انسان اينجا هم نه تنها است و نه بهترين
عشق با احتساب تنوع شگفت انگيز اشكال و تفاوت هاى ريز و درشت اش احتمالاً پيچيده ترين تمامى عواطف و هيجانات است. در دورنمايى كه در آن علم و فن شاعرى به هم مى رسند مى توان عشق والدينى، عشق فرزندى، عشق شهوانى، عشق رمانتيك، دوستى، وفادارى، دلبستگى، ازخودگذشتگى، وفاى به عهد، دلسوزى و بسيارى از نظاير آنها را يافت. شواهد چشمگيرى وجود دارد كه نشان مى دهند بسيارى از جانوران غيرانسانى قادر به درك احساساتى هستند كه تمام اشكال عشق را مى توان با آنها تجربه كرد. در واقع چنين به نظر مىرسد كه برخى از جانوران حتى بيش از ما درباره عشق مى دانند و شگفت آنكه اين عاشق پيشه ترين موجودات الزاماً از خويشاوندان نزديك ما نيستند. مثلاً روابط عاشقانه درازمدت را در نظر بگيريد. بيش از ۹۰ درصد گونه هاى پرندگان تك همسرند و در بسيارى از آنها جفت ها تا پايان عمر با هم مى مانند. در برخى گونه ها پيوند بسيار محكمى با يكديگر دارند كه با بالا بردن توان توليدمثلى، بقاى گونه را در پى دارد. پستانداران اما كمتر تك همسرند و وقتى پاى وفادارى به ميان مى آيد، نخستى هاى غيرانسانى در مقايسه با سايرين موجوداتى بى عاطفه و سنگدل به نظر مى رسند.
مثلاً شمپانزه هاى نر وقت چندانى را صرف عشق بازى، جفت گيرى يا ماندن با ماده اى نمى كنند كه بر گردن فرزندانش حق پدرى دارند. اگر آمار طلاق را گواه بگيريم (در حدود نيمى از ازدواج ها در ايالات متحده به جدايى ختم مى شود) به سختى مى توانيم خودمان را نمونه هايى از پايدارى در عشق بدانيم. شايد اينها همه بدين خاطر است كه به قدر كافى براى شناخت همديگر وقت نمى گذاريم. يا شايد هم به اين خاطر كه راه عشق خيلى وقت ها برايمان سهل الوصول و هموار است. اما براى جانوران اوضاع جور ديگرى است. در بسيارى از گونه ها عشق رمانتيك به تدريج و آرام آرام بين عاشق و معشوق بالقوه پديد مى آيد. نرها و ماده ها آيين هاى خاص جفت گيرى را به جاى مى آورند كه نياز به صرف وقت و انرژى بسيار دارد و معمولاً آنها را در معرض خطر قرار مى دهد. گويى لازم است يك يا هر دو نفرشان پيش از آنكه كارشان به زفاف برسد، شايستگى خود را به اثبات برسانند.
برخى از جانوران استاد تمام عيار عشق و عاشقى اند. در گونه هاى تك همسر كه در آن يك نر و ماده هر سال با هم زادآورى مى كنند، معاشقه طولانى است و بايد پيمان ها از نو بسته شوند. مثلاً در كايوت ها و گرگ ها، ماده و نرى كه قبلاً با هم جفت بودند ممكن است در فصل جفت گيرى بعدى با هم مثل غريبه ها رفتار كنند. آنها پيش از آنكه يك بار ديگر با هم جفت شوند و دست رد بر سينه خواستگاران ديگر بكوبند، دور جديدى از معاشقه و دوستى را پيش روى دارند. وقتى بچه هايشان به دنيا مى آيند در كنار هم مى مانند و يك خانواده واقعى را تشكيل مى دهند تا اينكه موعد توليدمثل بعدى برسد. عشق رمانتيك با تمام غنا و عمقى كه در تك تك افراد هرگونه اى القا مى كند در طبيعت به شدت هدفمند است: تداوم نسل ها. شايد به همين خاطر است كه عشق والدينى معمولاً حتى قوى تر از شور و عشق به تنوع جنسى است. بسيارى از جانوران (انسان و ساير حيوانات) زندگى شان را با كمال ميل وقف مراقبت از كودكانشان مى كنند. به سختى مى توان موجودى را خشمگين تر و وحشى تر از فيل مادرى تصور كرد كه كودكش در خطر قرار گرفته است. همچنين دشوار بتوان چيزى را دلپذيرتر و مهر آميزتر از مراقبتى دانست كه بسيارى از حيوانات دست و دلبازانه نصيب فرزندانشان مى كنند. براى درك عمق عشق والدينى تنها كافى است به تماشاى گوريل مادرى بنشينيم كه بى وقفه كودكش را تيمار مى كند و در آغوش مى گيرد، يا گربه اى كه بچه هاى تازه متولد شده اش را مى ليسد يا نهنگ هايى كه با شور و شوق فراوان زادگانشان را همراهى مى كنند و در برابر شكارچيان مى پايند. آرواره هاى تمساح كه قادر است گوزن يا انسانى را تنها با يك گاز خردكننده از پا درآورد، خوشايندترين گهواره اى است كه بچه تمساح هاى تازه سر از تخم درآورده را در امن و آسايش از ميان آب عبور مى دهد. جانوران مادر و در برخى گونه ها پدر، برادر و خواهر بزرگتر، عمه، عمو، خاله، دايى و حتى خويشاوندان دورتر به بچه ها غذا مى دهند، اگر گم شده باشند آنها را پيدا مى كنند و برمى گردانند و با شكيبايى مهارت هايى را كه براى بقا نياز دارند به آنها ياد مى دهند. عشق و سرسپردگى آنها مخلصانه و خلل ناپذير است. حتى اگر عشق در تمامى اشكالش در بسيارى از گونه ها به وضوح قابل مشاهده نباشد باز هم تازه ترين يافته هاى علمى بر وجودش صحنه مى گذارد. ماشين ذهنى عشق در انسان - شامل آناتومى مغز و سيستم هاى عصبى شيميايى كه به ما اين امكان را مى دهد كه عشق را احساس كنيم - عيناً يا مشابه همان ابزارى است كه در تعداد بى شمارى از ساير موجودات نيز وجود دارد. اين نتيجه گيرى گريزناپذير به نظر مى رسد: اگر ما مى توانيم اعجاز چندگانه، گيج كننده، شادى آفرين، دل شكن، روح انگيز و زيروروكننده عشق را داشته باشيم چرا ديگران نتوانند.
(مارك بكاف)

