايي در بدن مختل مي‌شود.
متخصصان توصيه مي‌كنند نوشابه‌هاي گازدار همراه با غذا مصرف نشوند زيرا مانع از جذب كلسيم غذا شده و به تدريج موجب كمبود كلسيم بدن و در نتيجه پوكي استخوان مي‌شوند.
مصرف دوغ كم نمك و انواع شربت‌هاي خانگي كم شيرين به جاي نوشابه‌هاي گازدار توصيه مي‌شود.
مواد افزودني و نگهدارنده نوشابه‌ها در برخي كودكان نيز موجب بروز آلرژي و انواع حساسيتها مي‌شود.
كودكان مي‌توانند به جاي نوشابه از نوشيدني‌هاي سالم مثل آب ميوه‌ها، شير، دوغ كم نمك استفاده كنند.
اين نوشيدني‌ها حاوي مواد مغذي همچون انواع ويتامينها و املاح به ويژه كلسيم هستند و حتي اگر هر روز مصرف شوند ضرري ندارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم دی 1383ساعت 23:32  توسط شجاعی نیا  | 

نانو  بیو تکنولوژی

استفاده از داروهايي برمبناي نانوبيوتکنولوژي

 

در صورتیکه استفاده از نانوداروها را یک رؤیا می‌دانید، باید در افکار خود تجدید نظر کنید. زیرا برطبق خبرهای مربوط به نانوبیوتکنولوژی، در شش‌ماهة گذشته حدود 35 داروی ضدسرطان و تست‌های تشخیصی در حال بررسی و تولید بوده‌اند.

چند عنوان خبری جالب در این زمینه عبارتند از:

تولید ابزارهای جدید تشخیص سرطان توسط شرکت Immunicon .

روش‌های کارا و ایمن برای ردیابی و هدفگیری تومورها از طریق نانوکپسول‌ها.

حملة به تومورها توسط نانوذرات فعال‌شده با حرارت.

سیستم دارورسانی نانوذرات برای هدف‌قراردادن تومورهای سرطانی با ازبین‌بردن موانع خون‌رسانی به مغز.

نقاط کوانتومی استفاده‌شده برای تشخیص سرطان و بیماری‌های قلبی.

نانوپوسته‌های داغ که سلول‌های سرطانی را از بین‌می‌برند و سایر سلول‌های سالم را تحت تأثیر قرار نمی‌دهند.

تشخیص نانوباکتری در بیماران مبتلا به سرطان تخمدان.

مطالعة کاربردهای نانوبیوتکنولوژی در سرطان توسط شرکت‌‌های اینتل و Fred Hutchinson .

تجاری‌سازی روش جدید درمان سرطان توسط شرکت Nano Bio .

لیزردرمانی سرطان سینه با استفاده از نانوذرات طلای نشان‌دارشده.

تولید نانوداروهای جدید برای درمان سرطان، توسط دانشمندان کره‌ای.

تولید سیلیکون‌های نانومهندسی‌شده برای درمان سرطان پروستات.

تحقیقات کلینیکی بر روی نانوذرات برای درمان سرطان مغز در آلمان.

پیدایش روش‌های پیشرفته‌ای برای تشخیص سرطان‌های ثانویه با استفاده از نقاط کوانتومی.

شرکت‌های تجهیزات پزشکی، دارویی، نانوتکنولوژی و بیوتکنولوژی در سراسر دنیا تحقیقات گسترده‌ای را برمبنای نانوبیوتکنولوژی انجام می‌دهند که گستره‌ای فراگیر از بیماری‌های آلزایمر تا فلج نخاعی را شامل می‌شود.

صاحب نظران و دست‌اندرکاران بخش صنعت، با مطالعة نشریه Nan Biotech News Weekly در متن تحولات این حوزة جدید قرار می‌گیرند. تمام پیشرفت‌های عمدة نانوپزشکی، اعم از تجاری و علمی در این منبع موجود است. اشتراک آزمایشی رایگان از طریق سایت www.nanobiotechnews.com امکان‌پذیر است

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1383ساعت 22:45  توسط شجاعی نیا  | 

دانشگاه تهران، به عنوان نخستين دانشگاه امروزين در ايران در پانزدهم بهمن 1313 رسماً گشايش يافت اما مسئولان اين دانشگاه پانزدهم دی را به عنوان هفتادمين سالگرد آن گرامی داشته اند.

دانشگاه تهران از بناهای دوره نوسازی ايران است و پيش از آن از دانشگاه اگر تصوری در ايران وجود داشت همان دانشگاه جندی شاپور عهد ساسانی بود و بعدتر در دوره اسلامی مدارسی مانند مدرسه نظاميه بغداد که نظام الملک طوسی بنا نهاد و مدارس ديگری مانند آنها در تبريز، فارس، خراسان و اصفهان.

در دوره جديد اما، تنها نام دارالفنون به ياد می آيد که در دوره ناصرالدين شاه تا حدی به شيوه فرنگی بنياد شد، اما دارالفنون حد اکثر يک دانشکده بود، همچنان که مدرسه علوم سياسی و مدرسه طب و مدرسه فلاحت.

دانشگاه تهران نخستين دانشگاهی است که به معنی دانشگاه و به شيوه نوين پايه ريزی شد و به پيروی از دانشگاههای امروزی مغرب زمين شکل گرفت.

چگونگی شکلگيری دانشگاه تهران داستان جذابی دارد: علی اصغر حکمت نخستين رئيس دانشگاه تهران در گزارشی می گويد در اواخر بهمن ۱۳۱۲ در جلسه هيئت وزيران از "آبادی تهران و عظمت ابنيه و قصور زيبای جديد" سخن می رفت.

تهران تا حد زيادی در دوره رضاشاه نو شده بود و هر يک از وزيران سخنی در اين باب می گفتند.

علی اصغر حکمت که وزير معارف بود گفت: "در آبادی و عظمت پايتخت البته شکی نيست ولی نقصی که دارد اين است که اين شهر هنوز عمارت مخصوص اونيورسيته ندارد“.

طرح دانشگاه تهران به آندره گدار فرانسوی سپرده شد که رئيس کل باستانشناسی و رئيس موزه ايران باستان بود و انتخاب زمين در محل کنونی دانشگاه تهران که آن وقتها به اراضی جلاليه معروف بود، انتخاب خود رضاشاه است

شاه در پاسخ گفت ” بسيار خوب، آن را بسازيد“!

رضا شاه چنان قاطع گفت بسازيد که ساختند.

در جلسه بعدی هيئت وزيران، دويست و پنجاه هزار تومان بودجه برای تأسيس دانشگاه تصويب شد.

سال بعد اين بودجه به يک ميليون تومان افزايش يافت و دانشگاه تهران افتتاح شد (پانزدهم بهمن ۱۳۱۳).

نام دانشگاه و دانشکده را هم کميسيونی که برای طرحريزی دانشگاه تشکيل داده بودند به جای يونيورسيته و فکولته گذاشت.

خود همين کميسيون طرحريزی موضوع مهمی است که نشان می دهد کارها چقدر با حساب و کتاب و فکر شده انجام می گرفت.

سردر دانشگاه تهران در سال تحصيلی ۴۵ - ۴۶ ساخته شد و طراح آن دانشجوی جوان آن دوره، کورش فرزامی بود، ظاهراً ساخت آن هم ۲۴۵۰۰ تومان برای دانشگاه خرج برداشت

وقتی صحبت از دانشگاه می کنيم تصوير فيزيکی آن در نزديکی ميدان انقلاب در خيابان انقلاب مجسم می شود اما آنها که دانشگاه تهران را ساختند خوب می دانستند که اين فقط ظاهر دانشگاه است.

دانشگاه يک جسم دارد و يک جان؛ جسم دانشگاه همان است که به محض شنيدن نامش تداعی می شود اما جان دانشگاه در سازمان آن نهفته است.

کميسيون طرحريزی تأسيس دانشگاه را برای همين پديد آوردند که به جان و روان دانشگاه فکر کند.

اين کميسيون به معنی واقعی جامع الاطراف بود؛ از مکتب قديم، سيد نصرالله تقوی و بديع الزمان فروزانفر را برای عضويت در اين کميسيون برگزيدند و از مکتب دارالفنون، غلامحسين رهنما و علی اکبر دهخدا را، از مکتب غرب دکتر عيسی صديق و دکتر رضازاده شفق و دکتر امير اعلم را که اولی و آخری در فرانسه و دکتر شفق در برلين تحصيل کرده بود.

 امروز وقتی کسی می گويد دانشگاه، يعنی دانشگاه تهران، در تاکسی و در اتوبوس، مردم نمی گويد دانشگاه تهران، همه می گويند دانشگاه، حتی به کتابفروشيهای روبروی دانشگاه تهران می گويند کتاب‌فروشيهای جلو دانشگاه!

دکتر علی اکبر سياسی هم که درس خوانده فرانسه و رئيس اداره تعليمات عاليه بود به اين جمع اضافه شد و دکتر علی اصغر حکمت هم که خود باعث و بانی دانشگاه و از معدود درسخواندگان فرانسه بود، طبعاً در جمع کميسيون حضور داشت.

همين کميسيون بود که قانون دانشگاه را نوشت و سازمان دانشکده های ششگانه را به وجود آورد.

ششگانه برای اينکه در آغاز برای دانشگاه تهران شش دانشکده در نظر گرفته شده بود: دانشکده پزشکی، دانشکده علوم، دانشکده حقوق، دانشکده ادبيات، دانشکده فنی و دانشکده معقول و منقول که بعدها به دانشکده الهيات تغيير نام داد.

اين دانشکده ها در شش زاويه محوطه دانشگاه تهران ساخته شدند و بعدها البته تعداد دانشکده ها اضافه شد و به هفده هجده رسيد.

طرح ساختمان دانشگاه نيز به آندره گدار فرانسوی سپرده شد که رئيس کل باستانشناسی و رئيس موزه ايران باستان بود.

او همان کسی است که غير از پرديس دانشگاه تهران، موزه ايران باستان را در تهران به يادگار نهاده و طرح دانشکده پزشکی و حقوق و علوم سياسی هم از اوست، همچنين طرح باشگاه دانشگاه تهران که بعدها ساخته شد.

انتخاب زمين در محل کنونی دانشگاه تهران که آن وقتها به اراضی جلاليه معروف بود انتخاب خود رضاشاه بود.

کسانی که برای زمين دانشگاه مطالعه کرده بودند بين اراضی بهجت آباد و جلاليه مردد مانده بودند.

  زمين کنونی دانشگاه تهران را به قيمت متری پنج ريال (با دهشاهی تخفيف، چهار ريال و نيم) به صد هزار تومان خريدند و طيق نقشه آندره گدار خيابان کشی کردند و کنار خيابانها درخت چنار کاشتند و جای دانشکده ها را معلوم کردند و پرديس دانشگاه تهران شکل گرفت

علی اکبر داور و بيشتر وزيران، به استثنای علی اصغر حکمت، اراضی بهجت آباد را ترجيح می دادند.

اراضی جلاليه را به قيمت متری پنج ريال (با دهشاهی تخفيف، چهار ريال و نيم) به صد هزار تومان خريدند و طيق نقشه آندره گدار خيابان کشی کردند و کنار خيابانها درخت چنار کاشتند و جای دانشکده ها را معلوم کردند و پرديس دانشگاه تهران شکل گرفت.

درست همين محوطه ای که امروز می بينيم با چند تغيير و دستکاری که بعدها داده شد، از جمله مسجد دانشگاه تهران که با گلدسته های زيبايش در زمان محمد رضاشاه ساخته شد و طراح آن عبدالعزيز فرمانفرماييان است، همچنين ساختمان کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران که باز هم فرمانفرماييان با کمک يک دو تن ديگر طراحی کرد، نيز زمين چمن دانشگاه که در بعد از انقلاب تبديل به مکان سرپوشيده ای برای نماز جمعه شد، از تغييرات بعدی آن است.

