تبليغاتX
زیست شناسی دامغان

زیست شناسی دامغان

سال 2009 سال بزرگداشت داروین

حس مرموز چشایی

 

زبان می تواند پنج طعم مختلف عمده را تشخيص دهد.!!  يک پرز چشايی واحد مسوول حس کردن تلخی و شيرينی است.

دانشمندان آمريکايی می گويند توانايی ما برای تشخيص شيرينی از شوری ممکن است در يک دسته واحد از سلول های مستقر در پرزهای چشايی نهفته باشد.

سلول های موجود در زبان چهار طعم اساسی - شيرينی، شوری، ترشی و تلخی- را به علاوه نمک های برخی اسيدها حس می کنند.

اما دانشمندان ساز و کار مورد استفاده اين سلول ها برای تبديل تحريک کننده ها به طعم را درک نمی کردند.

اکنون تيمی از محققان دانشگاه اوهايو به نشريه "اقدامات آکادمی ملی علوم" گفته اند که پيک های شيميايی در اين فرآيند نقش کليدی بازی می کنند.

آنها با مطالعه موش ها متوجه وجود دو پيک شيميايی - يکی برای شيرينی و يکی برای تلخی - در يک دسته واحد از پرزهای چشايی که در عقب زبان قرار دارد شدند.

دانشمندان، پيک شيميايی تلخی به نام "سی سی کی" را چند سال قبل کشف کرده بودند.

اما اين نخستين بار است که آنها مواد شيميايی مسوول درک شيرينی به نام "نوروپپتايد وای" (NPY) را در پرزهای چشايی زبان کشف می کنند.

 

چگونه می چشيم

 

پرزهای چشايی - توده های ريزی که روی زبان قرار دارد - خوشه هايی متشکل از 50 تا 100 سلول هستند.

الياف عصبی، هر پرز را به مغز وصل می کنند تا علائم مربوط به طعم ارسال شود، اما تنها معدودی از سلول ها در هر پرز با اين الياف تماس دارند.

بنابراين دانشمندان تصور می کنند که سلول هايی که به الياف عصبی متصل نيستند بايد راه ديگری برای ارسال علائم داشته باشند.

دکتر اسکات هرنس و تيم تحت نظر او معتقدند که پيک های شيميايی "سی سی کی" و "ان پی وای" پاسخ اين معما هستند.

مطالعات آنها نشان می دهد که "سی سی کی" احتمالا به آن دسته از سلول های همجوار، که به الياف عصبی متصل هستند، پيام می دهد که درحال حس کردن يک طعم تلخ روی زبان است، درحالی که "ان پی وای" اين سلول ها را از وجود شيرينی آگاه می کند.

دکرت هرنس گفت: "بهت انگيز بود که می ديديم 'ان پی وای' دقيقا برعکس 'سی سی کی' عمل می کند. اما اين باعث می شود که مغز پيام صريحی از اينکه چه نوع طعمی در دهان است دريافت کند."

منبع : سایت BBC

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1384ساعت 17:19  توسط شجاعی نیا  | 

عمليات انتحاری قورباغه ها

  

:چند هفته است پديده مرموزی که بيشتر دور وبر درياچه ای در هامبورگ اتفاق می افتد، در رسانه ها مورد بحث قرار می گيرد. موضوع از اين قرار است که قورباغه ها حدود نيمه های شب شروع می کنند به باد کردن.. باد کردن، و بزرگ و بزرگ تر شدن تا ناگهان بالاخره به حالت انفجاری می ترکند. قبل از انفجار حجم آن ها به سه برابر و نيم می رسد و فشار انفجار ی به حدی است که دل و روده های قورباغه ها در دايره ای به شعاع يک متر پخش می شود.

موضوع منحصر به يک يا چند قورباغه نيست. بلکه حرف از هزارها قورباغه است.به طوريکه دل و روده های پخش شده سطح شهر را به کثافت کشيده و برای شهرداری مشکل ايجاد می کند. اين پديده مرموز بيش از همه دور و بر حوضچه آلتونا در هامبورگ روی می دهد ولی حالا قورباغه ها ی منفجر شونده در دانمارک هم ديده شده اند.

