نوروز زيبا و خاطره انگيز بر شما مبارك
گروه زيست شناسي دامغان
سال 2009 سال بزرگداشت داروین
نوروز زيبا و خاطره انگيز بر شما مبارك
گروه زيست شناسي دامغان
رنگ مو و خطر ابتلا به سرطان
طبق آخرین مدارک به دست آمده کسانی که از رنگ های ثابت استفاده می کنند مبتلا به سرطان مثانه می شوند و ریسک آن را زیاد می کنند. این نوع مواد معمولا سرشار از پروکسید هیدروژن هستند. اما رنگ هایی که موقتی و نیمه ماندگار هستند چنین موادی را ندارند و مصرف آن معمولا بی خطر است. بیشترین خطر بخاطر وجود موادی است که توسط پوست جذب می شود و از طریق ادرار دفع می شود اگر این ماده شکسته نشود (از لحاظ ساختاری) و وارد مثانه شود باعث خرابی سلول های مثانه شده و سرطان مثانه بروز می کند. اگر شما مطمئنا می خواهید از تمام خطرات دوری کنید باید از رنگ موهای موقت استفاده کنید.
مارماهی الکتریکی
(نام علمی: electrophorus electricus) جاندار آبزی و مهره داری است از رده شعاعبالهها، راسته برقماهیان (Gymnotiformes)، خانواده کاردماهیان پشتبرهنه (Gymnotidae).
مارماهی برقی غیر عادیترین گونه ماهی هاست. این ماهی قادر است شوکهای الکتریکی قوی تا 600 ولت تولید کند و از آن برای شکار و دفاع از خود استفاده کند. این ماهی در طبقه خود (طبقه مارماهی های الکتریکی امریکای جنوبی) به عنوان یک شکارچی درجه یک شناخته شده است بطوریکه هیچ جانور دیگری جرات ندارد که برای خوردن این نوع ماهی خطر مرگ بهوسیله جریان برق را به جان بخرد.
مار ماهی الکتریکی را میتوان در حوضه رود آمازون و رود ارینوکو و همچنین نواحی اطراف آنها یافت. طول این ماهیها به 5/2 متر و وزن آنها به 20 کیلو گرم میرسد، البته طول اکثر این ماهیها از یک متر تجاوز نمیکند. این گونه ماهیها بدن دراز و کشیده استوانه مانندی دارند که با تعدادی پولک پوشیده شده، سر آنها تخت و رنگ بدنشان سبز مایل به خاکستری است که هر چه به قسمتهای زیرین بدن نزدیک میشود به زردی میگراید. همانطور که از توصیفات بر میآید این گونه ماهیها ظاهر زیبایی ندارند.
مارماهی الکتریکی ترجیح میدهند که کف گل آلود آبهای آرام زندگی کنند. این ماهیها هوا تنفس میکنند و برای اینکار حدوداً هر 10 دقیقه یکبار به سطح آب میآیند و پس از بلعیدن هوا دوباره به کف رودخانه باز میگردند.
مار ماهی الکتریکی ضربانهای الکتریکی منحصر بفرد خود را به گونهای شبیه باتری بو جود در میآورد که در آن تودهای از بشقابکها جریان برق تولید میکنند. این ماهیها بهوسیله توده صفحات الکتریکی (حدود 500 تا 600 صفحه) قادر است شوکهای الکتریکی با ولتاژ 500 و جریان یک آمپر تولید کند. اگر چه گزارشها نشان میدهد که جا نورانی هم وجود دارند که قادرند ولتاژ های بالا تری تولید کنند ولی این موضوع اصلاً مهم نیست چرا که همین مقدار جریان میتواند هر جانوری را بی حس و یا از حمله منصرف کند.
ماهی های جوان تر ولتاژ های کمتری (در حدود 100 ولت) تولید میکنند. این ماهیها قادرند شدت برق خروجی را تغییر دهند مثلاً برای شکار جریانهای برق کمتر و برای بی حس کردن شکار و دفاع از خود جریان های برق بیشتری تولید کنند.