نمی توان از ساختمان دانشگاه تهران سخن گفت و از سر در زيبای آن حرفی به ميان نياورد.

اين سردر در سال تحصيلی ۴۵ - ۴۶ ساخته شد و طراح آن دانشجوی جوان آن دوره، کورش فرزامی بود، ظاهراً کل بنا هم ۲۴۵۰۰ تومان برای دانشگاه خرج برداشت که امروزه با آن يک بخاری ارج هم نمی توان خريد.

اما وقتی می گوييم دانشگاه تهران، همين بنای آن نيست که بين چهار خيابان اطرافش محاط شده است.

دانشگاه تهران در تمام کشور پراکنده است.

يک روز در سالگرد دانشگاه تهران، دکتر هوشنگ نهاوندی که رئيس آن بود سخنی گفت که نشان از قدر معنوی و شهرت و اعتبار دانشگاه تهران داشت.

گفت امروز وقتی کسی می گويد دانشگاه، يعنی دانشگاه تهران.

درست می گفت، در تاکسی و در اتوبوس، مردم نمی گويد دانشگاه تهران، همه می گويند دانشگاه.

حتی به کتابفروشيهای روبروی دانشگاه تهران می گويند کتابفروشيهای جلو دانشگاه.

اين شايد به خاطر آن است که تمام نوسازی ايران در دوره بعد از رضاشاه مديون همين دانشگاه تهران است.

تمام نخبگان ايران از همين دانشگاه تهران برخاسته و بعدها يا در آن تدريس کرده يا به آبادانی کشور همت گمارده اند.

امروز که به فرهنگ و مدنيت نوين کشور نگاه می کنيم تقريباً هر چيزی يادآور دانشگاه تهران است.

در عرصه فرهنگ‏، لغتنامه دهخدا و فرهنگ معين و فرهنگ عميد يادآور دانشگاه تهران است، از استادان قدر اول دانشگاه، نامهايی چون ميرزا محمد خان قزوينی، جلال همايی، ملک الشعرای بهار، سعيد نفيسی، بديع الزمان فروزانفر و عبدالعظيم قريب يادآور نام دانشگاه تهران است و همچنين در نسل بعدتر، پرويز ناتل خانلری، عبدالحسين زرين کوب، عباس زرياب و ديگران.

در پزشکی نامها چندان زياد است که بهتر است برای نمونه از کسی نام نبريم.

در عرصه هنر نامهای درخشانی چون مهندس هوشنگ سيحون، مهندس فروغی و ابوالحسن صديقی نام دانشگاه تهران را به خاطر می آورند.

در زمينه حقوق، استادان برجسته ای مانند دکتر محمد نصيری، دکتر محمدحسين علی آبادی، دکتر متين دفتری، دکتر حسن امامی و دکتر علی شايگان در آن دانشگاه بوده اند.

در زمينه علوم، نامدارانی چون حسين گل گلاب، دکتر عبدالله شيبانی و دکتر محمود حسابی در دانشگاه تهران بوده اند و در مطالعات اجتماعی نامی چون دکتر غلامحسين صديقی به چشم می خورد.

اين نامها همه مربوط به گذشته است و شمار معاصران برجسته چندان است که نمونه وار نمی توان از عده ای نام برد، چرا که حذف و فراموش کردن هر نامی می تواند موجب سرافکندگی شود.

تنها برای يادآوری می توان گفت که اين اواخر، فرهنگستان زبان ايران از سه تن قدردانی کرد: دکتر مسلم بهادری، دکتر نصرالله پورجوادی و مرتضی مميز که هر سه از برخاستگان دانشگاه تهران و استاد همين دانشگاهند.

اولی استاد پاتولوژی داشکده پزشکی، دومی استاد فلسفه و سه ديگر استاد هنر.

و چنين است که دانشگاه تهران، دانشگاه مادر است و همه کسانی که بعدها دانشگاههای ديگر کشور را ساختند از اين دانشگاه برخاسته اند و از آن مهمتر، همه کسانی که مملکت را ساختند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1383ساعت 22:36  توسط شجاعی نیا  | 

آيا حيوانات پيشاپيش خطر زلزله را حس کرده بودند؟

 

مقام های حيات وحش در سريلانکا گزارش داده اند که عليرغم تلفات گسترده انسانی در فاجعه سونامی در سواحل اقيانوس هند، تاکنون مرگ هيچ حيوانی در اين حادثه ثبت نشده است.

امواج بدترين سونامی در تاريخ معاصر باعث جاری شدن سيل تا عمق 5/3 کيلومتری خشکی شد و به بزرگترين زيستگاه تحت حفاظت اين کشور راه يافت.

بسياری از جهانگردان در اين حادثه غرق شدند، اما برخلاف انتظار مقامات، لاشه هيچ حيوانی تاکنون پيدا نشده است.

اين مساله ادعای کسانی را که می گويند حيوانات از حس ششمی برای درک خطر برخوردارند پررنگ می کند.

پارک ملی "يالا" در سريلانکا زيستگاه فيل، آهو، شغال، تمساح و ساير حيوانات است.

حساسيت

"يالا" به دليل موفقيت در حفاظت از حيات وحش بارها مورد ستايش قرار گرفته است و يکی از بهترين مکان ها در جهان برای تماشای پلنگ به حساب می آيد.

در پی جاری شدن سيل و تخريب ساختمان ها و مرگ جهانگردان و کارکنان پارک، مقامات آن را بسته اند.

با اين حال، شگفت اينکه هيچ گزارشی داير بر تلف شدن حيوانات متنوع پارک در دست نيست.

دبی مارتر، که يک برنامه حفاظت از ببر را در جزيره اندونزيايی سوماترا -يکی از آسيب ديده ترين مناطق در فاجعه سونامی- دنبال می کند، گفت از شنيدن اينکه لاشه هيچ حيوانی کشف نشده تعجب نکرده است.

وی گفت: "به ويژه حيوانات وحشی شديدا حساس هستند. آنها دارای قوه شنوايی خيلی خوبی هستند و احتمالا از دور صدای جاری شدن سيل را تشخيص داده اند."

او افزود: "احتمالا ارتعاشاتی روی داده است و همچنين ممکن است فشار هوا تغيير کرده باشد که حيوانات را گوش به زنگ کرده و باعث شده به جاهايی که احساس امنيت بيشتری می کنند فرار کنند."

حکايات زيادی از زبان شاهدان عينی داير بر گريز پرندگان و حيوانات پيش از زمين لرزه و فوران آتشفشان ها نقل می شود.

البته هيچ گونه شاهد علمی که نشان دهد حيوانات حس ششم دارند وجود ندارد اما اگر گزارش های اخير تاييد شود، می تواند به درک رفتار حيوانات کمک کند و حتی شايد در آينده از آنها به عنوان يک سيستم هشدار دهنده استفاده شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1383ساعت 7:21  توسط شجاعی نیا  | 

یک متخصص باروری جنجالی ادعا کرد که می­توان با ترکیب و همجوشی سلول­های مردگان با سلول تخم گاو كه مواد ژنتيکی آن تخلیه شده است، جنين زنده خلق کرد.

 

Panayiotis Zavos از مرکز طب تولیدمثلی کنتاکی در Lexington آمریکا اعلام کرد که گروه تحت سرپرستی وی نشان داده­اند که سلول­های انسان پس از مرگ می­توانند برای همسانه­سازی (Cloning) مورد استفاده قرار گیرند.

وی که این موضوع را در کنفرانس مطبوعاتی خود در لندن بیان می­کرد، افزود: این مطالعه کاملاً تحقیقاتی بوده و هیچ جنینی برای همسانه­سازی تولیدمثلی و کاشت مورد استفاده قرار نگرفته است.

این ادعا سریعاً با واکنش شکاکانه و بدبینانه محافل علمی انگلستان مواجه شد. به طور مثال Richard Gardner از انجمن سلطنتی انگلستان که در زمینه همسانه­سازی و تحقیقات سلول­های بنیادی فعالیت می­کند، این کار را غیراخلاقی و از نظر علمی سوال برانگیز دانست. وی تصریح کرد: این یک خطای فاحش است که شما پیشنهاد برگرداندن یک فرد را با خلق یک انسان دیگر با محتوای ژنتیکی وی دهید.

Robin Lovell-Badge رییس بخش ژنتیک تکاملی در موسسه ملی تحقیقات پزشکی انگلستان نیز با اشاره به فعالیت­های Panayiotis Zavos وی را متهم کرد که با دست گذاشتن بر احساسات خانواده­های آسیب­دیده به آنها امیدواری بیهوده می­دهد.

سایر دانشمندان نیز معتقدند که همسانه­سازی انسان اگر امکان­پذیر نیز باشد عواقب و خطرات احتمالی در بروز مشکلات بعدی پس از آن بسیار است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم دی 1383ساعت 14:39  توسط شجاعی نیا  | 

 

سلام

زمستان علاوه بر برف و سرما ما را به یاد سرماخوردگی وبیماری هم میاندازد . حالا که در این فصل قرار داریم بد نیست اطلاعات بیشتری هم در مورد بیماری شایع در این فصل داشته باشیم.