طبیعتاً دسته ای از دامپزشکان و محققین فورا به اين محل شتافتند تا راز اين انفجار عجیب و غريب را که اخبار آن در رسانه های گروهی جهان پيچيده است، پيدا کنند. بعضی ها تمام شب کشيک کشيدند، ولی بيشتر جواب ها فقط تئوری بود، ورنر اسمولنيک که يکی از کارکنان حفاظت از طبيعت شهر است به بی بی سی گفت علت بايد ابتلا قورباغه ها به يک بیماری ویروسی يا قارچی باشد.

مکانيسم دفاعی

اما سرانجام يک دامپزشک آلمانی به جای اين که سرخودش و مخاطبانش را با بحث و نظر گرم کند، راست رفت سراغ واقعيت و راز اين پديده عجيب را کشف کرد. اين دامپزشک که فرانس موچمان نام دارد و يکی از پژوهشگران برجسته آلمان در مورد حيات قورباغه هاست به روزنامه اينديپندنت انگليس گفت رفته است قورباغه هايی را که می ترکند معاينه کرده و مشاهده نموده روی پشت همه ی آن ها - درست در جايی که کبد حيوان قرار دارد- دايره ای که اثر گاز گرفتن است را مشاهده کرده است. ولی چيزی که کشف او را بيش از پيش هيجان انگيز می کند اين است که همه کالبدهايي را که معاينه کرد فاقد کبد بودند. جای گازها هم اثر منقار پرنده است. درست حدس زديد: کلاغ، دشمن درجه يک قورباغه پشت ماجرا قرار دارد.

قبلا هم بعضی از رسانه ها مثلا خبرگزاری فرانسه گزارش داده بودند اين پديده ممکن است يک مکانيسم دفاعی باشد، و حتی اضافه کرده بودند که قورباغه ها با اين کار سعی می کنند کلاغ ها را فراری بدهند. وشاهد آورده بودند که کم شدن کلاغ ها بعد از ترکيدن دسته جمعی هزاران قورباغه اين فرض را تاييد می کند.

اما فرانس موچمان توضيح دقيق تری دارد. او می گويد کلاغ جانور زرنگی است و می داند پوست قورباغه سمی است و کبد قورباغه تنها قسمت با ارزش بدن اوبرای شکار است. همين امر دليل منفجر شدن قورباغه ها را نيز توضيح می دهد. قورباغه ها فقط بعد از اين که کبدشان از دست رفته متوجه می شوند که مورد حمله کلاغ ها قرار گرفته اند. آن وقت به عنوان يک مکانيسم دفاعی شروع می کنند به باد کردن. ولی چون قورباغه فاقد دنده است و کبدش هم از بين رفته، بنابراين چيزی باقی نمی ماند تا کالبد را به هم پيوسته نگاه دارد. شش ها باد می کنند، باد می کنند تا وقتی که قورباغه بترکد.

اين پديده کاملا ناشناخته نيست و قبلا هم انفجار قورباغه ها گزارش شده بود، در همين شمال آلمان در 1968 و همين طور در دانمارک، بلژيک و آمريکا هم انفجار قورباغه ها سابقه داشت.

موچمان اين فرض را مطرح می کند که حمله کلاغ ها در فصل جفت گيری قورباغه ها صورت می گيرد و وقتی قورباغه ها سرگرم کار خود و غافل و از خود بيخود شده اند، کلاغ ها از فرصت استفاده کرده و به آن ها حمله می کنند و کبدشان را می دزدند. داستان دارد شبيه قصه هايی در می آيد که برای حيوانات ساخته اند. در ادبيات فولکلور بسياری از کشورهای غربی قورباغه سمبل عشق و محبت به شمار می آيد. گاهی هم آن را به همان شاهزاده رويايی تشبيه می کنند که وفا و دلدادگی اش مقامش را مفيد مىكند , و به خاطر همان می آيد و دختر طلسم شده را با بوسه ای از خواب جادو بيدار می کند. شايد به خاطر داستان های تورات قورباغه ها سمبول افشای دروغ هم به شمار می روند. اما کلاغ هم در ادبيات عاميانه سمبل هوش و زرنگی است. البته اين ها مربوط به ادبياتی است که با نيت خير برای حيوانات صفت می تراشد.

