تبليغاتX
زیست شناسی دامغان

زیست شناسی دامغان

سال 2009 سال بزرگداشت داروین

 

رابطه سرطان خون و شير مادر

كودكاني كه از شير مادر تغذيه ميكنند كمتر به سرطان خون دچار ميشوند

خوبيهاي شير مادر به قدري زياد است كه شرح آن در يك مقاله نميگنجد. اين هفته گروهي از پژوهشگران دانشگاه كاليفرنيا اعلان نمودند كه نوزادي كه فقط 6 ماه از شير مادر تغذيه ميكند 12 درصد كمتر از ديگران در خطر بروز سرطان خون قرار دارند. اين پژوهشگران 14 مطالعه پزشكي را كه از سال 1988 در اين مورد انجام گرفته به طور دقيق تجزيه و تحليل كرده اند و عقيده دارند كه يكي از دهها خوبيهاي شير مادر پيشگيري از سرطان خون است. يكي از علل پيشگيري سرطان خون توسط تغذيه شير مادر موضوع تقويت سيستم ايمني بدن است زيرا طفلي كه از شير مادر تغذيه ميكند به خاطر رسيدن آنتي بادي مادر كه در حين زندگي و به مروز زمان و پس از مبارزه با بيماريها كسب نموده از طريق شير است كه بدن كودك را در برابر بسياري از بيماريها مانند بيماريهاي عفوني و غيره مصون نگه ميدارد. با توجه به اهميت تغذيه شير مادر اميد است مادران جوان به اين مورد توجه خاصي مبذول دارند و با دادن شير خود به جگر گوشه هاي خويش از بروز بسياري از بيماريها در آنها جلوگيري كنند.  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 20:21  توسط شجاعی نیا  | 

خوشبينی نگرشی قابل اعتماد است يا انکار واقعيات؟

 

محققان حوزه روانشناسی نيز سالهاست که جنبه های روان درمانی مثبت انديشی را تحت نظر داشته اند

وقتی مريض می شويم معمولا اولين واکنش ما مراجعه به قفسه داروها يا به طبيب است. اما شايد زمانی هم پيش آمده باشد که با تکيه بر نگرشی خوشبينانه از هر دو اجتناب کرده و متوجه شده ايم که عارضه ما تقريبا به سرعت و به راحتی رفع شده است.

اما اين تجارب اتفاقی (گاهی روش مثبت انديشی اثر نداشته و بالاخره به پزشک مراجعه کرده ايم) و البته غيرقابل اثبات، موضوع تحقيق شمار زيادی از دانشمندان در يک قرن گذشته بوده است.

محققان علوم پزشکی بارها از مشاهده تاثيرات معجزه آسای خوشبينی بر افراد مبتلا به بيماری های مهلک - از قبيل سرطان - به حيرت آمده و آن را باور کرده اند. اما همه محققان در اين زمينه اتفاق نظر نداشته اند.

گروهی از محققان در استراليا در اوايل سال جاری ميلادی گفتند بنابر مطالعات پنج ساله آنها بر روی 170 بيمار سرطانی، شانس بهبودی بيماران نااميد با آنهايی که خوشبين بوده اند تفاوتی نداشته است.

در حالی که تاثير افکار خوشبينانه بر رفع بيماری - چه جزئی چه حاد - در عرصه علوم پزشکی همچنان ادامه دارد، محققان حوزه روانشناسی نيز سالهاست که جنبه های روان درمانی آن را تحت نظر داشته اند.

از جمله به تازگی محققان دانشگاه وندربيلت آمريکا نتيجه بررسی های خود از يک صد سال تحقيق در اين زمينه را منتشر کرده و گفته اند که احتمالا ارتباط ميان مثبت انديشی و سلامت جسم و روان ناشی از "اثر متقابل ميان ذهن و سيستم اعصاب و همچنين سيستم دفاعی بدن" است. پس آنهايی که مريض نمی شوند از توازن مطلوبی ميان اين سه بخش برخوردار هستند.

تاثير مثبت انديشی بر روند بهبودی جسم و روان به لحاظ علمی چه قابل اثبات باشد چه نباشد، بسياری اذعان دارند که در اوقاتی که خوشبينانه فکر می کنند، راحت تر مصائب و مشکلات را تاب می آورند.