   اطلاعات‌ اوليه‌

    توضيح‌ كلي‌
سرماخوردگي‌ عبارت‌ است‌ از يك‌ عفونت‌ ويروسي‌ مسري‌ در مجاري‌ تنفسي‌ فوقاني‌، از جمله‌ بيني‌، گلو، سينوس‌ها، گوش‌ها، لوله‌هايي‌ كه‌ حلق‌ را از داخل‌ به‌ گوش‌ها متصل‌ مي‌كنند (شيپور استاش‌)، ناي‌، حنجره‌، و لوله‌هاي‌ نايژه‌اي‌.
   علايم‌ شايع‌
آبريزش‌ يا گرفتگي‌ بيني‌. آبريزش‌ در ابتدا بي‌رنگ‌ است‌ اما بعد شدت‌ مي‌يابد و به‌ رنگ‌ زرد در مي‌آيد.
سرفه‌اي‌ كه‌ خلط‌دار نيست‌ يا خلط‌ كمي‌ دارد.
گلودرد
خشونت‌ صدا
تب‌ خفيف‌
خستگي‌
اشك‌ ريزش‌
بي‌اشتهايي‌
   علل‌
هر كدام‌ از دست‌ كم‌ صد ويروسي‌ كه‌ مي‌تواند باعث‌ سرماخوردگي‌ شوند. ذرات‌ ويروسي‌ از راه‌ هوا يا تماس‌ با فرد بيمار، به‌ خصوص‌ دست‌ دادن‌، انتقال‌ مي‌يابند.
   عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطر
فصل‌ زمستان‌ (سرماخوردگي‌ در هواي‌ سرد شايع‌تر است‌).
كودكاني‌ كه‌ به‌ مدرسه‌ يا مهد كودك‌ مي‌روند.
سرماخوردگي‌ در يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌
محيط‌ زندگي‌ شلوغ‌ يا غيربهداشتي‌
بروز عفونت‌ مي‌تواند توسط‌ استرس‌، خستگي‌، يا آلرژي‌ تسهيل‌ شود.
   پيشگيري‌
براي‌ جلوگيري‌ از انتقال‌ سرماخوردگي‌ به‌ ديگران‌، از تماس‌ بي‌مورد با ديگران‌ به‌ هنگام‌ مرحله‌ مسري‌ بيماري‌ (4-2 روز اول‌) خودداري‌ كنيد.
دستان‌ خود را مرتب‌ بشوييد، به‌ خصوص‌ پس‌ از فين‌ كردن‌ يا پيش‌ از دست‌ زدن‌ به‌ مواد غذايي‌
در صورت‌ امكان‌، از بودن‌ در مكان‌هاي‌ شلوغ‌، خصوصاً در زمستان‌، خودداري‌ كنيد.
داشتن‌ يك‌ رژيم‌ غذايي‌ سالم‌ و متعادل‌ كه‌ حاوي‌ مركبات‌ و ساير منابع‌ ويتامين‌ ـ ث‌ به‌ ميزان‌ زياد باشد.
   عواقب‌ مورد انتظار
بهبود خود به‌ خودي‌ در عرض‌ 14-7 روز
   عوارض‌ احتمالي‌
عفونت‌ باكتريايي‌ در گوش‌، گلو، سينوس‌، يا ريه‌ها
    درمان‌
    اصول‌ كلي‌
- براي‌ تخفيف‌ گرفتگي‌ بيني‌، از آب‌ نمك‌ (نصف‌ قاشق‌ چايخوري‌ نمك‌ در يك‌ فنجان‌ آب‌ گرم‌) استفاده‌ كنيد، به‌ اين‌ صورت‌ كه‌ 3-2 قطره‌ از اين‌ محلول‌ آب‌ نمك‌ را در هر سوراخ‌ بيني‌ بچكانيد.
- از دستگاه‌ بخور براي‌ افزايش‌ رطوبت‌ هوا استفاده‌ كنيد. دستگاه‌ بخور بايد هر روز تميز شود.
- در مورد كودكي‌ كه‌ هنوز نمي‌تواند فين‌ كند، از يك‌ دستگاه‌ مكش‌ ترشحات‌ مخصوص‌ شيرخواران‌ استفاده‌ كنيد. اگر ترشحات‌ مخاطي‌ ضخيم‌ و چسبناك‌ باشد، آن‌ را با 3-2 قطره‌ آب‌ نمك‌ رقيق‌ و نرم‌ كنيد. در سوراخ‌ بيني‌ كودكان‌ از وسايلي‌ مثل‌ گوش‌ پاك‌ كن‌ استفاده‌ نكنيد. در عرض‌، ترشحات‌ را در بيرون‌ از سوراخ‌ بيني‌ توسط‌ يك‌ دستمال‌ كاغذي‌ يا پنبه‌ پاك‌ كنيد. دستمال‌ را در اطراف‌ سوراخ‌ بيني‌ بچرخانيد و ترشحات‌ را از داخل‌ بيني‌ خارج‌ كنيد.
   داروها
هيچ‌ دارويي‌، از جمله‌ آنتي‌بيوتيك‌ها، نمي‌تواند سرماخوردگي‌ را معالجه‌ كند. البته‌ براي‌ تخفيف‌ علايم‌ مي‌توان‌ از داروهايي‌ مثل‌ استامينوفن‌، داروهاي‌ ضدگرفتگي‌ بيني‌، قطره‌ يا افشانه‌ (اسپري‌) بيني‌، داروهاي‌ ضد سرفه‌ و صاف‌كننده‌هاي‌ گلو استفاده‌ كرد.
ممكن‌ است‌ با مصرف‌ دوزهاي‌ بالاي‌ ويتامين‌ ـ ث‌ (تا 1000 ميلي‌گرم‌ در روز) دوره‌ بيماري‌ كوتاه‌ شود.
    فعاليت‌
استراحت‌ در رختخواب‌ ضروري‌ نيست‌، اما بايد از فعاليت‌ شديد پرهيز كرد. اصولاً بهتر است‌ استراحت‌ بيشتري‌ داشته‌ باشيد.
    رژيم‌ غذايي‌
رژيم‌ غذايي‌ عادي‌. البته‌ مايعات‌ بايد بيشتر مصرف‌ شود، مثل‌ آب‌، آب‌ ميوه‌، چاي‌، و نوشيدني‌هاي‌ گازدار.
    در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد
اگر يكي‌ از موارد زير به‌ هنگام‌ بيماري‌ رخ‌ دهد:
- افزايش‌ درد گلو، يا ظاهر شدن‌ لكه‌هاي‌ سفيد يا زرد روي‌ لوزه‌هاي‌ يا ساير قسمت‌هاي‌ گلو
- بروز حملات‌ سرفه‌ كه‌ مدت‌ آنها بيش‌ از فواصل‌ بين‌ اين‌ دوره‌ها باشد؛ بروز سرفه‌اي‌ كه‌ خلط‌ ضخيم‌، زرد ـ سبز رنگ‌ يا خاكستري‌ دارد؛ بروز سرفه‌اي‌ كه‌ بيش‌ از ده‌ روز طول‌ بكشد؛ يا بروز مشكل‌ تنفسي‌ در بين‌ حملات‌ سرفه‌
- اگر نتوانيد سرماخوردگي‌ را از آنفلوانزا افتراق‌ دهيد.
- اگر تب چندين روز طول بكشد يا تب بالاي ‌ 3/38 درجه‌ سانتيگراد داشته باشيد .
- بروز لرز شديد، درد قفسه‌ سينه‌ يا تنگي‌ نفس‌
- بروز گوش‌ درد يا سردرد
- ظاهر شدن‌ بثورات‌ پوستي‌؛ آبي‌ يا خاكستري‌ شدن‌ لب‌ها، پوست‌، يا بستر ناخن‌ها
- درد در دندان‌ها يا روي‌ سينوس‌ها
- بي‌حالي‌ يا تحريك‌پذيري‌ غيرمعمول‌
- هذيان‌ گويي‌ و تيرگي‌ شعور
- بزرگ‌ و دردناك‌ شدن‌ گره‌هاي‌ لنفاوي‌ در گردن‌
- خوب‌ شير نخوردن‌ بچه‌ از پستان‌ يا شيشه‌ شير
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم دی 1383ساعت 14:32  توسط شجاعی نیا  | 


استرس
استرس نوعي نياز جسمي يا ذهني است كه در ما پاسخ‌هاي خاصي را بر مي‌انگيزد و به ما امكان مي دهد تا با خطر مبارزه كنيم يا از آن بگريزيم. مقادير كم استرس قادر است عملكرد شما را در اوضاع و احوال خاصي مثل ورزش و كار بهبود بخشد اما استرس بيش از حد به سلامت شخصي آسيب مي رساند. با مشخص نمودن شرايط استرس‌زا و يافتن راه‌هايي براي مقابله با آن، قادر خواهيد بود، استرس‌هاي مضر را به حداقل برسانيد.
منشأ استرس
استرس ممكن است از حوادث يا شرايط بروني، واكنش هاي فردي به تنش ها يا تركيبي از اين عوامل ناشي شده باشد. از جمله منابع عمده بروني استرس مي توان مشكلات درازمدتي مثل روابط خانوادگي ناراحت‌كننده، بيماري‌هاي ناتوان كننده يا بيكاري و نيز تغييرات عمده حتي تغييرات خوشايندي مثل ازدواج يا اثاث‌كشي و جمع شدن استرس هاي روزانه مثل ديررفتن سركار يا گيركردن در ترافيك را نام برد. از جمله الگوهاي رفتاري ايجادكننده يا تشديدكننده استرس هم مي توان ناشكيبايي و پرخاشگري، عدم اعتماد به نفس و احساسات سركوبگري مثل تنش يا اضطراب را بر شمرد.
تشخيص هاي نشانه‌هاي استرس
اگر نشانه هاي استرس، زود تشخيص داده شوند، براي پيشگيري از مشكلاتي كه براي سلامت ايجاد ممكن است شود، بايد اقداماتي انجام داد. داشتن انرژي كمتر از حد معمول، كاهش اشتها يا خوردن بيش از حد معمول از جمله اين نشانه‌ مي‌باشد، ممكن است دچار سردرد يا زخم‌هاي دهان شويد و بيش از حد مستعد ابتلا به عفونت‌هاي خفيفي همچون سرماخوردگي شويد. اگر احساس استرس، زياد باشد، ممكن است مضطرب، بغض كرده، تحريك‌پذير يا غمگين باشيد. خواب ممكن است مختل شود و روابط با ديگران كدورت يابد. براي آن كه از اين حالت رهايي يابيد ممكن است به الكل، تنباكو يا موادمخدر وابسته شويد. اگر استرس موجب هر يك از اين مشكلات شود، درصدد كمك از خانواده، دوستان يا پزشك خود برآييد.
تغيير دادن روش زندگي
اگر روش زندگي‌تان پر از استرس است، سعي كنيد آثار مضر استرس را كم كنيد. وقتي را براي گذراندن اوقات خود با خانواده يا دوستان كنار بگذاريد و فعاليت‌هاي لذت‌بخش انجام دهيد. ورزش كردن منظم نيز همانند آموختن، آسوده سازي و تمدد اعصاب هوشيارانه‌ بدن، قادر است تنش ‌هاي جسمي را تسكين دهد (به مبحث «تمرين‌هاي تمدد اعصاب» در همين صفحه مراجعه نماييد). كارهاي پراسترس را به بخش هاي كوچك و آسان تقسيم كنيد. بيشتر برروي كارهاي مهم تمركز كنيد و براي حفظ زمان و انرژي خود، تعداد كارهايي را كه كمتر ضروريند، كاهش دهيد . اگر افراد، توقعات بيش از حد از شما دارند، سعي كنيد اين توقعات را كمتر كنيد.
تمرين‌هاي تمدد اعصاب
در صورتي كه دچار استرس شويد، عضلات منقبض شده، قلب تندتر مي زند و تنفس كم عمق و سريع مي شود. با يادگيري برنامه‌هاي ساده تمدد اعصاب به ذهن و جسم خود آرامش ببخشيد. اين برنامه پاسخ بدن را به استرس كاهش مي دهند. شيوه تنفسي كه در اين جا نشان داده شده است ممكن است موجب كاهش استرس شود. براي كسب اطلاعات بيشتر، از پزشك خود پرسش نماييد و ببينيد كه آيا او كلاس هاي تمدد اعصاب را تمديد مي نمايد يا خير.
تنفس براي تمدد اعصاب
با استفاده از ديافراگم و عضلات شكم خود، آرام و عميق تنفس كنيد. دستي را برروي قفسه سينه و دست ديگر را برروي شكم قرار دهيد. دستي كه برروي شكم است بايد بيش از دست ديگر حركت كند.
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1383ساعت 8:33  توسط شجاعی نیا  | 