اما اين روزها و در جنگل رقابت دندان به دندان و جنگ همه با هم، گويا نيت خير اعتبارش را نزد آدميزاد ازدست داده است. و در چنين روزهايی داستان انفجار قورباغه ها بلافاصله عمليات انتحاری را به خاطر می آورد. ولی اگر اين تشبيه را قبول داشته باشيم، به خاطر رعايت حق و انصاف در مورد قورباغه ها و کلاغ ها حتما بايد يادمان باشد در جنگلی که آدمی زادگان ساخته اند عملیات دفاعی و تهاجمی هردو از صداقت "حيوانی" بی بهره و پر است از شرارت "انسانی."

در جنگل انسانی در عملیات دفاعی انتحار کنند گان برخلاف قورباغه ها فقط خود را از بین نمی برند بلکه نفرات دشمن و خیل شهروندان بی گناه و غیرنظامی هم را به ديار نيستی می فرستند.( مانند وقایع عراق ) و در عملیات تهاجمی، مهاجمان برخلاف کلاغ ها فقط به فکر برداشتن لقمه ای بدون آلودگی به سم برای سير کردن شکم خالی مانده خود نيستند، بلکه در اختراع وسايل ويرانگری و نابودی انسان و دستاوردهايش، طبيعت و خدايان قهر را انگشت به دهان و حيران گذاشته اند.

دانشی که هنوز نتوانسته علت و درمان سرطان را بشناسد، اما وسايلی کشف کرده که با سرعتی غير قابل مقايسه با طاعون و وبا و همه بيماری های واگير دار ديگر تاريخ آدم می کشد، ساخته هايش را ويران و طبيعتش را آلوده می کند و زمين را به طرف نابودی می برد.

البته در اين سال اینشتاین باید تاکید کرد دانش در اين مورد بی گناه است. لعنت به شرارتی که "علمی" می شود. و برای پالايش نام بزرگوارانی که برای خدمت به مردم به دانش روی آورده و می آورند، يادآوری تلاش های اينشتاين، اپن هايمر، لئو پولد آينفلد و دانشمندان ديگر برای ممانعت از تبديل دانش به سلاح کشتار جمعی يک گام کم زحمت ولی با ارزش است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم تیر 1384ساعت 9:42  توسط شجاعی نیا  | 

                                 120942.jpg

 