 

نظر شما چيست؟

 

آيا خوشبينی نگرشی قابل اعتماد است يا نوعی طفره رفتن از مواجه با واقعيات زندگی؟

تجربه شما از خوشبينی يا افراد خوشبين چگونه بوده است؟ اگر دانشمندان اعلام کنند که ميان مثبت انديشی و بهبود جسم و روان ارتباط مستقيم و غيرقابل انکاری وجود دارد می توانيد فردی خوشبين شويد؟ برخی (همواره) خوشبين بودن را کار دشواری می دانند. شما چطور؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384ساعت 9:46  توسط شجاعی نیا  | 

مطلب زیر در مورد مبحث شیرین تقلب را از روزنامه شرق بخوانید (  با کمی تغییرات !) و در مورد آن نظر دهید. ( البته پند و نصیحت زیاد نباشه) به شرطی که دانش آموزان محترم و محترمه و والدین و مدیران گرامی اینها را بد آموزی ندانند.

 

بوى خوش تقلب

 

بوى تقلب مى آيد. اصلاً در و ديوار سالن امتحانات بوى تقلب گرفته است. هم آن ديوارهاى آجرى كه حالا رنگ سفيد بهشان زده اند تا تميز به نظر بيايند، هم آن ۷۰ ، ۸۰ تا صندلى چوبى كه جواب برخى سئوال هاى تكرارى حتى پس از ساليان سال رويشان حكاكى شده است.قرار است فردا در اين سالن امتحان زبان انگليسى برگزار بشود. معلم هم اين بو را خوب حس مى كند؛ چون هم شاگرد زرنگ كلاس را مى شناسد و هم يك بار تقريباً مطمئن است كه شاهد پرواز گلوله هاى كاغذى از اين سو به آن سوى سالن امتحانات بوده است.البته هيچ وقت اين گلوله  كاغذى در سالن امتحانات پيدا نشد. اما پس از سه سال، حتى معجزه هايى كه از آستين معلم درآمده هم نتوانسته مبحث ژنتیک و همانند سازی DNA را در ذهن بچه ها جا بيندازد. چطور مى شود كه شاگردها پاى تخته، همه چيز مى گويند، جز آن چند جمله اصلی  اما سر امتحان كتبى كه مى رسد، نمرات اوج مى گيرند و به ۱۷ و ۱۸ مى رسند.اما امتحان فردا با امتحان هاى ديگر فرق مى كند؛ چون معلم ديشب كه داشت پيكانش را تخت گاز مى راند، نقشه اى به فكرش رسيد تا جلوى تقلب بچه ها را بگيرد. او  ناگهان ديد كه از همه ماشين ها جلو افتاده است. همان موقع، سالن امتحانات پيش رويش آمد كه ته سالن، شاگرد زرنگ كلاس، تك و تنها و به دور از ساير شاگردها، دارد تند تند ورقه امتحانى اش را پر مى كند و در اين سوى سالن، كنار درِ خروجى، بقيه شاگردها نشسته اند كه نااميدانه دارند دور و بر را نگاه مى كنند، گاه روى ورقه چيزى مى نويسند و لحظه اى بعد، همان نوشته را خط مى زنند. معلم هم بالاى سرِ آنها ايستاده و حالا كه يقين دارد كسى نمى تواند تقلب كند و نيش خود را تا بناگوش باز كرده، درست مثل ناپلئون، وقتى در جنگى پيروز مى شد و لحظه شمارى مى كند كه آن صفرهاى بزرگ را و از آن سوزاننده تر، آن بيست و پنج صدم ها را پاى ورقه ها حك كند. معلم تصميم مى گيرد كه فكر خود را عملى كند و روز امتحان شاگرد زرنگ را، كه مى داند به ديگران تقلب مى رساند، از باقى شاگردها جدا كند. انتقام چه شيرين است. اين جمله اى بود كه هنگام خروج از بزرگراه در ذهن معلم نقش بست.