آکنه 
                                                                            اطلاعات‌ اوليه‌
    توضيح‌ كلي‌
آكنه‌ (جوشهاي‌ غرور) عبارت‌ است‌ از يك‌ بيماري‌ التهابي‌ مزمن‌ پوست‌ كه‌ در دوران‌ نوجواني‌ شايع‌ است‌، اما گاهي‌ به‌ طور متناوب‌ در سراسر زندگي‌ رخ‌ مي‌دهد. مشخصة‌ اين‌ بيماري‌ عبارت‌ است‌ از بروز جوشهايي‌ روي‌ صورت‌، قفسة‌ سينه‌ و كمر. اين‌ بيماري‌ در مردان‌ شايع‌تر از زنان‌ است‌.
    علايم‌ شايع‌
نقاط‌ سر سياه‌ به‌ اندازة‌ سر سوزن‌
نقاط‌ سر سفيد شبيه‌ نقاط‌ سر سياه‌
جوش‌هاي‌ كوچك‌ چركي‌
قرمزي‌ و التهاب‌ در اطراف‌ جوشها
در آكنة‌ شديد ممكن‌ است‌ كيست‌ و آبسه‌ ديده‌ شود. كيست‌ به‌ صورت‌ تورمي‌ بزرگتر و سفت‌تر از جوشهاي‌ معمولي‌ در پوست‌ پديدار مي‌شود. آبسه‌ نيز به‌ صورت‌ يك‌ ناحية‌ عفوني‌ متورم‌ ،ملتهب‌ و دردناك‌ به‌ هنگام‌ لمس‌ و حاوي‌ چرك‌ است‌.
    علل‌
غدد چربي‌ پوست‌ به‌ دلايل‌ نامعلوم‌ دچار انسداد مي‌شود، اما احتمالا تغييرات‌ هورمونهاي‌ جنسي‌ در دوران‌ نوجواني‌ نقش‌ دارد. وقتي‌ كه‌ چربي‌ داخل‌ غدد چربي‌ نتواند به‌ بيرون‌ پوست‌ راه‌ يابد، اين‌ چربي‌ تجمع‌ يافته‌ و توسط‌ باكتري‌هايي‌ كه‌ به‌ طور طبيعي‌ در غده‌ وجود دارند عفوني‌ مي‌شود. بر خلاف‌ برخي‌ عقايد رايج‌، عواملي‌ چون‌ عدم‌ رعايت‌ پاكيزگي‌ يا غذاها نقشي‌ در ايجاد آن‌ ندارند. البته‌ تميزي‌ مي‌تواند آن‌ را تخفيف‌ دهد، اما فعاليت‌ جنسي‌ هيچ‌ تأثيري‌ روي‌ آن‌ ندارد.
    عوامل‌ افزايش‌ دهندة‌ خطر
مواجهه‌ با هواي‌ بسيار گرم‌ يا سرد
استرس‌
پوست‌ چرب‌
اختلالات‌ غدد درون‌ ريز
استفاده‌ از بعضي‌ داروها مثل‌ كورتيزون‌، هورمونهاي‌ مردانه‌، يا قرص‌هاي‌ ضد بارداري‌
سابقة‌ خانوادگي‌ آكنه‌
بعضي‌ مواد آرايشي‌
    پيشگيري‌
در حال‌ حاضر روشي‌ براي‌ پيشگيري‌ از آن‌ وجود ندارد.
    عواقب‌ مورد انتظار
درمان‌ در اغلب‌ موارد مؤثر است‌، و خود بيماري‌ نيز معمولاً پس‌ از دوران‌ بلوغ‌ و نوجواني‌ خود به‌ خود بر طرف‌ مي‌شود.
البته‌ علي‌رغم‌ درمان‌ خوب‌ و مناسب‌، آكنه‌ گاهي‌ شدت‌ مي‌يابد.
    عوارض‌ احتمالي‌
داشتن‌ تصوري‌ بد از ظاهر خود
بروز جوشگاههاي‌ دائمي‌ يا حالت‌ حفره‌اي‌ روي‌ پوست‌ صورت‌
    درمان‌
    اصول‌ كلي‌
اگر پوست‌تان‌ چرب‌ است‌، به‌ ترتيب‌ زير آن‌ را تميز نماييد: به‌ آرامي‌ صورت‌ خود را با صابون‌ غيرمعطر براي‌ 5-3 دقيقه‌ ماساژ دهيد. اما نواحي‌ شديداً جوش‌دار و دردناك‌ را ماساژ ندهيد (زيرا باعث‌ گسترش‌ عفونت‌ مي‌شود). پوست‌ را به‌ آرامي‌ تميز نماييد. صورت‌ خود را 2-1 دقيقه‌ بشوييد و از صابون‌ پاك‌ كنيد. گاهي‌ صابون‌ آنتي‌باكتريال‌ كمك‌كننده‌ است‌. پس‌ از شستشوي‌ پوست‌ از الكل‌ براي‌ پاك‌ كردن‌ چربي‌ استفاده‌ نماييد. هر روز حولة‌ صورت‌ را عوض‌ نماييد. باكتري‌ها اين‌ توانايي‌ را دارند كه‌ به‌ سرعت‌ در حوله‌هاي‌ مرطوب‌ رشد كنند.
موهايتان‌ را حداقل‌ دو بار در هفته‌ با شامپو بشوييد. اجاره‌ ندهيد كه‌ موهايتان‌ روي‌ صورت‌ بيايد، حتي‌ در شب‌ و به‌ هنگام‌ خواب‌ مو باعث‌ پخش‌ چربي‌ و باكتري‌ها مي‌شود. براي‌ پيشگيري‌ يا درمان‌ شورة‌ سر از شامپوي‌ ضد شوره‌ استفاده‌ نماييد. از شوينده‌هاي‌ كرم‌ دار پرهيز كنيد.
پس‌ از ورزش‌ شديد، عرقتان‌ را بشوييد و در اسرع‌ وقت‌ چربي‌ صورت‌ را پاك‌ نماييد.
از مواد آرايشي‌ روغني‌ سنگين‌ استفاده‌ نكنيد. مواد آرايشي‌ غيرروغني‌ نازك‌ كه‌ به‌ صورت‌ لوسيون‌ هستند بسيار بهتر هستند.
از مصرف‌ مرطوب‌كننده‌ها خودداري‌ نماييد مگر با نظر پزشك‌
به‌ هيچ‌ وجه‌ پوست‌ خود را فشار ندهيد، نخارانيد، يا مالش‌ ندهيد. زماني‌ كه‌ پوست‌ با اين‌ حركات‌ آسيب‌ نديده‌ باشد بهتر و زودتر خوب‌ مي‌شود. البته‌ پزشك‌ ممكن‌ است‌ بسته‌ به‌ صلاحديد، نقاط‌ سر سياه‌ را بردارد.
هنگام‌ مطالعه‌ يا تماشاي‌ تلويزيون‌، دستتان‌ را زير صورت‌ نگذاريد.
با توجه‌ پزشك‌ مقداري‌ در معرض‌ اشعة‌ ماوراءبنفش‌ قرار بگيريد.
شايد بعد از التيام‌ آكنه‌ و براي‌ بر طرف‌ كردن‌ جوشگاههاي‌ نازيبا، جراحي‌ زيبايي‌ توصيه‌ شود.
   داروها
آنتي‌بيوتيك‌ها، خوراكي‌ و موضعي‌، براي‌ مبارزه‌ با عفونت‌
تزريق‌ كورتيزون‌ به‌ داخل‌ ضايعات‌
ايزوترتينويين‌ (اگر باردار هستيد به‌ هيچ‌ عنوان‌ نبايد استفاده‌ شود)
بنزيل‌ پراكسيد 5/2%، 5% يا 10% ممكن‌ است‌ كمك‌كننده‌ باشد.
رتين‌ ـ آ باعث‌ افزايش‌ حساسيت‌ پوست‌ به‌ آفتاب‌ مي‌شود.
آكوتان‌ نيز باعث‌ افزايش‌ حساسيت‌ پوست‌ به‌ آفتاب‌ مي‌شود و حداقل‌ سه‌ ماه‌ مانده‌ به‌ شروع‌ بارداري‌ مصرف‌ آن‌ بايد متوقف‌ شود. توجه‌: اگر باردار هستيد، از هيچ‌ داروي‌ خوراكي‌ براي‌ آكنه‌ استفاده‌ نكنيد.
    فعاليت‌
هيچ‌ محدوديتي‌ براي‌ آن‌ وجود ندارد.
   رژيم‌ غذايي‌
غذا علت‌ آكنه‌ نيست‌، اما بعضي‌ غذاها آن‌ را بدتر مي‌كنند. يادداشتي‌ از غذاهايي‌ كه‌ مي‌خوريد داشته‌ باشيد. براي‌ اينكه‌ بفهميد به‌ كدام‌ غذا حساسيت‌ داريد، آن‌ غذاهايي‌ را كه‌ شك‌ داريد آكنة‌ شما را بدتر مي‌كنند از رژيم‌ خود حذف‌ كنيد. بعد آنها را دوباره‌ يكي‌ يكي‌ به‌ رژيم‌ غذايي‌ اضافه‌ نماييد. اگر مشخص‌ شد كه‌ آكنه‌ 3-2 روز بعد از اضافه‌ كردن‌ يك‌ غذا تشديد مي‌شود، آن‌ غذا را به‌ كلي‌ از رژيم‌ خود حذف‌ كنيد. اما اگر اين‌ اتفاق‌ نيفتاد، مي‌توانيد آن‌ را در رژيم‌ غذايي‌ نگاه‌ داريد. آكنه‌ معمولاً در تابستان‌ بهتر مي‌شود، بنابراين‌ بعضي‌ غذاها را كه‌ در زمستان‌ نمي‌توان‌ خورد شايد بتوان‌ در تابستان‌ نمود.
    در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد
اگر خود شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده تان‌ دچار آكنه‌ است‌.
اگر دچار علايم‌ جديد و نامنتظره‌ بروز كرده‌اند. توجه‌ كنيد كه‌ داروهاي‌ مورد استفاده‌ براي‌ درمان‌ ممكن‌ است‌ باعث‌ عوارض‌ جانبي‌ شوند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1383ساعت 15:55  توسط شجاعی نیا  | 

آدرس طلائی
سلام
 مدتی بعد از راه اندازی این وبلاگ (که قضاوت در مورد آن با شماست)میخواهم یک آدرس طلائی برای دانش آموزان زیرک و باهوشمان اعلام کنم.
البته متقابلا از شما هم می خواهیم که اگر ادرس مناسبی میشناسید به ما اعلام کنید تا به نام شما آن را در اختیار دیگران قرار دهیم.
و اما آدرس:
     
http://www.science.co.sr                                                                                           امیدواریم مورد استفاده تان  قرار گیرد.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1383ساعت 15:59  توسط شجاعی نیا  | 

به نام يگانه آفريدگار هستی

 

                                      فراخوان مقاله


گروه آموزشي زيست شناسي شهرستان دامغان با استعانت از ايزد توانا و با همكاري پژوهشسراي  دانش آموزي ، و با هدف ارتقاء و گسترش دانش بيولوژي و فرهنگ پژوهش و تحقيق در نظر دارد  سومين سمينار زيست شناسي شهرستان را برگزار نمايد. لذا از علاقه‌مندان دانش زيست شناسي به خصوص دانش آموزان گرامي ، دعوت مي شود مقالات خود را حول محورهاي مورد بحث كه در ذيل آمده ، حداكثر در 8 برگ A4 تا تاريخ 15/12/83 به آدرس : دامغان ـ خيابان باغ جنت ـ پژوهشسراي دانش آموزي ـ گروه زيست شناسي ارسال و يا حضوراً تحويل نمايند.

 

(مقالات ارسالي بايد حاوي عنوان ـ مقدمه ـ متن و منابع مورد استفاده و تلفن و آدرس نويسنده باشد مقاله‌هاي برتر توسط كميته مربوطه انتخاب و جهت هماهنگي‌هاي بعدي با صاحب مقاله تماس گرفته خواهد شد.)

