تبليغاتX
زیست شناسی دامغان

زیست شناسی دامغان

سال 2009 سال بزرگداشت داروین

سلول‌های پایه ومعالجه‌ی بیماری‌های قلبی

 

دانشمندان آلمانی می‌گویند جان یک بیمار قلبی را با استفاده از سلول‌های پایه نجات داده‌اند.

سلول پایه یک نوع سلول بدوی "مادر" است که می‌توان آن را طوری برنامه‌ریزی کرد که به انواع سلول‌های بدن تبدیل شود.

روزنامه راینیشه پُست دوسلدورف از ماجرای موفقیت‌آمیز این معالجه گزارش داد. این معالجه با استفاده از سلول پایه و روی بیمار ۶۴ ساله‌ای انجام شد.

دکتر بودو اِکهارد اِشتویر (Bodo-Eckehard Stauer) رئیس بخش قلب بیمارستان دانشگاه دوسلدورف به روزنامه راینیشه پُست گفت که « بیمار پس از حمله قلبی شدید در شُرُف مرگ بود. وی ۷ هفته در بخش مراقبتهای ویژه بستری بود، ولی با این همه در حال وی بهبودی حاصل نشد. »

اشتویر تصمیم می‌گیرد این بیمار را با استفاده از روش سلولهای پایه معالجه کند. پس از ۹ روز وضعیت بیمار چنان بهبود پیدا کرد که توانستند او را از بخش مراقبتهای ویژه به بخش عادی بیمارستان منتقل کنند.

روش معالجه به این ترتیب بوده که ابتدا سلولهای مادر را از مغز استخوان بیمار خارج کردند و سپس با کمک یک لوله بالونی سلولها را داخل سرخرگی قرار دادند، که طی حمله قلبی آسیب دیده بود. این فرآیند نیم ساعت به طول انجامید.

دکتر اشتویر شگرد به‌کاربسته را « نوآوری‌ای جهانی » می‌نامد، نوآوری‌ای که برای اولین بار در دنیا شوک قلبی را با استفاده از سلولهای پایه درمان کرد. شوک قلبی در اثر کمبود و نارسایی اکسیژن به بافتهای قلبی به وجود می‌آید. 

تحقیقات سلول‌های پایه جنینی در آلمان ممنوع شد

تنها منبع تولید سلول‌های پایه جنینی تا همین اواخر استخراج آن از جنین انسان تا قبل از رسیدن به هشت هفتگی بود. اما به علت نابودی جنین در این فرآیند، شیوه یادشده در آلمان و بسیاری از کشورها با مخالفت شدیدی مواجه شد.

با ابن همه مشاهده مواردی مانند آنچه در بیمارستان دانشگاه دوسلدورف رخ داد امیدوار کننده است، چراکه چنین معالجاتی با استفاده از سلول‌های پایه می‌توانند مجدداَ امکان بحث بر سر درمان با استفاده از سلولهای پایه جنینی را فراهم کنند.

دولت آلمان اخیراً اعلام کرد که برای سه سال آینده ۵ میلیون یورو به تحقیقات سلولهای پایه غیرجنینی اختصاص خواهد داد.

سلول‌های پایه می‌توانند به سلولهای مختلف بدن از جمله سلولهای استخوان، خون و یا مغز بدل شوند. متخصصان معتقدند که از این طریق می‌توان به احیاء عضوها و بافت‌های آسیب‌دیده بدن کمک کرد.

در درمان بیماریهایی مانند پارکینسون هم می‌توان از روش معالجه به وسیله سلولهای پایه کمک گرفت. پارکینسون پس از آلزایمر شایع‌ترین بیماری جهان است. بیش از ۴ میلیون نفر در جهان به این بیماری مبتلا می‌باشند.

محققان می‌گویند که سلولهای پایه‌ای که از جنین چندروزه انسان گرفته می‌شوند امیدوارکننده‌تر از بقیه‌اند.

اعتراض به تحقیقات ژنتیکی با استفاده از سلول‌های پایه جنینی، به تاریخ آلمان و کارنامه نازی‌ها برمی‌گردد که سعی داشتند "نژاد برتر" را در آلمان بیافرینند. از این رو از سال ۲۰۰۲ تولید سلول‌های جنینی در آلمان ممنوع شد.

دولت آلمان به دانشمندان هم دیگر اجازه نمی‌دهد روی سلولهای پایه جنینی که پس از ژانویه ۲۰۰۲ در آلمان تولید شده، تحقیق کنند. آنها حتی تولیدات آزمایشگاههای خارج از آلمان را هم کنترل می‌کنند تا مبادا وارد بازار آلمان شوند.