•••

روز امتحان فرا مى رسد. ساعت ده صبح، بچه ها حالا كم كم جمع شده اند. درِ سالن امتحانات هنوز بسته  است.  معلم، برخلاف هميشه، با لبخندى روى لب به تك تك بچه ها، كه وارد حياط آسفالت شده مدرسه قدم مى گذارند، سلام مى كند. هنوز خبرى از شاگرد زرنگ نيست كه البته زياد هم زرنگ نيست، اما زیست شناسی را خوب مى داند، آن  هم به خاطر اتفاقى كه بيشتر شبيه چيزى مثل چشم و هم چشمى بوده: از همان سال اول دبیرستان مامان و بابا برای او معلم خصوصی گرفته بودند ( مثل سایر درسها- آخه او باید اولین دکتر فامیل می شد و روی پسر عموش که دانشجوی مهندسی هوا فضا بود را کم می کرد.) همچنان خبرى از شاگرد زرنگ نيست. همه بچه ها به ورود او چشم دوخته اند، مثل هميشه. از همان چشم دوختن هايى كه او سر امتحان عربی به بقيه بچه ها دارد. زنگ را مى زنند. شاگرد زرنگ همان لحظه پيدايش مى شود. دارد به اين فكر مى كند كه امروز تا چه نمره اى ورقه را پر كند. ۱۶ ، ۱۸ يا براى پوززنى فقط تا ده.همه از پله ها به طبقه دوم مى روند تا وارد سالن امتحانات بشوند. شاگردها، كه شاگرد زرنگ را ديده اند، خندان شده اند.  معلم هم كه دارد نقشه اش را مرور مى كند خندان است.

•••

امتحان شروع مى شود و اجراى نقشه  معلم، همچنين.«فلانى ...، شما بفرماييد آنجا بنشينيد.»  معلم شاگرد زرنگ را به آن سوى خالى سالن هدايت مى كند. «بقيه شاگردها اين طرف!» و آنها را كنار در خروجى مى نشاند. شاگردها ساكت و مبهوت مانده اند. بچه ها و به خصوص مبصر كلاس، كه اغلب مامور پخش تقلب ها است با نگاه خود شاگرد زرنگ را كه از آنها دور مى شود بدرقه مى كنند، مثل همان نگاه هايى كه مادرى وقتى فرزندش را به سفر مى فرستد بدرقه او مى كند.از همين حالا همان لبخند پيروزى ناپلئونى دارد چهره  معلم را دو نيم مى كند. انگار كه سرش بخواهد از فک زیرین به بالا كنده شده و رو به آسمان بخندد.شاگرد زرنگ ورقه را پر مى كند. تا نمره بيست. وقتى مى خواهد ورقه امتحانى را تحويل بدهد و بيرون برود متوجه مى شود كه در خروجى درست پشت سر شاگردها قرار دارد. جواب سئوال ها را روى كاغذى مى نويسد، آن  را گلوله مى كند. از جاى خود بلند مى شود. به سمت در خروجى مى رود. از كنار مبصر كلاس كه مى خواهد رد بشود، گلوله كاغذى را توى سينه او مى اندازد. ورقه اش را مى دهد و از در خارج مى شود. حالا شاگردها دارند مى خندند، مثل هميشه و البته با رد و بدل نيم نگاه هايى به يكديگر.

•••

چند روز بعد.  معلم در راهروى مدرسه قدم مى زند. به طبقه دوم و به پنجره هاى سالن امتحانات خيره مانده. سالن امتحانات همچنان بوى تقلب مى دهد، اما هنوز هيچ گلوله كاغذى پيدا نشده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1384ساعت 19:41  توسط شجاعی نیا  | 

كلسترول آنقدرها هم بد نيست

متاسفانه در چند دهه گذشته به دلايل مختلف مخصوصا به خاطر نفع مادي كارتل هاي داروسازي به كلسترول نسبت هاي نادرست و ناجور زده شده و روزي نيست كه رسانه هاي جمعي غيرمتخصص نسبت ديگري به اين ماده غذايي ندهند.