يك گروه از محققان با بررسى نحوه آشكار شدن اثر بخش هاى مختلف مولكول DNA به اين نكته پى برده اند كه مولكولى كه سنگ بناى اصلى حيات جانداران به شمار مى آيد، با مكانيسمى حساب شده فعاليت بخش هاى مختلف خود را كنترل مى كند. يك گروه از زيست شناسان از دانشگاه راكفلر در نيويورك به سرپرستى «رابرت رودر» با بررسى ساختار درونى مولكول DNA به نتيجه جالب توجهى درخصوص نحوه عمل اين مولكول دست يافته اند. مولكول DNA كه از دو رشته مارپيچ به هم تابيده شده به طول چند متر تشكيل شده در درون سلول به صورت كاملاً فشرده و بسته بندى شده در درون ساختار كوچكى موسوم به كروماتين جاى گرفته است. خود اين ساختار با كمك پروتئين هايى به نام هيستون پايدارى و ثبات خود را حفظ مى كند. ژن هاى متعددى كه ژنوم آدمى را تشكيل مى دهند در بخش هاى مختلف روى مولكول DNA جاى گرفته اند. اين ژن ها از حيث اندازه و شمار اجزا با يكديگر تفاوت دارند. زمانى كه قرار است يك ژن خاص فعال شود، پروتئين هاى هيستونى كه در اطراف آن واقع هستند دچار تغييرات شيميايى مى شوند. همين تغييرات به مولكول DNA اجازه مى دهد تا اثر آن ژن خاص را در آن ناحيه از رشته دراز خود آشكار سازد. تغيير شيميايى هيستون ها، مشتمل بر تغييرات ديگرى از جمله اضافه شدن گروه مولكول هايى ياستيل و  متيل با استفاده از آنزيم هاى خاص است. «رودر» و همكارانش در بررسى خود به اين نكته پى بردند، تغييراتى كه در هر ناحيه از مولكول DNA رخ مى دهد به صورت مستقل از تغييرات ديگر واقع نمى شود بلكه همه اين تغييرات به نحو دقيقى با يكديگر هماهنگ هستند و در تركيب با يكديگر روى مى دهند. اين محققان يك مجموعه پايدار و باثبات از مولكول هايى با ساختار پيچيده را در درون مولكول DNA، مجزا كردند و اثر آن را مورد بررسى قرار دادند. اين مجموعه شامل آنزيم هايى چون متيل ترانسفراز و ياستيل ترانسفراز هستند كه در آشكار شدن اثر مولكول هاى متيل و استيل نقش دارند.

منبع : روزنامه شرق

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1384ساعت 11:13  توسط شجاعی نیا  | 

مطلب زیر از سایت بی بی سی می باشد و مسئولیت صحت  آن بر عهده دولت فخیمه بریتانیای کبیر !!! ( انگلیس فعلی )می باشد.

 

زنان در مقابل درد حساس تر هستند!!!؟

 

آستانه احساس و تحمل درد در زنان پايين تر است .

تحقيقات تازه حاکی است که برخلاف پندار عمومی، وقتی نوبت به درد کشيدن می رسد زن ها از مردها حساس تر هستند.

دانشمندان دانشگاه بث (Bath) می گويند زنان نه تنها درد را زودتر احساس می کنند بلکه در برابر آن مقاومت کمتری دارند.

زنان تمايل دارند بر جنبه های روانی درد تمرکز کنند که باعث تشديد آن می شود، درحالی که مردان عادت دارند بيشتر به جنبه جسمانی آن توجه نشان دهند.

يافته های اين گروه بر يک رشته آزمايش در 50 مرد و زن که با استفاده از محرک هايی مانند آب يخ انجام شد استوار است.

از داوطلبان خواسته شد بازوی خود را برای دو دقيقه در آب گرم فرو کنند و سپس همان بازو را برای دو دقيقه يا تا زمانی که تحمل دارند در آب يخ نگاه دارند.

در اين آزمايش زنان درد را بسيار زودتر از مردان حس کردند و تحمل کمتری در مقابل آن نشان دادند.

به علاوه وقتی از مردان خواسته شد درباره جنبه های حسی (فيزيکی) درد فکر کنند نه احساسات مرتبط با آن، درد آنها کاهش يافت.

اين ترفند هيچ فايده ای در مورد زنان نداشت.

 

درد بيشتر

دکتر اد کيوگ محقق اصلی اين مطالعه و روانشناس در "واحد کنترل درد" در دانشگاه بث گفت: "مطالعه ما نشان داد که درحالی که تمرکز بر جنبه های فيزيکی درد در مردان باعث افزايش تحمل آنها نسبت به درد شد، اما بعيد بود اين شيوه در زنان موثر باشد."

"زنانی که بر جنبه های روحی درد تمرکز می کنند ممکن است عملا درد بيشتری احساس کنند، احتمالا به اين دليل که احساسات مرتبط با درد منفی است."

وی به نشريه "پين" گفت که چگونه شواهد فزاينده نشان می دهد که تعداد مقاطع همراه با درد که يک زن به طور متوسط در زندگی تجربه می کند "بيش از مردان است" و زنان درد را در نواحی متعددتر بدن و در هر مقطع به دفعات بيشتر تجربه می کنند.