از آنجائیکه این گونهها قادرند در هنگام آشفتگی و سراسیمگی شوکهای الکتریکی متناوب و قوی را در مدت زمان طولانی (دست کم یک ساعت) تولید کنند بدون اینکه نشانهای از خستگی در آنها دیده شود، محققان علاقمند ند که دقیقا از چگونگی آن مطلع شوند.
گربه ماهی الکتریکی (Malapterurus electricus) و ماهی چهارگوش الکتریکی (Torpedo mamorata T.californica) از جمله گونههای مشابه مارماهی الکتریکی بشمار میآیند.
اگر چه این مار ماهیها در طبقه خود معمول و متداول هستند و در اکثر اکواریومهای عمومی یافت میشوند، ولی عادت آنها در تولید شوک های الکتریکی حتی هنگامی که به آرامی لمس میشوند. باعث شده است که نگهداری آنها توسط اکثر آماتور ها در خانه خطرناک بنظر برسد. علاوه بر این بخاطر ابعاد بزرگ این ماهیها نگهداری آنها برای اکثر افراد غیر ممکن است و فقط کسانی قادرند از آنها نگهداری کنند که واقعاً به اینکار علاقمند باشند.
کشورهایی همچون استرالیا شدیدا نگهداری این ماهیها را ممنوع کردند چرا که ممکن است این ماهیها به حیات وحش فرار کنند و به یک خطر عمومی تبدیل شوند.
افزايش شديد توليد زبالههای بيمارستانی در ايران'![]()
يک گزارش جديد علمی نشان میدهد حجم زبالههای عفونی بيمارستانی در ايران طی چهار سال گذشته بيش از چهار برابر شده است.
نشريه مديريت پسمان (زباله) در شماره ۲۷ خود که در ماه ژانويه منتشر شد گزارشی را به چاپ رسانده که نشان میدهد روند توليد زبالههای آلوده به مواد عفونی که در سال ۲۰۰۳ کمی بيش از ۱۰۰ هزار تن بوده اکنون چهار برابر شده و تا سال آينده ميلادی به بيش از پنج برابر خواهد رسيد.
بر اساس يافتههای اين تحقيق که توسط سه پژوهشگر دانشگاه صنعتی خواجه نصيرالدين طوسی در تهران و با همکاری مرکز آمار ايران انجام شده است، تنها در سال ۲۰۰۲ استان ايلام در غرب ايران با توليد روزانه ۸/۴ کيلوگرم زباله به ازای هر تخت در صدر جدول توليد کنندگان زبالههای بيمارستانی در ايران بوده است.
پس از ايلام دو استان گلستان و لرستان با توليد کمی بيش از ۴ کيلوگرم زباله در روز به ازای هر تخت بيمارستانی در ردههای بعدی بودهاند.
اين آمار در مورد استان تهران کمترين ميزان زباله بيمارستانی (۶۷/۲ کيلوگرم در روز به ازای هر تخت) را نشان میدهد.
گرچه اين گزارش به علل تفاوت در ميزان توليد زباله بيمارستانی در استان های مختلف اشاره نمی کند اما صرفنظر از تفکيک استانی توليد زباله بيمارستانی، آنچه بيش از همه اهميت دارد افزايش سالانه زباله بيمارستانی در ايران است، نکته ای که از سال ۲۰۰۲ ميلادی مورد توجه جدی بوده است.
هشدار
سه محققی که اين تحقيق را منتشر کردهاند هشدار میدهند که اگر برای دفع بهداشتی زبالههای بيمارستانی در ايران و آموزش افراد دست اندرکار زبالههای بيمارستانی اقدامی صورت نگيرد در آينده نزديک بخشی از محيط زيست ايران دچار آلودگیهای غير قابل بازگشت خواهد شد.
به عنوان مثال بنا بر يک گزارش تحقيقی که توسط خبرگزاری ايسنا در سال ۲۰۰۲ منتشر شد فقدان اتاقکهای مخصوص نگهداری زباله در ۹۶ درصد از مراکز بيمارستانی تهران منجر به صدور حکم پلمب ۵ بيمارستان بزرگ شهر تهران شده بود.