 

محورهاي مورد بحث سمينار:

1ـ نانو تكنولوژي

2ـ خلقت انسان

3ـ آخرين يافته هاي بيوتكنولوژي

4ـ الگوگيري از طبيعت براي زندگي بهتر

5ـ تأثير مواد راديو اكتيو بر محيط زيست و انسان 


                   

 

                                                 گروه زیست شناسی دامغان


+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1383ساعت 15:40  توسط شجاعی نیا  | 

هپاتيت(hepatit)

   کلمه هپاتیت به معنا تورم کبد است. هپاتیت ویروسی بیماری سیستمیک و عمومی است که در درجه اول کبد را مبتلا می کند و توسط ویروسهای مختلفی از جمله هرپس سیمپلکس , سرخجه , آنتروویروسها و غیره  ایجاد می شود. اما باید بدانیم که منظور ما از ویروسهای هپاتیتی انهای هستند که تمام مراحل همانندسازی و ایجاد پاتوژنز آنها در کبد صورت می گیرد و باعث تخریب و تغییر عملکرد سلولهای کبد می شوند که شامل ویروسهای هپاتیت  A, B, Non B, Non A  هستند. تاکنون ویروسهای از دسته Non A و Non B از قبیل C, D, E, F, G, H و I کشف شده است. از نظر محققین ویروسهای هپاتیت بسیار فراوانند و بسیاری از آنها هنوز کشف نشده اند.  گرچه ممکن است خیلی از آنها به هم شبیه باشند اما در ساختمان , نحوه انتقال و نتیجه عفونت و تکثیر بطور قابل ملاحظه ای با هم فرق دارند. علا یم این بیماری شامل یرقان ,  زردی , تولید آنزیمهای کبدی است و بافت هدف تمام ویروسها کبد است. حال در مورد هریک از ویروسهای هپاتیتی به اختصار توضیحی ارائه می دهیم.

 

ویروس هپاتیت A

 

    از خانواده پیکورنا ویروسها و جنس هپاتویروس است که قبلا تحت عنوان آنتروویروس 72 طبق بندی شده است. اما کنون بنام هپاتیت عفونی نامیده می شود. این ویروس کروی شکل است و تقارن 20 وجهی دارد. بدون پوشش است , RNA  آن مثبت است. توسط دهان و مدفوع انتقال می یابد. دوره کمون آن تقریبا 1 ماهه است. بیماری مزمن کبدی ایجاد نمی کند و به ندرت کشنده است و هیچ تشانه آنتی ژنی با دیگر ویروسهای کبدی ندارد. انسان و میمون میزبانهای طبیعی این ویروس هستند. نوکلئوکسید آن در برابر اتر و اسید از سایر پیکورنا ویروسها مقاومتر است و بعلت همین مقاومت باید در برخورد با بیماران مبتلا احتیاط کرد. با استفاده از گیرنده های سطح سلولهای کبدی وارد سلول می شود. جزئیات پاتوژنیسیته برای این ویروس مشخص نیست. از طریق دستگاه کوارش فرد را آلوده می کند. احنمالا در سلولهای اوروفارنکس و اپیتلیال روده تکثیر پیدا می کند. اگرچه انترفرون باعث محدوده شدن ویروس می شود اما سیستم ایمنی نیز در صدمه زدن به سلولهای کبدی آلوده به ویروس و حذف آنها از بدن بی تاثیر نیست. به دنبال ضایعات سلولهلی کبدی یرقان ظاهر می شود. این ویروس از طریق صفرا وارد روده و مدفوع می شود و از 10 روز قبل از ظهور علایم و ایجلد آنتی بادی در مدفوع وجود دارد و از طریق مدفوع منتشر می شود. علایم بالینی آن شامل خستگی , بی اشتهای , ضعف ,  تهوع ,  شکم درد ,  یرقان ,  تیره شدن رنگ ادرار است و این بیماری در افراد بالغ شدید تر از از کودکان است. در کودکان اغلب بدون جلب توجه سپری می شود و در اکثر موارد بهبودی کامل حاصل می شود. حداکثر شیوع این بیماری بین سنین 30 تا 15 است. در اکثر بیماران مبتلا به هپاتیت  A تیتر Igm  بالا است. لذا مهمترین تست مرولوژی برسی Igm است که به روش رادیوایمنوسی و الیزا قابل اندازه گیری است و همچنین بررسی بیلی روبین هم جهت ارزیابی اختلال کبدی ارزشمند است. درمان برای این بیماران وجود ندارد و تزریق ایمنوگلوبین برای افراد در تماس با بیمار توصیه می شود که در دوره کمون باعث کاهش علایم بیماری می شود. روشهای پیشگیری شامل رعایت بهداشت در مراکز عمومی ,  کنترل بهداشتی آب و مواد غذای بخصوص شیر -  شستن دستها بعد از رفتن دستشوی وقبل از صرف غذا ,  ضد عفونی کردن وسایل بیمار بسیار موثر است. واکسن نمونه کشته شده است که فقط برای مواقع ضروری استفاده می شود. این ویروس براحتی در جامعه منتشر می شود. محتمل ترن راه سرایت راه مدفوعی- دهانی از طریق تماس فردی می باشد. بعضی محصولات رودخانه ای مثل صدفها می توانند منبع آلودگی با ویروس باشند. آلودگی با ویروس هپاتیت A به ندرت از طریق سرنگ و سوزن آلوده یا انتقال خون پیش می آید. همودیالیز هیچ نقشی در انتشار آن میان کارکنان بخش ندارد. شیوع آنتی بادی در افراد دارای سطح اقتصادی و اجتماعی پایین بالاتر است. در کشورهای در حال توسعه و عقب مانده اکثر مبتلایان کودکان هستند در حال که در کشورهای پیشرفته ابتلا در سنین بالاتر است. تقریبا 40 درصد موارد حاد هپاتیت توسط هپاتیت A ایجاد شده

ویروس هپاتیت B

 

      این ویروس عامل مولد هپاتیت سر است و جزء ویروسهای کبدی DNA دار طبقه بندی می شود. از طریق مایعات بدن, خون, مقاربت جنسی ودر ماههای آخر حاملگی از مادر به جنین منتقل می شود و ابتلا به این بیماری هیچ ارتباطی به سن, فصل و جنس ندارد. دارای دروه کمون متوسط سه ماهه است. در 5 تا 10 در صد مبتلایان تبدیل به حالت مزمن می شود و گاهی منجر به سرطان کبد می شود. بافت هدف این بیماری و میزبان آن محدود و فقط در کبد, گاهی پانکراس و کلیه انسان و میمون را نیز آلوده می کند. این ویروس کوچک, دارای پوشش, دارای DNA دو رشته و حلقوی که قسمتی از آن تک رشته ای است ودارای آنزیم

ریورس ترانسکرپیتاز (RTase) است که این آنزیم چسبیده به ژنوم ویروس است و دارای فعالیت ریبونوکلئاز است. این ویروس دارای 3 نوع آنتی ژن مهم به نامهای آنتی ژن سطحی, آنتی ژن مرکزی و یک آنتی ژن دیگر است. آنتی ژن سطحی که آنتی ژن استرالیا نامیده می شود ( بعلت اینکه اولین بار در سرم یک فرد بومی استرالیل که در ظاهر سالم شناسایی شد ). از نظر شکل ظاهری دارای دو فرم است: 1- شکل کروی که فراوانترین نوع این خانواده است. 2- شکل لوله ای یا رشته ای . این آنتی ژن در PH کمتر از 4 به مدت 6 ساعت پایدار می ماند; ولی در این PHعفونت زایی هپاتیت B از بین می رود. این ویروس به  علت داشتن غشا در برابر اتر مقاوم است, PH پایین, حرارت متوسط, یخ زدن و اشعه ماورا بنفش پایدار می ماند. DNA ویروس تمایل زیادی برای ادغام شدن با DNA سلول میزبان دارد. نسخه برداری توسطویروس عوامل نسخه بردار سلول میزبان کنترل می شود. این ویروس 3 روز پس از به سلولهای کبدی شروع به تکثیر می نماید; اما علایم بالینی بعلت نا معلومی حدود 45 روز بعد ظاهر می شود که بستگی به راه ورود مقدار ویروس و وضعیت فرد مبتلا دارد. علایم بالینی شامل تهوع , استفراغ , بی اشتهایی شدید می باشد که به دنبال آن یرقان ظاهر می شود ( گرچه هپاتیت بدون یرقان نیز شایع است). حدود 85 در صد بیماران کاملا بهبود حاصل پیدا می کند. مرگ و میر بین 7/2- 6/0 درصد است که بسته به سن و شرایط متغیر است. حدود 10 تا 5 در صد افراد به هپاتیت مزمن می شوند که این مبتلایان منبع اصلی انتشار ویروس در جامعه هستند.  در اکثر موارد ژنوم ویروس ادغام شده در ژنوم سلولهای سرطانی دیده می شود. درمان اختصاصی برای هپاتیت B وجود ندارد. درمان بیشتر جنبه علامتی و حفاظتی دارد. انترفرون آلفا ممکن است برای هپاتیت مزمن موثر باشد. این ویروس انتشار جهانی دارد. حاملین ویزوس در جهان حدود 200 میلیون نفر هستند که یک میلیون آنها در امریکا زندگی می کنند. افراد در معرض خطر شامل شاغلین, در مراکزبهداشتی و درمانی, کارکنان آزمایشگاهها, کارکنان بانک خون, افراد ساکن در مناطق آندمیک ( چین, آفریقا ..............) نوزادان متولدشده از مادر مبتلا, معتادین تزریقی و افراد دارای هموفیلی و دریافت کنندگان خون و محصولات آن. بیشترین موارد آلودگی به این ویروس در کشورههای عقب مانده است بطوریکه 5 درصد نوزذان در هنگام متولد شدن و شیردادن مبتلا می شوند. روشهای پیشگیری و کنترل وجود دارند که عبارتند از: 1- انجام واکسیناسیون 2- کنترل و جدا کردن  خونهای آلوده 3- تزریق ایمنوگلوبین به نوزدان که از مادر مبتلا متولد شده و افرادی که با بیماران تماس داشته 4- عدم مصرف خون کسانی که هرگونه ناراحتی کبدی دارند 5- استفاده از وسایل مانند دستکش هنگام معاینه بیمار و ........ 6- حذف سریع وسایل آلوده وضدعفونی وسایل مورد استفاده 7- اجتناب از رفتارهای اجتماعی پر خطر وخطرساز که انتشار ویروس را تسهیل می کند.

 

 

ویروس هپاتیت C

 

       ویروسی است دارای پوشش با RNA مثبت که جزء فلاوی ویروس طبقه بندی می شود

دوره کمون بیماری 4 تا 3 روز در موارد طولانی 4 تا 3 ماه است. معمولا هپاتیت C از لحاظ بالینی خفیف بوده و نیاز به بستری شدن ندارد و اکثر بیمارن بدون علایم بالینی هستند.