دکتر بورلی کولت از انجمن درد بريتانيا گفت که اين يافته ها مويد مطالعات قبلی است.

وی گفت: "آستانه درد در زنان معمولا پايين تر از مردان است. همچنين می دانيم که تعداد زنانی که برای درمان درد به درمانگاه ها مراجعه می کنند بسيار بيش از مردان است."

 

هورمون ها

با اين حال وی تاکيد کرد که مساله بسيار پيچيده است.

وی گفت نظريه های زيادی برای توضيح اين اختلاف ميان زن و مرد وجود دارد.

يک نظريه می گويد از آنجا که زنان ذاتا دارای حس غمخواری هستند آمادگی بيشتری برای تشخيص درد در خود دارند که همچون زنگ خطری نسبت به وجود مشکلی جدی که ممکن است توانايی آنها در مراقبت از ديگران را مختل کند عمل می کند.

يک نظريه ديگر می گويد که مساله به اختلافات هورمونی مربوط می شود.

دکتر کولت در اين مورد گفت: "می دانيم که آستانه درد در زن ها در طول دوره تناوب قاعدگی نوسان می کند. زنانی که پس از يائسگی تحت هورمون درمانی قرار می گيرند معمولا بيش از ساير زنان از مشکلات مربوط به درد رنج می کشند."

وی افزود: "به تحقيقات بيشتری در اين زمينه نياز است. اين کار بی نهايت مهم است زيرا اکثر داروهايی که برای درمان درد استفاده می کنيم روی مردان آزمايش شده است. شواهدی وجود دارد داير بر اين که زنان نسبت به مردان به انواع متفاوتی از مسکن ها واکنش نشان می دهند."

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1384ساعت 12:20  توسط شجاعی نیا  | 

• جلسه ورزشى

زمان جلسه ورزشى، هرقدر كه باشد، ،۲۰ -۳۰  الى  ۴۰  دقيقه، بايستى قبل از شروع آن گرم كردن (نرمش) و پس از خاتمه آن نيز آرام كردن ورزشى انجام داد. گرم كردن موجب چندين اثر مى شود. نرمش موجب تغيير مسير خون به عضلات در حال ورزش مى شود، ميزان ضربان قلب و تنفس را به تدريج افزايش مى دهد و كمك مى كند كه عضلات و مفاصل خشك و سفت را نرمتر كند. يك نرمش خوب مى تواند پياده روى آرام يا دوچرخه سوارى به مدت  ۵  الى  ۱۰  دقيقه باشد كه با كشش هاى ملايم گروه هاى بزرگ عضلانى دنبال شود. پس از ورزش شديد، خون تمايل دارد كه در اندام هاى تحتانى تجمع يابد مگر آنكه يك دوره آرام كردن ورزشى مناسب قبل از نشستن يا خوابيدن انجام شود. اين مهم ممكن است شامل پياده روى آهسته، كشش هاى ملايم تر و يا انجام همان فعاليت هاى ورزشى با سرعت و شدت كمتر در عرض پنج الى ده دقيقه باشد. به افرادى كه مسن هستند يا از بيمارى عروق كورنر رنج مى برند، توصيه مى شود، كه ورزش را در ضربان قلب كمترى آغاز نمايند و به تدريج آن را به  ۷۰  درصد يا بيشتر افزايش دهند، در صورتى كه ضربان از اين ميزان بيشتر شد، عاقلانه هست كه آن را كاهش دهند و اگر دچار درد سينه، گيجى و عود بيمارى قلبى شدند سريعاً آن را قطع و به پزشك مراجعه نمايند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1384ساعت 9:4  توسط شجاعی نیا  | 