منتقدان معتقدند که این ممنوعیت‌ها دانشمندان آلمان را به دردسر می‌اندازد. این در حالی است که منتقدان تحقیق بر روی سلولهای پایه جنینی می‌گویند که « توسعه  روش‌ درمانی با استفاده از سلولهای پایه غیرجنینی نیاز به سلولهای پایه جنینی و استخراج آنها از جنین انسان را از بین می‌برد»
(دویچه وله)
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 12:25  توسط شجاعی نیا  | 

ناراحتی های پوستی و درمانهای همیوپاتی

 

حسین 49 ساله، مردی پرکار است. از بچگی پرجنب و جوش بوده و هیچگاه آرام و قرار نداشته است. همواره در حال انجام کاری است. حتی در تعطیلات؛ گاهی تا روزی 15 ساعت نیز کار میکند. پشتکارش عجیب است. سیگار می کشد؛ افراط او زبان زد عام و خاص شده. بسیار فعال و مبتکر است. سر کارش همه از او حساب می‌برند. جدی و سختگیر است. تحمل بی کفایتی کارمندانش را ندارد، ولی بالعکس ابتکار عمل آنها را تشویق می کند. شبها به سختی به خواب می رود و صبح ها نیز به زحمت می تواند بیدار شود و وقتی بیدار می شود بسیار بداخلاق و بهانه گیر است، اما شبها که به خانه برمی گردد با زن و فرزندانش بسیار گرم و صمیمی است. معده درد دارد، استرس کار و وسواس او در انجام صحیح کارها، معده دردش را بدتر می کند. به طوری که گاهی به خونریزی می افتد. گاهی دچار کمردرد شدید می شود که تنها ورزش چاره کار است. وقتی سرما می خورد خیلی دیر بهبود می یابد و اغلب آنتی بیوتیکها با وضع معده او جور در نمی آید. از لحاظ روحی مردی محکم و مقتدر به نظر می رسد، اما پوست او بسیار حساس و ظریف است و ابدا تحمل گرما ونور آفتاب را ندارد. به تازگی دچار ناراحتی پوستی شده. سر مفصل هایش خشکی زده، پوست پوست می شود، می خارد و می سوزد و سپس زخم می‌شود. صبحها که از خواب بیدار می شود سر و سینه او به شدت می خارد و این او را به شدت کلافه کرده است. متخصص پوست به او انواع کرمهای کورتون را تجویز کرده که متاسفانه دردش را درمان نکرده است. بالاخره از همه جا رانده و از همه جا مانده به پزشک همیوپات مراجعه می کند.

پزشک همیوپات پس از بررسی و تجزیه و تحلیل بسیار دقیق متوجه می شود که این ناراحتی زمانی عارض شده که پسرش برای ادامه تحصیل به خارج رفته و این جدایی برای بیمار منشا و علت مریضی او تشخیص داده می شود. چرا که وابستگی این فرد بیمار به فرزندش وصف ناشدنی است؛ اما هیچگاه قادر به بروز احساساتش نبوده و از آنجایی که همیشه پوست او حساس بوده، دچار ناراحتی در این قسمت شده است. با توجه به این اوصاف، پزشک همیوپات ابتدا به او Sulph تجویز می کند که بدین وسیله خارش شدید سر و سینه و کلافگی او پس از دو هفته از بین می رود و سپس داروی  Psorمصرف می شود که بدین ترتیب زخمهای زانو و سپس پشت آرنجش به تدریج بهبود می یابد.

 