به رغم طبیعت ملایم بیماری 50 تا 30 در صد آنها به سمت مزمن شدن پیش می روند. مهمترین راه انتقال بیماری از طریق خون و فرآورده های خونی آلوده است. تزریق وریدی مواد مخدر, پیوند اعضا آلوده, مقاربتهای جنسی و دریافت کنندگان فاکتورهای خونی آلوده نیز از راه های انتقال این ویروس است. اکثر مبتلایان به هپاتیت C معتادین تزریق داخل وریدی

هستند. فعلا واکسنی برای این بیماری وجود ندارد. ایمنی حاصل از عفونت بادوام و پیشگیری

کننده نمی باشد. مصرف انترفرون آلفا تا حدودی در درمان بیماری موثر است. مصرف آنتی بادی ضد ویروس در میمون سبب طولانی شدن دروه کمون می شود. علایم بالینی در شکل حاد بیماری شبیه هپاتیت A و B است ولی خفیفتر. هپاتیت مزمن پایدار حاصله از ویروس هپاتیت C شایعتر از نوع B می باشد که حدود 20 درصد آن به سیروز و نارسایی کبد منجر می شود. پاسخ ایمنی سلول عامل اصلی در تخریب سلول است. تشخیص آزمایشگاهی عمدتا بر مبنای مرولوژی, به روش الیزا استوار می باشد. آنتی بادی 3 تا 7 هفته پس از ابتلا قابل شناسای است, اما آنتی بادی همیشه در خون وجود ندارد و لذا پیشنهاد می شود که بررسی آنتی بادی عمدتا در فاز مزمن صورت گیرد. بهترین راه برای شناسایی وجود ژنوم ویروس درخون است

ویروس هپاتیت D

 

      تقریبا 15 میلیون نفر در دنیا آلوده به ویروس هپاتیت D هستند. ویروس هپاتیت D برای همانند سازی خود از ویروس هپاتیت B و امکانات سلول میزبان استفاده می کند. این ویروس ناقص است و از نظر اندازه و ساختمان ژنوم نیاز به کمک برای همانندسازی مانند ویروئیدهای گیاهی است. ژنوم این ویروس فقط یک پروئتین کپسیدی را کد می نماید. ویروس دارای ژنوم RNA منفی, تک رشته ای, حلقوی و کوچک است. ویروس دارای پوشش است و احتمالا دارای 3 فرم است. همانند هپاتیت B به سلولهای کبد متصل شده و وارد آن می شود. نسخه برداری و همانندسازی ویروس غیر متعارف است. این ویروس مانند هپاتیت B از طریق مایعات بدن انتشار می یابد. هر دو ویروس با یک روش مشترک به سلول میزبان متصل می شوند. یک فرد ممکن است به عفونت توام هپاتیت B و D مبتلا گردد. همانندسازی ویروس همراه با صدمه زدن به سلول میزبان ( سلول کبد ) است. صدمات حاصله از ویروس هپاتیت D به سلول کبد بر خلاف ویروس هپاتیت B منحصر به پاسخ ایمنی سلول میزبان نیست. احتمالا عفونت مزمن هپاتیت D در افراد مبتلا به هپاتیت مزمن B نیز بروز می کند.

هپاتیت D در کودکان و افراد بالغ مبتلا به هپاتیت B ایجاد می شود. ویروس انتشار جهانی داشته و آندمیک جنوب ایتالیا, خاورمیانه, قسمتهایی از آفریقا و آمریکا لاتین می باشد. اساس تشخیص آزمایشگاهی بر مبنای افزایش آنزیمهای کبدی است. بررسی آنتی ژن و ژنوم در خون نیز مفید است. تا کنون درمان اختصاصی برای هپاتیت D پیشنهاد نشده است. اما چون همانند سازی ویروس به وجود هپاتیت B لذا پیشگیری از هپاتیت B در پیشگیری از این ویروس موثر خواهد بود. با واکسیناسیون هپاتیت B , حذف محصولات خونی آلوده, عدم مصرف از مواد مخدر تزریقی و کنترل ناقلین ویروس از انتشار هپاتیت D جلوگیر خواهد کرد.

 

 

ویروس هپاتیت E

 

......حرف E از اول کلمه Epidemic گرفته شده است. این ویروس بدون پوشش و دارای RNA منفی است. از طریق مدفوع منتقل می شود و عفونت با آن در کشورههای در حال توسعه به شکل اپیدمیک دیده می شود. این ویروس در سال 1955در اپیدمی دهلی نو در هند شناسای شد( اپیدمیهای این ویروس که هزاران نفر را مبتلا کرد دارای مرگ و میر نیز بوده).

تا به حال در روسیه, آفریقا, آمریکا و آسیای جنوب شرقی گزارش شده است. علایم بیماری شبیه به هپاتیت A بوده و فقط بیماری حاد ایجاد می کند. مرگ و میر آن 10 برابر بیشتر از هپاتیت A و حدود 1 تا 2 در صد است. عفونت در دوران حاملگی با این هپاتیت A بسیار مشکل زا بوده بطوریکه باعث افزایش مرگ و میر تا 20 درصد است.

  

ویروس هپاتیت G

      این ویروس شبیه به ویروس هپاتیت C است. این ویروس یک فلاوی ویروس است که از طریق خون منتقل می شود و معمولا مزمن می شود. بهترین راه تشخیص آن به روش PCR  می باشد.

 

 

منابع تحقیق

1)      کتاب میکروبیولوژی جاوتز

2)    کتاب اصول ویروس شناسی پزشکی


+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1383ساعت 14:27  توسط شجاعی نیا  | 

جلد مجله ساينس
مجلسه ساينس يافته های دو مريخ نورد را چاپ کرده است
کشف آثار وجود آب در گذشته مريخ که توسط دو مريخ نورد ناسا انجام شد در صدر فهرست ده اکتشاف علمی برتر سال 2004 قرار گرفته است.

اين فهرست که هرسال توسط مجله "ساينس" (Science) تهيه می شود همواره باعث اختلاف نظر ميان کارشناسان و دانشمندان شده است و فهرست امسال نيز از اين قاعده مستثنی نيست.

مريخ نوردها عليرغم رقابت فشرده اکتشافات مهم ديگری، از جمله کشف يک گونه کوتوله هم خانواده انسان در اندونزی، در اين فهرست صدرنشين شدند.

اما دونالد کندی، سردبير مجله ساينس، گفت انتخاب جايگاه نخست در اين فهرست "کار چندان دشواری نيز نبوده است."

با اين حال همه با برداشت او موافق نيستند. برای برخی، اعلام خبر همانندسازی ژنتيکی جنين انسان توسط دانشمندان در کره جنوبی در ماه فوريه دارای اهميتی فراگير بوده است.

پروفسور کريستوفر هيگينز، مدير مرکز علوم بالينی شورای تحقيقات پزشکی در لندن، بريتانيا، گفت: "آن دستاورد (در کره جنوبی) دارای طيف گسترده ای از پيامدها خواهد بود و واقعا تحول مهمی است."

وی گفت: "من مريخ نوردها را در صدر نمی نشانم. البته دستاورد مهمی در زمينه فن آوری بوده است، اما آنها نشانه های حيات را کشف نکرده اند. اگر چنين کرده بودند، در آن صورت واقعه ای بی نهايت مهيج می بود."

دستاورد دانشمندان در کره جنوبی گام مهمی در جهت حرکت به سوی همانندسازی ژنتيکی برای مقاصد درمانی بود. اما پرفسور هيگينز همچنين آن را دارای تبعات فلسفی می داند.

2ام1207، رصدخانه جنوبی اروپايی
نخستين عکس مستقيم از يک سياره در خارج از منظومه شمسی که حول ستاره ديگری می گردد به فهرست ده اکتشاف برتر سال راه نيافت

وی به بی بی سی گفت: "اين واقعيت که می توان چنين کرد (همانندسازی جنين انسان)، ما را از برخی اسراری که در اطراف انسان شکل گرفته دور می کند؛ چيزهايی مثل وجود روح در انسان که بی پرده بگويم زاده تخيل محض است."

"به تدريج ما را به نقطه ای نزديک می کند که تشخيص می دهيم ما تنها نوع متفاوتی از حيوانات هستيم. علم يعنی تلاش برای درک اينکه از کجا می آييم و مقصود زندگی چيست."

"همانندسازی ژنتيکی (کلونينگ) جنين انسان نقطه آغاز پاسخگويی به اين پرسش ها بود. ممکن است پاسخی مطابق ميل مردم نباشد - چرا که ممکن است اشاره کند زندگی مقصودی ندارد - اما به نظر من خيلی مهم است."

رتبه دوم

اکتشاف حيرت انگيز ديگری داير بر اين که يک گونه کوتوله از انسان (موسوم به ال بی 1) تا همين 13 هزار سال قبل در جزيره "فلورز" در اندونزی می زيست، در مکان دوم اين فهرست جای گرفته است.

اين اکتشاف که در نشريه "نيچر"، رقيب نشريه ساينس، چاپ شده بود يکی از اميدهای صدرنشينی در اين فهرست به حساب می آمد.

آقای کندی در سرمقاله ساينس نوشت اين اکتشاف "قوه تخيل بسياری را تسخير کرد". اما افزود که همچنين باعث طرح سوالاتی شده و جنجال آفرين بوده است.

اما برای سيمون سينگ، نويسنده و گوينده برنامه های تلويزيونی، برجسته ترين کشف سال، تصويری بود که بشر برای نخستين بار موفق شد از يک سياره که حول ستاره ديگری می گردد تهيه کند.

جمجمه ال بی 1
ال بی 1 يک انسان مونث بزرگسال به قد يک متر بود

اين عکس توسط منجمان در شيلی که محل چندين رصدخانه بزرگ اروپايی و آمريکايی است گرفته شد اما اصلا به اين فهرست راه پيدا نکرده است.

دکتر سينگ به بی بی سی گفت: "ما تاکنون ده ها سياره در خارج از منظومه شمسی پيدا کرده ايم و همين موضوع به تنهايی بينش ما نسبت به کيهان را عوض کرده است."

"اکنون می دانيم که سيارات ديگری وجود دارند زيرا می توانيم تاثير آنها را بر ستاره هايی که حول آنها می گردند ببينيم. اما اينکه در عمل سياره ديگری را ببينيم - حتی اگر شبيه سياره ما هم نباشد- کشفی خارق العاده است."

"خارق العاده از اين جهت که نه تنها از فن آوری لازم برای ديدن چنين شيئی برخوردار شده ايم، بلکه به اين خاطر که نشان می دهد ممکن است روزی سياره ای مانند زمين را ببينيم و شايد هم شواهد حيات در آن را کشف کنيم."

"برای من اين يک عکس تاريخی است و باور نمی کنم که در صفحه اول مجلات و روزنامه های سراسر جهان با آب و تاب منعکس نشد."

مهم ترين پيشرفت های علمی مجله ساينس برای سال 2004 به اين شرح است:

برنده: آب بر مريخ. اسپيريت و آپورچونيتی، دو مريخ نورد ناسا شواهد قانع کننده ای از وجود پايدار آب شور و اسيدی بر سطح سياره سرخ يافته اند.

'آدم کوتوله' اندونزيايی: تيمی از باستان شناسان به کشف خيره کننده يک گونه تازه هم خانواده انسان به قد يک متر که تا دوره های اخير در جزيره اندونزيايی فلورز زندگی می کرد نائل آمدند.

همانندسازی ژنتيکی انسان: محققان کره جنوبی با اعلام اين مطلب که جنين انسان را همانندسازی کرده اند در سراسر جهان خبرساز شدند. اين نخستين شاهد منتشر شده و "مرور شده از سوی ساير دانشمندان" داير بر عملی بودن اين تکنيک در سلول های انسان است.

درک چگاليده ها: در سال 2004، دانشمندان در درک گازهای فوق العاده سرد به نام چگاليده ها (condensates) گام های فوق العاده بزرگی برداشتند که به روشن شدن برخی مسائل مهم در فيزيک کمک کرد.

گنجينه پنهان دی ان ای: نشان داده شد که نقش "اوراق دی ان ای" (junk DNA) بسيار مهم تر از آن است که قبلا تصور می شد. معلوم شده است که وجود آنها برای کمک به بکار افتادن ژن ها در زمان و مکان مناسب بسيار حياتی است.

جفت پالسار: فيزيکدان های نجومی نخستين جفت شناخته شده پالسارها (pulsar) که همان ستاره های نوترونی گردان باشند را کشف کردند.

کاهش تنوع زيستی گياهان و حيوانات: در سال جاری مطالعات جامع و مفصلی که با بررسی مطالعات مربوط به دوزيست ها، پروانه ها، گياهان و پرندگان همراه بود، به يافته های نگران کننده ای درباره کاهش تنوع در ميان گونه های زيستی منجر شد.

آب زير ذره بين: نتايج تازه درباره ساختمان و رفتار شيميايی آب می تواند رشته های مختلف از شيمی گرفته تا علوم جوی را منقلب کند.

دارو برای فقرای جهان: به نوشته مجله ساينس، "شراکت عمومی-خصوصی" در سال 2004 به عنوان نيرويی مهم شکل گرفت و بر شيوه هايی که داروها توسعه داده شده و در کشورهای درحال توسعه توزيع می شوند تاثير گذاشت.