اولا اينكه كلسترول يكي از موادي ست كه پايه و اساس ساختمان بدن را تشكيل ميدهد. به عبارت ديگر قسمت مهمي از سلولهاي بدن انسان از كلسترول درست شده و كودكان و نوجوانان براي رشد و بهزيستي به اين ماده حياتي نياز دارند. بررسيهاي علمي نشان ميدهد كه رژيم هاي غذايي كه حاوي مقدار لازم و كافي كلسترول نيستند، عوارضي مانند كم هوشي، فراموشي و احساس سرگرداني را بروز ميدهند. در يك بررسي جديد بر روي 1105 زن و 789 مرد اين نتيجه حاصل گرديد كه افرادي كه به هر دليلي كمتر از حد معمول و توصيه شده كلسترول مصرف كنند داراي قدرت فكري و هوش كمتري خواهند بود.

مسئله كلسترول و سلامت به قدري پيچيده شده است كه عده زيادي خودسرانه داروهاي شيميايي و غيرشيميايي مصرف ميكنند تا به اصطلاح مقدار كلسترول خون خود را پايين آورند در حالي كه از ضرر و زيانهاي اين داروها اطلاعي ندارند. مثلا اگر كلسترول خون كسي از حد طبيعي پايين تر باشد، امكان و گرايش خودكشي در اين شخص زيادتر خواهد بود و عوارض جانبي ديگر آن عصبانيت و احساس درگيري با ديگران است. در ضمن بعضي از داروهاي گياهي كه براي اين منظور مصرف ميشوند به خوبي شناخته نشده اند و ممكن است در بدن موجب عكس العمل هاي بدي شوند. پايين آوردن كلسترول خون بايد به طور طبيعي انجام گيرد مانند رژيم غذايي سالم و ورزش مرتب و مناسب نه داروي شيميايي خطرناك كه ممكن است خطرات آن از خود‌ كلسترول بدتر و بالاتر باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1384ساعت 16:16  توسط شجاعی نیا  | 

هميوپاتى چيست؟

 

امروزه روش هاى درمان جايگزين و يا مكمل زيادى رواج پيدا كرده است. اين فراوانى روش هاى درمانى ما را براى انتخاب روش سردرگم و حيران كرده است. به جهت مسئوليت هايى كه ما در قبال سلامت خود و افراد خانواده خود داريم شناخت اين روش ها حياتى است. هميوپاتى يكى از اين روش هاى درمان است كه به رغم قدمت  ۲۰۰  ساله خود علمى نوپا و روش درمانى ناشناخته در جامعه امروز ايران و جهان است. اين علم بيمار را به صورت يك كل مى نگرد و درمان را براى كل وجود بيمار (و نه براى بيمارى) انجام مى دهد و بهترين معرفى هميوپاتى ملاقات يك پزشك هميوپات حرفه اى  است. اين ملاقات به بيمار كمك مى كند بهتر و بيشتر در مورد هميوپاتى كسب اطلاع كند و اينكه چگونه سيستم ايمنى و علائم حياتى بدن خود را تقويت كند. سپس بيمار يا مراجعه كننده فرا مى گيرد كه چگونه خود دارو ها را هر زمان كه بدان نيازمند بود در منزل مورد استفاده قرار دهد. هميوپاتى به معنى مشابه با مشابه است يعنى هر عاملى كه در بدن ايجاد عدم تعادل كند همان عامل مى تواند تعادل را مجدداً باز گرداند. قدمت اين علم برمى گردد به زمان بقراط. ولى احياى دوباره آن و استفاده از آن توسط پزشكى آلمانى به نام دكتر ساموئل هانه من در اواخر قرن  ۱۸  انجام شد.

• قانون مشابهت

هانه من از توضيح نويسنده اى در مورد علت خاصيت درمانى «گنه گنه» قانع نشد و تصميم گرفت خود مقدار كمى از اين ماده را مصرف كند تا مسير درمان و تغييرات را در خود مشاهده كند و اينكه چه تاثيرى اين دارو بر روى فرد سالم دارد. پس از استفاده از اين دارو هانه من علائم ايجاد شده در خود را با دقت فراوان يادداشت كرد و متوجه شد كه علائمى كه بيمارى تب مالاريا دارد با خوردن گنه گنه در وى ايجاد شد مانند بى حسى و كرخى دست و پا، نبض ضعيف، تب نوبه و اضطراب و گنگى ذهن. و به علاوه او متوجه شد كه علائم چند ساعت بعد از مصرف گنه گنه از بين مى رود و مجدداً با مصرف دوباره گنه گنه علائم برمى گردند. ملاحظه نتايج فوق العاده اين عمل هانه من را به فكر فرو برد كه چنانچه مواد ديگرى را روى افراد سالم مورد آزمايش قرار دهد مى تواند تاثير اين مواد را بر روى افراد تجربه كند و به علاوه از اثرات درمانى آنها استفاده كند. او از خود شروع كرد و بسيارى از دارو ها را در دوره هاى مختلف بر روى خود آزمايش كرد. حتى استفاده از سموم به صورت بسيار جزئى. در نتيجه سموم را هم به طيف دارو هاى خود افزود: و اين روش را  Proving يا «اثبات اثر دارو» ناميد.