در کتاب مرجع دارویی همیوپاتی(Repertory) نزدیک به 115 دارو برای این نوع بیماری پوستی کهPsoriasis نام دارد وجود دارد. بنابر این شاید این سئوال پیش آید که چگونه از بین این همه تنوع دارویی، پزشک همیوپات می تواند مناسب ترین و موثرترین دارو را انتخاب کند. جواب این سئوال ممکن است تعجب آور باشد چرا که همیوپاتی نگرشی است که در آن"بیمار" درمان می شود و نه "نام بیماری". در فلسفه همیوپاتی، پزشک می کوشد تا ریشه و علت بیماری را پیدا کند. علتی که باعث می شود بیمار بتواند به بقای خود ادامه دهد. از طرف دیگر پزشک همیوپات سعی می کند عوامل وراثتی و محیطی و شخصیتی بیمار را درک کند. بنابر این چگونگی واکنش بیمار در مقابل بیماری از اهمیت به سزایی برخوردار است، زیرا عکس العمل بیمار هم از لحاظ جسمی و هم از نظر روحی ـ روانی، تصویری مشخص را به دست می دهد که این تصویر قابل مقایسه با تصویری است که داروی همیوپاتی خاص، در ذات خود دارا می باشد. در این روش، تجویز دارو براساس قانون شباهتها و تطبیق واکنش های منحصر به فرد بیمار (علائم بیماری) با خواص دارویی منحصر به فرد مواد طبیعی موجود در کره زمین می باشد. هر ماده طبیعی که به روش همیوپاتی دارای خواص دارویی شده است، می تواند یک تصویر کلی را در یک فرد سالم به دست دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 12:40  توسط شجاعی نیا  | 

به مناسبت فصل انگور

 

انگور 

هسته انگور، مخصوصا هسته انگور یاقوتی یا تیره رنگ که حاوی مقدار قابل توجهی فیتواستروژن Phytoestrogen    است از بروز Artherosclerosis در خانمها جلوگیری می کند. پژوهشگران کشور روسیه در این مورد بررسیهای جالبی به عمل آورده اند و سازمانهای بی شماری برای این منظور همکاری دارند.

خانمها در سنین باروری (تا حدود 45 سالگی) نسبت به مردان کمتر به بیماری آرترواسکلروز دچار می شوند، ولی پس از یائسگی میزان این بیماری در آنها افزایش می یابد و درصد بالایی از آنها به علت بیماریهای قلب و عروق جانشان را از دست می دهند. این امر به علت تغییرات هورمونی بدن آنها، مخصوصا ترشح ناچیز هورمون استروژن است که به علت از کار افتادن فعالیتهای تخمدان ها ظاهر می شود و هورمون تراپی نه تنها پاسخگوی این عارضه نخواهد بود، بلکه موجب دردسرهای دیگری مانند انسداد عروق و سرطان خواهدشد. به همین جهت پژوهشگران به فیتواستروژن، نوعی هورمون طبیعی روی آورده اند و بهترین نوع آن نیز در هسته انگور موجود است. فیتواستروژن در بسیاری از غذاهای گیاهی مانند غلات و حبوبات و سبزی و میوه و گیاهان دارویی وجود دارد.

فیتواستروژن موجود در هسته انگور از دسته فلاوونوئیدها (Flavonoid) است که از ذکر نام آنها در اینجا خودداری می شود. این آنتی اکسیدانهای بسیار قوی که خاصیت  Antiphlogisticهم دارند به آسانی قادرند گرفتگی‌های عروق را باز کرده و از قلب و گردش خون به خوبی مواظبت نمایند.

ترکیبات موجود در هسته انگور قادرند کلسترول بد خون را به سرعت کاهش داده و به همین منظور در بهزیستی قلب و عروق نقشی مهم دارند. هسته انگور فوائد بیشمار دیگری دارد که یکی از آنها پیشگیری بعضی از سرطانها است. اسیدهای چرب موجود در روغن هسته انگور در بسیاری از بررسیهای علمی نقش موثر و مفید خود را ثابت کرده و بررسیهای علمی در آینده بیشتر و بهتر به فوائد آن پی خواهد برد. به همین منظور توصیه می شود که انگورهای با هسته خریداری و مصرف شود و هرگز هسته انگور دور ریخته نشود چون حاوی مواد حیاتی و تضمین کننده سلامتی و بهزیستی است.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 11:58  توسط شجاعی نیا  | 

بازآفرینی احساس جدا شدن از تن در آزمایشگاه

تجربه جدایی از تن (اس پی ال)

بسیاری از کسانی که در حوادث تا آستانه مرگ پیش رفته اند جدایی از تن را تجربه کرده اند

کارشناسان موفق شده اند در آزمایشگاه داوطلبان را دچار این احساس کنند که از تن خود جدا شده اند.

این آزمایش ها، که جزئیات آن در نشریه "ساینس" چاپ شده، توضیحی علمی برای پدیده ای که از هر 10 نفر یک نفر تجربه می کند ارائه می کند.

دو تیم از دانشمندان با استفاده از عینک های واقعیت مجازی، مغز را دچار این توهم کردند که تن در جای دیگری قرار دارد.