ژن ها در يک قطره آب: در سال جاری، پژوهشگران راه تازه ای برای شناسايی اشکال بسيار کوچک و بسيار دوردست حيات که قابل مشاهده نيستند کشف کردند. آنها آب را از محيط های متنوع جمع آوری و ترتيب ژن های شناور در آن را مشخص کردند.




+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1383ساعت 22:32  توسط شجاعی نیا  | 


http://pubs.acs.org/journals/bipret/

اين سايت در جهت معرفی پيشرفتهای بيوتکنولوژی به ارائه خدمات می پردازد.

http://www.biotechnology.vic.gov.au/

در اين سايت می توانيد از خدمات جستجوی سايتهای مربوط به بيوتکنولوژی ، جستجوی کتاب راهنمای بيوتکنولوژی وجستجوی جديدترين اخبار مربوط به بيوتکنولوژی استفاده نماييد.

http://strategis.ic.gc.ca/SSG/bo01376e.html

اين سايت با عنوان ورودی بيوتکنولوژی دارای انواع لينکهای مربوط به گرايشهای بيوتکنولوژی است.

http://www.iia.msu.edu/absp/index-old.html

هدف اصلی اين سايت معرفی جايگاه ساختاری سياستها و تحقيقات بيوتکنولوژی است.

http://www.washingtonbiotech.com/

اين سايت به ارائه خدمات هم در زمينه بيوتکنولوژی پزشکی و هم بيوتکنولوژی دارويی با کيفيت و سرعت بالا می پردازد.

http://dbtindia.nic.in/

اين سايت با عنوان حوزه بيوتکنولوژی دولت هند طراحی شده و حاوی اطلاعات و تحقيقات و خبرهای مربوط به بيوتکنولوژی است.

http://www.biotechnologyireland.com/default.asp

اين سايت حاوی اطلاعات، خبرها و تحقيقات حاصل از محققان ايرلندی می باشد.

http://www.biotechinstitute.org/

اين سايت انجمن بيوتکنولوژی محققان استراليا است که حاوی جديدترين خبرها و تحقيقات مربوط به بيوتکنولوژی است.

http://www.geneka.com/discover/index.php3

آزمايشگاه بيوتکنولوژی است که مرکز تحقيقاتی بروی بيوتکنولوژی دارويی است.Geneka سايت

http://www.biotech.vt.edu/about/aboutfralin.html

مرکز بيوتکنولوژی فرالين با هدف گرد آوری محققين رشته های مختلف علوم در کنار يکديگر برای ايجاد کردن ترکيبات مفيد زيستی به فعاليت می پردازد.

http://www.hkib.org.hk/aboutus/aboutus.html

در سايت انجمن بيوتکنولوژی هونگ کونگ می توانيد از نتايج تحقيقاتی بيوتکنولوژی اين انجمن استفاد نماييد.

http://www.elsevier.com/locate/biotechadv

به عنوان نشريه ای علمی در بر گيرنده اطلاعات و معرفی مطالب مورد نياز در کليهElsevier سايت

کليه گرايشها منجمله بيوتکنولوژی است.

http://www.trends.com/tibtech/default.htm

در سايت گرايشهای بيوتکنولوژی می توانيد از خدمات جستجوی پيشرفته واستفاده از مقالات در زمينه بيوتکنولوژی بهره مند شويد.

http://www.globetechnology.com/summary/biotech.html

هدف تهيه کنندگان اين سايت در اختيار قرار دادن انواع مقالات در گرايشهای مختلف بيوتکنولوژی است و همچنين معرفی سايتهای مفيد در زمينه بيوتکنولوژی است.

http://www.efbweb.org/efb.htm

فدراسيون جامعه اروپايی يک تشکل غير انتفاعی از گروههای مختلف دانشمندان ملی و دانشگاهها و انجمنها و شرکتها و تحقيقات منحصر بفرد در زمينه ترويج بيوتکنولوژی از سرتاسر اروپا و ساير نقاط جهان است.


+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1383ساعت 0:38  توسط شجاعی نیا  | 

خوردن ناخن

images.jpg

آيا تا کنون کسي را ديده ايد که ناخنش را بجود و با اين کار اعصاب شما را خورد کند؟سر جلسه امتحان يا قبل از برگزاري آن،هنگام عصبانيت و .... معمولا" اين گونه افراد از بچگي دچار اين عادت شده اند و پدر و مادر کم توجهي و يا بي توجهي کرده اند چون خوشحال و راضي از اين بوده اند که بچه گلشان لااقل چند دقيقه اي سرگرم و ساکت است و سروصدا نمي دهد (البته جسارت به پدران و مادران عزيزتر ازجان و به قول بعضي ها جان برادر نشود).
خوردن ناخن از عادات شايع به خصوص در کودکان مي باشد.
معمولا" با بزرگتر شدن کودک اين عادت برطرف مي شود ولي گاهي به واسطه فشارهاي عصبي در سنين بالا هم ايجاد مي شود و يا ادامه مي يابد.اين عادت نه تنها باعث خرابي منظره ناخن مي شود بلکه به آساني سبب انتقال انواع عفونت از دهان به انگشت و از انگشت به دهان مي شود.
خوردن ناخن به سهولت به پوست اطراف ناخن صدمه زده وباعث عفونت آن مي شود.
درمان در کودکان:
در مورد بچه ها زدن لاکهاي بد طعم و يا مواد خوراکي بسيار تلخ سبب ترک عادت مي گردد و در صورت عدم تأثير اين روشها، مراجعه به پزشک لازم به نظر مي رسد.
ناخن خوردن در پيري:
در سنين پيري باز بيماري قارچي ناخنها عارضه شايعي است که در اثر تمايل شديد قارچها به نسج کراتيني،
ضخامت نسج ناخن در افراد پير، اختلال گردش خون در ناخنها و نيز مصرف داروها در اين سنين است.

ضايعات قارچي ناخن بسيار به کندي معالجه مي شوند زيرا از طرفي ناخن کند رشد مي کند و ناخن سالم دير جايگزين ناخن بيمار مي شود و از طرف ديگر داروها در اين نسج کمتر نفوذ مي کنند.



+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1383ساعت 18:53  توسط شجاعی نیا  | 

موسيقي درماني، حتما" بخوانيد

در روز چند ساعت موسيقي گوش مي دهيد؟ يک، دو يا 24 ساعت!!!! موسيقي همه جا باب شده، توي يک مغازه، توي ماشين شخصي(با صداي بلند و آزار دهنده)، توي تاکسي و .... . شنيدن موسيقي لذت بخش است(البته نه هر نوعش) و فوائد زيادي دارد، چه براي بيماران(فکر نکنيد تکنو و اکسيژن منظورمه!!) و چه براي افراد سالم(البته مزاحم ديگران هم نبايد شد، شايد آنها نخواهند سود ببرند!!!).با همه اين مقدمات ديدم بد نيست در مورد فوائد موسيقي در درمان بيماريها صحبت کنيم(بخش پزشکي نه هنري!!).
آيا مي دانيد طب مکمل چيست؟ طب مکمل بطور خلاصه و بدون توضيحات اضافي، يعني درمان بدون استفاده از داروهاي شيميايي. مثلا" استفاده از طب سوزني، داروهاي گياهي و موسيقي و .... .
امروزه موسيقي درماني جاي خود را در طب مکمل باز نموده است، چرا که استفاده از موسيقي موجب آرامش، بهبود محاسبه ذهني و کاهش اثرات ذهني ناشي از استرسهاي وارده مي شود.موسيقي انسانها را در برقراري ارتباط، اتحاد و تطابق توانا مي کند. صداي موسيقي باعث ارتباط مؤثري بين پزشک و بيمار خصوصا" در درمان بيماريهاي رواني مي شود. براي مثال بيماري که نمي تواند يا نمي خواهد افکارش را ابراز کند، وقتي که به همراه پزشکش به موسيقي گوش مي دهد، احساس مي کند که رابطه خاصي با پزشک پيدا نموده و در نتيجه افکار و احساساتش را با صداقت بيان مي کند.
از اين گذشته، ثابت شده است که موسيقي حتي افکار يک بيمار کومايي را به جاهايي که دوست دارد، مي برد.موسيقي در بيماران سايکوتيک(بيماران رواني) و حتي نروتيک(بيماران عصبي) آرامش خاصي ايجاد مي کند.
موسيقي فقط براي بيماران مفيد نيست بلکه فرد سالم نيز احساسات خود را از طريق نواختن ساز و يا نوشتن يک قطعه شعر بهتر بيان مي کند. همچنين موسيقي در تجديد خاطرات گذشته و پناه بردن به تخيلات مثبت نقش دارد.
خواندن سرود و آوازهاي دسته جمعي باعث نشاط و يادگيري بهتر مي شود و کودکان باعث ايجاد حس کسب امنيت و تقويت نيروي ابتکار در آنان مي شود.musictherapy.jpg

پخش موسيقي آرام(نه تکنو و اکسيژن) در حمام سونا و استخر و حتي کلنيکهاي درماني و تشخيصي باعث ايجاد بهتر ارتباط کلامي و گفتاري مي شود.
دانشمندان معتقدند که شايد ترشح اندورفينها در لذت بردن از موسيقي نقش داشته باشند.



+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1383ساعت 18:44  توسط شجاعی نیا  | 

DNA ميتوکندري

دوست عزيزي در باره جهش در DNA  ميتوکندري سوال کرده است.

 

طول DNA ميتوکندري در حدود ۱۶۵۷۰ جفت باز مي باشد که در حدود ۶۲ ژن در آن شناخته شده است . ۲۲ ژن مربوط به ۲۲ t RNA و۲ ژن مربوط به r RNA  و بقيه ژنها مسئول توليد آنزيم يا پلي پپتيدهايي هستند که در ارتباط با توليد انرژي سلولي است. به طور کلي مشخصات DNA ميتوکندريال به قرار زير است:

۱-  حلقوي و دو رشته اي است.

۲-   فاقد نواحي اينترون مي باشد.

۳-  فاقد پوشش پروتئين هاي هيستوني مي باشد و مستقل از  هسته است.

۴-   جهش پذيري آن ۱۵ بار بيشتر از  هسته است.

۵-  DNA ميتوکندريال فقط از طريق مادر منتقل مي شود زيرا اسپرم ها داراي تعداد کمي ميتوکندري هستند که در هنگام لقاح از بين مي روند .

۶-  قدرت ترميم آن بسيار کمتر از  هسته مي باشد.

 

با توجه به جهش پذيري فوق العاده DNA ميتوکندريال ممکن است در طول زندگي فرد (دوران جنيني و پس از تولد ) در DNA بعضي از ميتوکندريها جهش ايجاد شود. اکثر بيماريهاي ميتوکندريال از نوع ميوپاتي و نروپاتي (عصبي عضلاني) هستند که بيشتر اعضايي نظير مغز- کليه ها- عضلات- چشم- گوش داخلي و روده بزرگ را درگير مي کند زيرا مصرف ATP  اين اندامها زياد است. معروف ترين بيماريهاي ارثي ميتوکتدريال عبارتند از:

لبراپتيک نوروپاتي (LHON  ) Leber hereditary optic neuropathy  که  از علائم آن نابينايي تدريجي است که فرد در حدود ۲۰ سالگي بکلي نابينا مي شود.