• نيروى حياتى

مفهوم انرژى يا نيروى حياتى در هميوپاتى بسيار اهميت دارد. به همان نسبت كه شناخت نيروى حياتى يا انرژى حياتى دارو مهم است، شناخت نيروى حياتى در بيمار نيز مهم است. ما همگى يك نيروى حياتى يا انرژى را در بدن خود حائز هستيم كه ما را زنده نگاه مى دارد. اين نيروى حياتى در حالت سلامتى به حالت تعادل است و بدن را قادر مى سازد خود را هماهنگ سازد. هميوپاتى معتقد است زمانى كه اين نيروى حياتى از حالت تعادل خود خارج شود باعث ايجاد علائمى در ذهن و جسم و احساس ما مى شود مانند: سرما خوردگى، كهير يا افسردگى، كه در واقع علائم نشان دهنده عدم تعادل نيروى حياتى بدن است. انرژى درون دارو هاى هميوپاتى انرژى نيروى حياتى را تحريك مى كند و در واقع آن را متوجه عدم تعادل خود كرده و وادار به تعادل مى كند.

• استعداد و ميزان حساسيت افراد

اينكه افراد مختلف تا چه اندازه نسبت به بيمارى ها استعداد و حساسيت دارند و يا تا چه اندازه وجودى ضعيف دارند بسيار مهم است. بعضى افراد داراى ساختار شگفت انگيزى هستند كه به رغم نوع زندگى به ندرت در مقابل بيمارى ها تسليم مى شوند. ولى عده اى به هر بيمارى قابل تصورى حساسند اگرچه تغذيه سالم و متعادل داشته باشند و يا ورزش روزانه را انجام دهند. فاكتور هاى زيادى وجود دارند كه قدرت بدنى شما را نشان مى دهند. از مهم ترين آنها توارث ژنتيك است. ضعف ها و بيمارى هايى كه در يك فاميل ارثى است اغلب در نسل هاى بعدى هم ظاهر مى شوند و اينكه افراد متوجه مى شوند كه آنها هم داراى همان الگوى سلامتى اعضاى ديگر خانواده مى باشند. براى مثال: تمايل به آسم يا اگزما. عده اى افراد هم متوجه مى شوند كه فقط در بعضى زمينه ها استعداد ابتلا به بيمارى دارند .
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 20:28  توسط شجاعی نیا  | 

ضررهای عدم تحرک

 