نویسنده: سید عمید مظاهری يکشنبه 12 تير1384 ساعت: 20:53

آیا شما شایسته می دانید حرمت افراد بی ادعا که سالها بدون چشمداشت و جنجال برای کار کرده اند، توسط دانش آموزانی که در آزمون پذیرفته نشده اند خدشه دار شود؟ آیا به این می گویید خبر؟ مثل این است که هتک هیثیت افراد با دروغ و تهمت داغ ترین دستمایه بعضیها شده و سهلترین کار در این جامعه است. پناه بر خدا

نوشته فوق را آقای سید عمید مظاهری ( آنطور که خودشان معرفی کرده اند) در قسمت نظرات قرار داده اند. ظاهرا ایشان از ما به خاطر قرار دادن خبر المپیاددلخورند. ای کاش ایشان مشخص می کردند جزو دست اندرکاران برگزاری المپیاد زیست شناسی هستند که اینگونه ناراحت شده اند؟  و اگر اینگونه هست بجای ناراحت شدن مستدل پاسخ می دادند و خواننده های این خبر و ما را از واقعیت مطلع می ساختند. و اگر هم جزو دست اندرکاران و مطلعین اصل جریان نمی باشند که ...!! ولی آنچه مسلم است خبر رسانی بد نیست و آنچه بد است پنهان کردن واقعیتهایی است که با سرنوشت افراد بازی می کند و حق هایی است که پایمال می شوند. باز هم از این دوست عزیز پوزش می خواهیم که در اینجا پاسخی مختصر دادیم. ( زیرا ایشان e.mail یا آدرسی نگذاشته بودند که خصوصی با ایشان تماس بگیریم و ...)

و نکته ایی که در پایان برایمان سوال است اینه که : چرا در کشور ما هر کسی بابت کاری که وظیفه اش است و تازه نصفه و نیمه  انجام می دهد انتظار تقدیر و تشکر دارد و آن را منتی بر سر مردم می داند؟

شما می دانید چرا؟

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1384ساعت 11:9  توسط شجاعی نیا  | 

خبری !؟! در مورد المپیاد زیست شناسی  از سایت بازتاب ( در باره صحت آن مسولین جواب بدهند )

برای دیدن متن کامل خبر اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1384ساعت 12:38  توسط شجاعی نیا  | 

رابطه مصرف ماست و لاغری

پژوهشگران دانشگاه تنسي اين هفته گزارش در مجله International Journal of Obesity به چاپ رسانيده اند كه بيانگر رابطه مصرف ماست و از دست دادن وزن بدن است. در اين بررسي ثابت شده كه افرادي كه روزي سه بار ماست بي چربي ميخورند 22 درصد بيشتر از ديگران وزن كم كرده و 61 درصد از اين وزن از دست رفته مربوط به چربيهاي اضافي بدن بوده است. به عبارت ديگر ماست بدون چربي ميتواند چربي اضافي بدن را مصرف نمايد و بسوزاند. خاصيت ديگر استفاده از ماست براي وزن كم كردن، نگهداري تعادل كلسيم بدن است چون ماست حاوي مقدار زيادي كلسيم با كيفيت بالا است كه قادر است در بهبودي استخوانهاي بدن نقش مهم ايفا نموده و همچنين در پايين آوردن فشار خون بالا موثر باشد. جالب اينكه مصرف ماست بيشتر در از دست دادن چربي اطراف شكم كارايي داشته و چربي و سنگيني اين قسمت از بدن را از بين ميبرد.

رژيم هايي غذايي زيادي وجود دارند كه تقريبا هيچكدام از آنها بدون عوارض جانبي نميباشند و از نظر علمي درست نيستند زيرا اكثر آنها باعث از دست دادن ماهيچه هاي بدن ميشوند در حالي كه رژيم غذايي ماست ميتواند بر روي بافتهاي چربي بدن اثر گذاشته و با سوزاندن آنها در بدن موجب كاهش وزن شود.

اين بررسي جالب بر روي 34 نفر از افراد چاق و به مدت 12 هفته انجام گرفته است. 

+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1384ساعت 11:13  توسط شجاعی نیا  |