بيماري ديگر گلوتاريک اسيد اورياتيپ ۲مي باشد که با علائمي مانند شلي عضلات و صورت ناهنجار و غيرطبيعي و کيست هاي کليوي و عقب ماندگي ذهني همراه است. سندروم هايي نظير سندروم پيرسون و آکاتالاسميا نيز اکثرا با دژنره شدن عضلات و دستگاه عصبي همراه است. 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1383ساعت 14:17  توسط شجاعی نیا  | 

سروتونین نوعی انتقال دهنده عصبی است که نقش مهمی در خوابیدن،تعدیل حالت و رفتار،اشتهاو...دارد والبته به تحريک حرکات دودی روده نیز کمک می کند.در جریان انعقاد خون نیز از پلاکتهای پاره آزاد شده و باعث تنگ شدن رگها می شود.لیسرژیک اسید دی اتیل آمید( L.S.D )ماده ای مخدر است که عمل سروتونین را خنثی می کند.وقتی موادی ضد سروتونین مصرف شوند دیگر خوابیدن غیرممکن میشود.البته تا یه جایی!

دیده شده که سروتونین با اثر بر سلولهای سرطانی آنها را وادار به خودکشی دسته جمعی می کند.این حالت در مورد تومورهای مغزی و سرطانهای لنفاوی است.

اگر به آمینواسید تریپتوفان يک OH اضافه شود تبدیل به5_هیدروکسی تریپتوفان میشود(5_HTP)که اگر از آن هم یک گروهCOOH گرفته شود5_هیدروکسی تریپتامین یا سروتونین پدید می آید.

زمانی نیز احتمال می رفت سروتونین در بیماری میگرن نقش داشته باشد.اتصال سروتونین به برخی سلولها تحريک کننده علائم افسردگی می باشدکه داروهای افسردگی مانع اين اتصال ميشود.

 

  C10H12N2O
                                                      
منتظر نظرات و پیشنهادادتان هستیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1383ساعت 16:1  توسط شجاعی نیا  | 

راستش را بخواهید توی یادداشتهایم را که می گشتم دیدم مطالب جذاب درباره صلبیه سفید رنگ چشممان زیاد یادداشت برداشتم . گفتم یک سری آن را هم اینجا بگذارم.

 

1)      صلبیه انسان سفید است و ما ( و برخی نخستی ها ) تنها موجوداتی هستیم که صلبیه و چشم ما استتار نیست . در مورد سایر جانداران رنگ چشم همرنگ پوست است یا به طوری است که استتار می شود . تا این عضو مهم از دید مهاجم مخفی بماند. چون چشم بدون هیچ محافظی با خارج ارتباط دارد.  دانشمندانی که در باره تکامل بحث می کنند میگویند که این رنگبندی تا حدی مربوط به این بوده  که مهاجم را فراری دهد ( فکر کنید که انسان های نخستین پوست قهوه ای داشتند و دو لکه سفید چه قدر می توانسته ترسناک باشد ! )

2)     البته این شکل برای gaze following gaze following هم بسیار مناسب بوده و چون ما برای دید سه بعدی پشت  سر را از دست داده ایم و چون موجوداتی اجتماعی بوده ایم این موجب می شده تا ما با دیده حرکات چشم فرد روبرویمان بتوانیم متوجه خطر پشت سرمان بشنویم.

3)      رنگ اصلی عنبیه انسان قهوه ای است و سفیدی صلبیه ما از وفور گوانین است.       

______________________________________

 

*راستی این که صلبیه چیست ؟

صلبیه یک پوشش محکم از بافت پیوندی چشم است . اصلا چون خیلی صلب و سخت است این نام را رویش گذاشته اند  (ترمینولوژِی؟؟؟!!!)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1383ساعت 14:51  توسط شجاعی نیا  | 

 

انسانها تا قبل از اینکه به درختان پناه ببرند مانند دیگر مهره داران تحمل وزن وجابه جایی را با دو اندام جانبی خود(دست وپا) انجام می دادندمثل چهارپایان.اما اجداد درختزی آدمها برای استفاده بیشتری از دستها و اینکه دستهای آزادی داشته باشند وزن بدن را به بخش تحتانی تحمیل کردند!برای همین دستهابرای انجام عمل آویزان شدن از درخت مناسب گشتند. بعد از آن وقتی انسانها به زمین طرد* شدند تغییراتی در استخوانهایشان به وجود آمد تا آنها براحتی بجنگند، اشیا را بشکنند،نگه دارندو....

اون تغییرات:

---» مفاصل چرخشی پدید آمدند و به این ترتیب انسان توانست میوه بخورد!یعنی با حرکات چرخشی کف دست توانست میوه را از درخت چیده و در دهان خود بگذارد.(برید خدا رو شکر کنید که می تونید اینهمه ویتامین را با چند تا مفصل بخورین!)

---»اینکه استخوان ترقوه clavicleاضافه شد تا وزن اندام بالایی را به قفسه سینه منتقل کند.با این کار توانایی گرفتن اشیا (prehention) به وجود آمد.(برای شکار و جنگیدن لازم بود... فکر کنم که از اینجا ما گوشت خوار شده باشیم!)

---»اینکه شست در مقابل انگشتان دیگر می توانست قرار بگیرد.این تغییر هم در راستای اعمال بالا بوده است.

---»تغییراتی که در مفاصل بین بندهای انگشتان پدیدار شد قابلیت حرکات دست و انگشتان را افزایش داد.

به این ترتیب اندام 5 انگشتی تکامل نیافته آمفیبین در انسان تکامل یافت!عادت آویزان شدن از درخت نیز در گوریل های آنتروپویید موجب افزایش طول ساعد،کف دست و انگشتان شد.

فکر می کنم لازم باشد یکبار دیگر به دستتان نگاهی بیاندازید!

-------------------

یک یادیاری در اجداد انسان:

early primates-->anthropoids-->hominoids-->australopithecines-->hominids-->homo habilis-->homo erectus-->homo sapiens

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1383ساعت 14:49  توسط شجاعی نیا  | 

راه جلوگيری از پيشرفت رماتيسم 'کشف شد'

 

رماتيسم باعث درد شديد در مفاصل می شود

دانشمندان در دانشگاه ليورپول در بريتانيا ادعا می کنند راهی برای متوقف کردن يکی از دردآورترين جنبه های بيماری رماتيسم پيدا کرده اند.

در اثر اين بيماری مفاصل متورم و دردناک می شوند که تا حدودی ناشی از آن است که بدن سلول های سفيد خون يا همان "نوتروفيل ها" را برای مقابله با بيماری به مفاصل گسيل می کند.

اما مشکل اينجاست که نوتروفيل ها مقدار زيادی مواد سمی در مفاصل ترشح می کنند که می تواند به آنها صدمه بزند.

اکنون دانشمندان می گويند که می توان ترشح اين مواد سمی، بی آنکه تاثير نوتروفيل ها از ميان برود، را متوقف کرد.

پروفسور رابرت موتس، مدير تحقيقات و توسعه در مرکز علوم بالينی دانشگاه ليورپول و پروفسور استيون ادواردز در دانشکده علوم بيولوژيکی ادعا می کنند راهی برای خنثی کردن تاثير زيانبار نوتروفيل ها پيدا کرده اند، بی آنکه از توانايی آنها در محافظت از بدن در مقابل عفونت کاسته شود.

تيم پژوهشگران پی برد زمانی که يک ملکول ويژه در سطح نوتروفيل ها با استفاده از پادتن های خاصی مسدود شود، ترشح مواد سمی متوقف می شود.

پرفسور موتس گفت: "اين مهيج ترين اکتشاف است چون به اعتقاد ما برای اولين بار فرصتی برای سرکوب رماتيسم پيدا کرده ايم که بيمار را از هزينه های سنگين عوارض جانبی که مشکلی عمده در ساير داروهای ضدرماتيسم است معاف می کند."

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1383ساعت 6:40  توسط شجاعی نیا  | 

هورمونها ، شبه هورمونها و آنزيمهاي قلب

- از عضلات دهليزي قلب دو نوع هورمون به نامهاي كارديوناترين و كارديوديلانتين كشف شده است. كارديوناترين خاصيت زياد كردن ادرار (ديورتيك) و دفع سديم (ناتريورتيك) دارد و بطور كلي فشار اسمزي مايعات و الكتروليتهاي بدن را تنظيم مي كند.

كارديوديلانتين با انبساط عضلات جدار رگها، باعث كم كردن فشار خون مي شود.

از نظر ساختماني تفاوتهاي ناچيزي بين ماهيچه هاي دهليزي و بطن هاي قلب وجود دارد. ترتيب استقرار ميوفيلامانها در اين دو نوع ماهيچه قلبي ،‌يكسان است. اما تعداد توبولهاي T در ماهيچه دهليزي به مقدار قابل ملاحظه اي كمتر و سلولهاي آن نسبتاً كوچكترند. در هر دو قطب هسته هاي ماهيچه قلبي ،‌و همراه با دستگاه گلژي موجود در اين ناحيه ،‌گرانولهاي محدود در غشايي به قطر تقريباً 2/0 تا 3/0 ميكرون يافت           مي شوند. گرانولهاي مزبور در سلولهاي ماهيچه اي متعلق به دهليز راست فراوانتر از جاهاي ديگرند (حدود 600 گرانول در هر سلول)، ولي در دهليز چپ ، بطن ها و بسياري از نقاط ديگر بدن نيز يافت مي شوند. اين گرانولهاي دهليزي حاوي پيش ساز(با وزن مولكولي بالا) هورموني موسوم به  فاكتور ناتريورتيك (دافع سديم) دهليزي (Atrialnatriuretic factor) ، اوريكولين (Auriculin) يا آتريوپپتين (Atriopeptin) يا كارديوناترين(Cardionatrin) است. هنگامي كه حجم داخل عروقي افزايش يابد، اين پيش هورمون ترشح مي شود كه قطعه اي از انتهاي كربوكسيل آن جدا شده و قطعه مزبور (حدود 30 آمينو اسيد) هورمون فعال را تشكيل ميدهد، فاكتور ناتريوتيك دهليزي بر روي كليه ها اثر كرده و باعث اتلاف سديم و آب (ناتريورزوديورز) مي شود، يعني اثر هورمون مزبور ، متضاد عمل هورمون آلدسترون و هورمون آنتي ديورتيك است كه اثرشان بر كليه ، منجر به احتباس سديم و آب مي گردد.

- دانشمندان متوجه شده اند كه در قلب ، پروستا گلاندين وجود دارد. تزريق داخل وريدي بعضي از پروستاگلاندينها باعث افزايش سرعت قلب شده و رگهاي صورت را گشاد نموده و فشار خون را كاهش مي دهد.

آنزيمهاي كراتين فسفوكيناز، لاكتات دهيدروژناز و ترانس آمينازها.

كراتين فسفو كيناز به مقدار زياد در عضلات قلب وجود دارد و مقدار آن در بيماريهاي عضلاني و ضايعات قلبي عروقي بالا رفته و جنبه تشخيصي دارد. لاكتات دهيدروژناز باعث تبديل اسيد پيروويك به اسيد لاكتيك و مقدار طبيعي آن در خردسالان بيشتر از بزرگسالان است و نيز در ضايعات قلبي عروقي افزايش مي يابد.

ترانس آمينازها :‌ آنزيمهايي هستند كه عامل آمين را از يك اسيد آمينه برداشته و آنرا در ساختن اسيد آمينه ديگر بكار مي برند. اين آنزيمها به مقدار خيلي كم در خون و به مقدار زيادتر در بافتها، بخصوص در عضلات قلب و همچنين در كبد وجود داشته و در صورت آسيب به اين عضلات مقدار آنها در خون بالا مي رود.

منابع :

1- بافت شناسي  انساني پايه (پزشكي) ، نوشته جان كوئيرا

2- فرهنگ پزشكي دورلند

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1383ساعت 0:14  توسط شجاعی نیا  |