كسانى كه زياد مى نشينند ذخيره ساز چربى ها هستند و كمتر از كسانى كه در تحرك مدام هستند داراى سلامتى اند. وقتى كسى روى مبل مى نشيند و به تلويزيون خيره مى شود تنفس وى بسيار سطحى است و همين امر ظرفيت مفيد شش ها را كاهش مى دهد و به معناى اين است كه اكسيژن كمترى در دسترس روده ها، ماهيچه ها، قلب و مغز مى باشد. قلب مانند ديگر عضلات ضعيف مى شود و در نتيجه قلب سخت تر كار مى كند تا خون كمترى را پمپاژ نمايد. متعاقب آن ديگر قسمت هاى بدن نيز دچار كمبود اكسيژن مى شوند. عدم فعاليت ميزان چربى هاى مضر را در خون بالا برده و ميزان كلسترول خوب خون را پايين مى آورد. حتى ماهيچه ها و عضلات روده ها آرام كار مى كند و يبوست افزايش يافته و روده ها خسته و از كارافتاده مى شوند. تركيب يك قلب خسته، مغز خسته و دستگاه گوارشى خسته شخص نيمكت نشين و ساكن را به گذراندن وقت بيشترى بر روى نيمكت خود تشويق مى كند. نتيجه ناراحت كننده اين است كه شخص نيمكت نشين بيشتر از دوستان لاغر خود تمايل به ماندن در حالت سكون و راكد خود را دارد. ورزش نه تنها براى سلامتى جسم خوب است بلكه براى مغز نيز فوق العاده است. مغز، يك مصرف كننده اصلى اكسيژن بدن مى باشد. به همين دليل است كه ۲۵ درصد از خونى كه قلب پمپاژ مى كند (كه در كودكان بيشتر نيز مى باشد) مغز استفاده مى كند. ورزش اكسيژن بيشتر را به مغز تحويل مى دهد و كمك مى كند تا همه بافت ها مخصوصاً بافت هاى مغز به طور مفيدتر و موثرترى از اكسيژن استفاده كنند و اين به معناى بهتر فكر كردن مى باشد. پمپاژ خون بيشتر به مغز ترشح و آزاد شدن گروهى از مواد شيميايى عصبى را كه مجموعاً فاكتورهاى رشد مغزى ناميده مى شود تحريك كرده و افزايش مى دهد. اين مواد توليد رابطين و ناقلين عصبى را بيشتر كرده و پايگاه هاى پذيرشى بيشتر براى پيام هاى مغزى دريافت مى سازند. ورزش نه تنها داروى باهوش و زيرك طبيعت است بلكه داروى ضد افسردگى نيز مى باشد. ورزش با تحريك آزادسازى و تشريح آرام بخش ها و ضددردها، هورمون هاى بدن را كه احساس خوبى به شما مى دهند قوى تر و پركارتر مى سازد.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1384ساعت 11:8  توسط شجاعی نیا  | 

تغذيه و بهداشت خانواده 

 

آيا در موقع خواب و استراحت مطلق، بدن به انرژي نياز دارد؟

 

در موقع استراحت و خواب اگرچه به ظاهر اعضاي بدن فعاليت بيداري و موقع كار كردن را ندارند ولي به نوبه خود به حداقل فعاليت مشغول خواهند بود. مثلا قلب به تلمبه كردن خون مشغول بوده و ريه ها طبق معمول اكسيژن را از طريق خون به بافتها ميرسانند. حتي در موقع خواب تمام دستگاه گوارش به هضم و جذب مواد غذايي مشغول بوده و آنزيم ها و هورمونهاي مختلف به موقع نقش خود را ايفا ميكنند تا انرژي و پروتئين و مواد قندي و املاح و ويتامين ها به بدن برسند. كبد ما در موقع استراحت يا خواب از فعاليت پيچيده خود در تغيير مواد غذايي جذب شده براي سوخت و ساز و ذخيره آن دقيقه اي دست نميكشد و كليه ها مشغول خارج‌ نمودن سموم بدن از طريق ادرار بي وقفه فعاليت مينمايند. اگرچه ماهيچه هاي بدن به ظاهر در آرامش به سر ميبرند ولي فعاليتهاي درون سلولي و بين بافتها به آرامي ادامه دارد و مغز و اعصاب به عنوان رهبر اركستر در تنظيم فعاليتهاي اعضاي بدن همان گونه عمل ميكنند كه در بيداري. بنابر اين بايد گفت موقعي بدن انسان نياز به انرژي ندارد كه مرده و تمام تشكيلات آن به هر دليلي از كار افتاده باشد. شكي نيست كه در موقع استراحت و خواب انسان نياز به انرژي زياد ندارد و حداقل انرژي يا انرژي مصرفي در حال استراحت يك انسان بالغ حدود 60 درصد مقدار انرژي روزانه است. اصولا جوانان و كودكان در موقع استراحت و خواب بيشتر از يك انسان ميانسال و كهنسال به انرژي نياز دارند چون بدن آنها مدام در حال رشد است و آقايان در موقع خواب و استراحت نسبت به خانمها به انرژي زيادتري نياز دارند و آن هم به علت بافتها و ماهيچه هاي بيشتر بدن آنهاست.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1384ساعت 17:25  توسط شجاعی نیا  |