این توهم تصویری، توام با این احساس که بدن واقعی آنها لمس می شود، داوطلبان را دچار این تصور کرد که از جسم فیزیکی خود فاصله گرفته اند.

محققان می گویند یافته های آنها می تواند دارای کاربردهای عملی باشد، از جمله کمک به ارتقاء بازی های ویدیوئی به یک سطح بالاتر مجازی، به طوری که بازیگر احساس کند عملا در محیط بازی قرار گرفته است.

برای برخی، تجربه جدایی از تن به صورت خودجوش روی می دهد، درحالی که برای دیگران به شرایط فوق العاده خطرناک، مثلا قرار گرفتن در آستانه مرگ، یا در یک وضعیت خواب آلوده یا استفاده از الکل و مواد مخدر روی می دهد.

یک نظریه می گوید که این مربوط می شود به چگونگی برداشت هر فرد از بدن خود - کسانی که غمزده یا کمتر با بدن خود در تماس هستند بیشتر دچار حالت جدایی از تن می شوند.

اما دو تیم دانشمندان از "دانشگاه کالج لندن" در بریتانیا و موسسه فدرال فناوری در لوزان سوئیس معتقدند که یک توضیح نورولوژیکی برای این پدیده وجود دارد.

مطالعه آنها حاکی از این است که قطع ارتباطی میان مدارهای مغزی که مسئول پردازش اطلاعات بصری و لمسی هستند، ممکن است عامل احساس جدایی از تن باشد.

در آزمایشی که در سوئیس انجام شد، محققان از داوطلبان خواستند درحالی که عینک های نمایش دهنده تصاویر ویدئویی به چشم زده بودند، مقابل یک دوربین بایستند.

از طریق این عینک های ویژه، داوطلبان می توانستند تصویر ویدئویی از پشت خود را ببینند - یک "جسم خود مجازی" سه بعدی که انگار روبروی آنها ایستاده بود.

وقتی محققان پشت داوطلبان را با یک قلم لمس کردند، داوطلب می توانست پشت مجازی خود را در حالی که لمس می شد چه همزمان یا با تاخیر ببیند.

داوطلبان گفتند که این تجربه طوری بوده که انگار این حس در اثر تماس قلم با پشت مجازی آنها ایجاد شده و نه تماس با پشت واقعی آنها، که آنها را دچار این احساس کرد که جسم مجازی متعلق به آنهاست، نه اینکه تنها یک تصویر (هولوگرام) باشد.

داوطلبان

حتی وقتی که دوربین طوری تنظیم شد که به جای پشت داوطلب، از یک آدمک که پشت آن درحال لمس شدن بود فیلم بگیرد، داوطلبان باز هم گزارش دادند که احساس کرده اند که انگار جسم آدمک، جسم خود آنها بوده است.

و جالب اینکه وقتی محققان عینک های نمایش دهنده ویدئو را خاموش کرده و داوطلبان را چند قدم به سوی عقب هدایت کرده و سپس از آنها خواستند به جای اول بازگردند، داوطلبان از جای اولیه جلوتر رفتند و نزدیکتر به نقطه ای که "خود مجازی" آنها قرار داشت ایستادند.

دکتر هنریک ارسون که تحقیقات دانشگاه کالج لندن را هدایت کرد، با استفاده از تست های مشابه دریافت که داوطلبان وقتی احساس کردند خود مجازی آنها تهدید می شود، یعنی وقتی به نظر می رسد هدف ضربات چکش قرار می گیرد، واکنشی روانی نشان دادند که در این مورد افزایش تعرق بود.

دکتر ارسون گفت: "این آزمایش نشان داد که چشم انداز اول شخص اهمیتی حیاتی برای تجربه یکی بودن با تن دارد. به عبارت دیگر، ما احساس می کنیم که تن ما همانجایی است که چشم می بیند."

دکتر سوزان بلکمور، روانشناس و استاد مهمان در دانشگاه غرب انگلستان گفت: "این مطالعه بالاخره تجربه جدایی از تن را در آزمایشگاه خلق کرده است و یکی از تئوری های عمده درباره چگونگی وقوع آن را محک زده است."

"دانشمندان از قدیم مظنون بودند که سرنخ این تجربه های خارق العاده و گاه دگرگون کننده، در به هم زدن توهم عادی ما از قرار داشتن خود در پشت چشم است، و جایگزین کردن آنها با یک دیدگاه تازه از بالا یا از عقب."

نمودار
منبع: بی بی سی
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 9:0  توسط شجاعی نیا  |