اما گزارش تازه میگويد تا سال ۲۰۰۸ ميلادی ميزان توليد زباله بيمارستانی در ايران به مرز ۷۰۰ هزار تن خواهد رسيد و چنانچه توليد زباله به همين روال ادامه يابد تا ۲۰ سال آينده کوهی از زبالههای خطرناک بيمارستانی به وزن ۵/۳ (سه و نيم) ميليون تن در ايران توليد میشود.
اگر اين ميزان رشد حجم توليد زباله بيمارستانی با عدم دفع صحيح آن همراه شود، می تواند بهداشت عمومی را بيش از پيش به خطر اندازد.
آنچنان که گزارش جديد میگويد بر مبنای محاسبات مهندسی محيط زيست، ميزان زبالههای آغشته به ضايعات عفونی در ايران تا سال آينده ميلادی به ۴۷۰ هزار تن خواهد رسيد و اين نوع زباله بيشترين حجم زبالههای بيمارستانی را به خود اختصاص خواهد داد.
يا اين همه پژوهشگران اذعان دارند که به دليل فقدان اطلاعات کافی درباره نحوه جمعآوری و امحاء زبالههای بيمارستانی در ايران هنوز به درستی نمیتوان در مورد چگونگی سامان دهی اين گونه زبالهها در ايران اظهار نظر کرد.
محمد رضا صبور، امير محمدی فرد و حميدرضا کاملان سه محققی که اين تحقيق را منتشر کردهاند در انتهای گزارش خود هشدار میدهند که اگر برای دفع بهداشتی زبالههای بيمارستانی در ايران و آموزش افراد دست اندرکار زبالههای بيمارستانی اقدامی صورت نگيرد در آينده نزديک بخشی از محيط زيست ايران دچار آلودگیهای غير قابل بازگشت خواهد شد.
'آلودگی برخی گونه های پرندگان در ايران به جیوه'
کوچک شدن چنگالها، کم شدن زمان مراقبت از تخم و اندازه تخم از پيامدهای آلودگی است
یک گزارش جدید زیست محیطی از آلودگی ۱۸ گونه از پرندگان ایرانی به ترکیبات جیوه خبر میدهد.
نشریه "تحقیقات محیط زیست" که در آمریکا منتشر می شود در آخرین شماره خود در فوریه ۲۰۰۷ نتایج یکی از تازهترین مطالعات انجام شده بر روی پرندگان ایرانی را منتشر کرده است.
این تحقیق جدید که با هدایت دو پژوهشگر برجسته ایرانی در زمینه محیط زیست، دکتر عباس اسماعیلی ساری و دکتر بهرام کیابی، انجام شده نشان میدهد آلودگی منطقهای وسیع از مناطق داخلی استان خوزستان تا کرانههای خلیج فارس به انواع آفتکشها، علفکشها و نشت مواد شیمیایی از مجتمع پتروشیمی بندر امام، منجر به آلودگی ۱۸ گونه از پرندگان ایرانی به ترکیبات جیوه شده است.
میانگین آلودگی گزارش شده برای این ۱۸ گونه در حدود ۹/۰ (نه دهم) میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن پرندگان بوده در حالی که این مقدار برای پرندگان شکاری به ۲/۱ (یک ممیز دو دهم) میلی گرم و به طور خاص برای "چرخ" که پرندهای شکاری از خانوادهی شاهین به شمار میرود به بیش از ۲ میلی گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن پرنده میرسد.
اثر عمده جیوه بر پرندگان در ایجاد تغییراتی نظیر کوچک شدن اندازه چنگالهای پرنده، کم شدن زمان مراقبت از تخم و اندازه تخم، کاهش زاد و ولد و بالاخره طول عمر کوتاهتر برای جوجههاست.
ردیابی جیوه در بدن پرندگان از طریق آزمایش پر آنها صورت میگیرد. در حقیقت ارتباط میان شریانهای خونی با پرها منجر به انتقال آلودگیهای موجود در خون به پرها میشود. به این ترتیب پر پرنده همواره شاخصهای مناسبی برای ارزیابی نوع و میزان درگیری جانور با آلودگیهای زیست محیطی به شمار میرود.
مطالعه مشابهی که در سال ۲۰۰۰ توسط پژوهشگران دانشگاه میلان در ایتالیا صورت گرفت نشان از آلودگی انواعی از پرندگان شکاری به فلزات سنگین نظیر جیوه، سرب و کادمیوم در دو کشور پاکستان و هند داشت. بنابراین آلودگی وسیع منطقهای به چنین فلزاتی دور از انتظار نبوده است.
بر اساس گزارش جدید میزان آلودگی در پرندگان گیاهخوار در پايين ترين حد قرار دارد اما در پرندگان شکاری بیمهرهخوار و بعد در میان پرندگان شکاری که از مهرهداران کوچک تغذیه میکنند افزایش مییابد.
چنین افزایش تدریجی حاکی از شدت آلودگی گیاهان و جانوران کوچک مهرهدار به ترکیبات جیوه است.
گرچه پژوهشگران میگویند یافتههای آنها در مقایسه با سایر مطالعات انجام شده نشان دهنده آلودگی کمتر پرندگان ایرانی است با این همه اعلام کردهاند که وجود ترکیبات جیوه در پر پرندگان حکایت از وجود آلودگی در سطح گستردهتری در منطقه دارد.
آیا چشم دریچه روح است؟
طرح و نقش عنبیه چشم ممکن است بتواند اسرار شخصیت شما را فاش کند![]()
پژوهشگران سوئدی می گويند ممکن است از طريق مطالعه بر روی عنبیه چشم اشخاص، به شخصيت آنان پی برد.
اين پژوهشگران توانسته اند طرح ها و شکل هايی در عنبیه چشم که نشان دهنده خوش قلبی، اعتماد، عصبی بودن يا بی اختيار بودن شخص است را شناسايی کنند.
گروهی از پژوهشگران دانشگاه اوربروOrebro University، با تحقيق بر روی عنبیه چشم ۴۲۸ نفر به اين نتيجه گيری رسيده اند.
کارشناسان می گويند این مطالعات روانشناسی- بيولوژيکی نشان می دهد که دست کم برخی از جنبه های شخصيت فرد ژنتيکی است.
در اين بررسی از نزديک عکس هايی از عنبیه چشم شرکت کنندگان در اين تحقيقات برداشته شد و سپس از آنان خواسته شد که در ارتباط با خصوصيات فردی خود، پرسشنامه هايی را تکميل کنند.
پژوهشگران سپس فرورفتگی ها و خط ها و چين هايی را که در لبه خارجی عنبيه هنگام بازشدن و گشاد شدن مردمک چشم ايجادمی شود، مطالعه کردند و نتيجه گيری کردند که با توجه به شکل آنها می توان گفت که آيا شخص ملايم، خونگرم، عصبی يا بی اختيار است.
به گفته اين پژوهشگران ژنی که PAX6 خوانده می شود نيز می تواند در اين مورد نقش مهمی داشته باشد. اين ژن شکل گيری عنبيه را در جنين کنترل می کند.
تحقيقات قبلی نشان داده بود که تغيير شکل دادن اين ژن، موجب تضعيف مهارت های اجتماعی شخص می شود.
دکتر جورج فيلدمن استاد روانشناسی، می گويد اين يافته ها بسيار مهم است زيرا نشان می دهد برخی از جنبه های شخصيت فرد پايه ژنتيکی دارند و به همین جهت مشخص کردن آنها حايز اهميت است.
دکتر فيلدمن می گويد به اين ترتيب می توان گفت ضرب المثل قديمی که 'چشم دريچه روح است' مبنای ژنتيکی دارد.
به عقيده دکتر فيلدمن بعيد نيست که در آينده سرويس های امنيتی از اين تکنيک برای تجزيه و تحليل خصوصيات روانی مردم استفاده کنند.
البته دکتر فيلدمن خاطرنشان می سازد که سرويس های امنيتی بايد در استفاده از اين تکنيک بسيار محتاط باشند چون نمی توان کسی را صرفا براساس مشخصات عنبيه اش دستگير کرد.